مخاطب عزیز و گرامی!

لطفا فقط به زبان پارسی نظر بدهید . نظراتی که با نگارش انگلیسی (فارسی/انگلیسی) باشد قابل  انتشار نمی باشد

ضمنا با توجه به فعال بودن بخش های«پرسش و پاسخ»،«بحث و نظر» و «مطالب مخاطبان» در پایین سایت، می توانید دیدگاه ها و مطالب تفضیلی خود را برای انتشار به این بخش ها ارسال کنید. پرسش ها و پاسخ به سوال های شما در این بخش درج خواهد شد. 

نظرها و دیدگاه های ارزشمند شما پس از طرح در این قسمت، در اولین فرصت به تایید مدیران سایت رسیده و منتشر خواهد شد.

سایت رسمی کلاه پهلوی از انتشار مطالب توهین آمیز و طرح مسائلی که در حیطه مسائل خصوصی و «حریم شخصی» عوامل و بازیگران این سریال قرار می گیرد معذور است.

برای تداوم فضای پویا و با نشاط این بخش، لطفا از ارسال نظرهای مشابه و یکسان با نام های مختلف پرهیز نمایید. بدیهی است سایت کلاه پهلوی آن دسته از نظرهایی که از سوی یک فرد با نام های متفاوت ارسال شده را بررسی و صرفا یک نظر را منتشر خواهد کرد. 

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات   

 
0 #2836 محیا . 1392-03-04 21:45
ای برادر تو چقدر حیله گری
آی کریم با تو ام ، نه دیگری

ببین چه بلوایی در شهر بپا کردی
آسید علی رو کشتی، حیا کردی؟!

اینقدر دسیسه و نیرنگ چرا؟
گناه دارند آخر این مردم بینوا

آژان شدی که خدمت کنی؟
یا حیله علیه این ملت کنی؟
بازگو کردن
 
 
-1 #2835 ناشناس 1392-03-04 18:54
سلام ببخشید دراین قسمت فکر میکنم حکمشون از لحاظ حقوقی وقانونی اشکال داشت در مورد تراشیدن سر که مربوط به مرد متاهل هست واز لحاظ کیفیت اجرای حد هم فکر میکنم اشتباه باشد وچون نمی تونم در اینجا اشتباه حکم را بیان کنم فقط شما رو ارجاع میدم به ماده 87 قانون مجازات اسلامی که البته این قانون سال 85 هست که البته فکر میکنم که به هر حال حدود هیچوقت تغییر نکند راستی به نظرم دوسه قسمتی هست که قصه دختران موید خیلی پررنگ وجالب شده خیلی دوست دارم بدونم که آخروعاقبتشون چی میشه البته از همچین پدری همچین دخترایی هم بعید نیست اون موید خودش ازهمه بدتر وچشم چرون تر هست هنوز یادم نرفته که وقتی شادی تهمینه را بی حجاب کرد چجوری نگاش می کرد راستی این آقای موید که هم درکیف انگلیسی وهم در اینجا بازی کرده صداش توی سریالها باهم فرق داره می خواستم بپرسم که صداش در کدوم یک از دوسریال دوبله شده؟

مدیر سایت: دوست عزیزم صدای ایشان دوبله نشده و ایشان با توانایی های خود این لحن را به کار گرفته اند.
بازگو کردن
 
 
0 #2834 علی ایمانی .. اهواز 1392-03-04 16:47
باعرض سلام وخسته نباشید با اینکه این مجموعه ما را به دورانی از تاریخ ایران می برد که در ان تحولاتی اساسی در جامعه ایران از لحاظ سیاسی واقتصادی واجتماعی اتفاق افتاده است وجدلی سنگین بین دو طیف فکری در ان دوران به وقوع پیوسته بود یعنی بین گروه که غرب گرا وغرب زده به مفهوم منفی که فقط ظواهر فرهنگ غرب را میدید ومبهوت ان شده بود وگروهی که مبارزه می کرد که مفهوم وماهیت فرهنگ واداب ورسوم ودین ملت ایران حفاظت کند واز به هم پاشیدگی ان جلوگیری کند لاجرم وقایع تاریخی زیادی در ان دوران به وقوع پیوسته است ولی حرف که ما در مورد این مجموعه داریم اینکه صد در صد وقت این مجموعه متمرکز شده بر اساس کشف حجاب ومبارزه حکومت با عقاید دینی وسلطه بلامنازع قزاق برمردم ومقدرات انان واین حالت بیننده را به این تفکر وامی دارد که این مجموعه حالت شعاری محض دارد در حالی که اگر در مجموعه به حوادث سیاسی اقتصادی واتفاقات جهانی که به ایران ان زمان متصل بود هم پرداخته می شد بصورتی که 50 درصد وقت این مجموعه به مقوله های گفته شده می پرداخت و50 درصد به موضوع کشف حجاب و مبارزه دولت با مفاهیم دینی در ان دوران می پرداخت بهتر کار ساز می شد وزیادتر اثر گذار می گردید بلاخره رساندن مفهوم به صورت غیر مستقیم ارجحتر است واین روشی است که غرب در باب تهاجم فرهنگی برعلیه جامعه ما وبلاخص جوانان بکار برده است البته روش غیر مستقیم رساندن مفاهیم سابقا در مجموعه کیف انگلیسی بکار برده شده وباعث جذابیت بیش از حد ان مجموعه شده است با امید موفقیت وساختن مجموعه های دیگر از ان دوران تا جوانان ما بیشتر با ظلمها ورنجهای که بر ایران گذشت اشنا شوند وبفهمند سرسپردگی حاکمان ان روزگار ودست نشاندگیشان به ابرقدرتهای ان دوران را
بازگو کردن
 
 
+1 #2833 پریسا 1392-03-04 15:38
کی جواب میدین؟

مدیر سایت: پاسخ چه سوالی را دوست عزیز؟
بازگو کردن
 
 
+1 #2832 پریسا 1392-03-04 15:36
امروز 4 خرداد است الان ساعت 3:34 است وهنوز تکرار کلاه پهلوی رو نگذاشته چرا؟؟؟؟
بازگو کردن
 
 
+2 #2831 سعید 1392-03-04 15:21
تا کی میخواهیم غیر حرفه ای بمانیم؟؟ حکم صادر شده برای 4 نفر توسط قاضی ناقص اجرا شد.شلاق زده شد سر تراشیده نشد//
بازگو کردن
 
 
+1 #2830 محیا . 1392-03-04 12:30
در این قسمت به پیشواز مراسم محرم رفتن در حالی که در قسمت 16نیز شاهد مراسم محرم بودیم ( مشکی به تن کرده بودند و پرچم یا حسین (ع) نصب بود ) در حالی که مراسم محرم یکبار در سال اتفاق می افتد .
در مورد تصاویر تار توضیح کامل داده شد ای کاش دربارۀ عدم یکسانی اینکه آنچه بازیگر ادا می کند با صدایی که روی آن گذاشته شده نیز یه توضیح هر چند مختصر می گفتید که این کار آیا به دلیل تعدیلی ست که مسئولین پخش از شما خواستند ( مدیر سایت بجای سانسور کلمۀ تعدیل را بکار می برند بنده نیز از همین کلمه استفاده می کنم )
در مورد زاویۀدید در داستان ، خیلی برام جالبه که بدونم زاویۀ دید داستان چیست؟ دانای کل است؟ آیا می شود در اواسط داستان زاویۀ دید را تغییر داد ؟ به نظرم در ابتدا زاویۀ دید دانای کل نبوده و حالا چند قسمتی ست که دانای کل شده ( این سؤال را از اینرو می پرسم که خودم در داستانهایم حتماً زاویۀ دید را همانی در نظر می گیرم که از اول قصه بود و این تغییر برایم جالب بود )
در مورد مادر میرزا ، چرا این فرد مدام اخم می کند و با اخم حرف می زند؟ ( اشاره به آنچه گذشت ابتدای قسمت 32 که مرصع خانم با اخم از پسرش خواست که بچه های ذبیح الله را برگردونه )
در کامنتی که دربارۀ حجاب خانمها اون موقع توضیح دادم ، خواستم در تکمیل اون کامنت بگم مثل آغ بی بی خانم که اندکی موهاش پیداست ( که البته با سن و سال آغ بی بی خانم و با توجه به عدم زینت موهایش برایش بالامانع است ) در آن زمان همۀ بانوان روسری هاشون مثل آغ بی بی خانم بوده ولی خب چون سایر بانوان جوان هستند و از نظر دین حتی نشون دادن یک تار از موهاشون نیز جایز نیست برای همین به صورت هِدهای رنگی زیر روسری هاشون نشون داده شده .
کریم در این قسمت سریال مثل گشت ... شده بود که جلوی دختر پسرا رو می گیره که ببینه چه نسبتی با هم دارن
از جناب آقای رویین رزمگیر هم بسیار ممنونم که برای پاسخ سؤالهای من وقت گذاشتن ، خیلی ممنون
بازگو کردن
 
 
+1 #2829 ناشناس 1392-03-04 10:16
اسم این قسمت را نگذارید نظر مخاطبان، بگذارید تعریف از سریال واقعا براتون متاسفم تمام سریال شعارست همین قسمتی که پخش شد یعنی اگر زن بخواد حق خودش و بگیره به بی حیایی متهم میشه؟ تا کی می خواید پشت شعار حرف بزنید؟ بانو فاطمه زهرا خطبه تو مسجد خوند ما الگوی مان ایشون هستند کسی که نگذاشت حق خودش و شوهر و بچه هایش پایمال شود حالا تو این سریال چی دارید نشون می دین؟ هر زنی که بره دادگاه بی حیاست؟؟؟

مدیر سایت: دوست عزیزم این برداشت شما از سریال است و ما چنین منظوری نداشتیم.
بازگو کردن
 
 
-1 #2828 پورمسعود 1392-03-04 00:41
سلام
بینندگان و مخاطبان عزیز لطفا بخش دوم مقاله درباره کلاه پهلوی را مطالعه بفرمایید
لینک مقاله
http://rasesh.rozblog.com/post/377
بازگو کردن
 
 
+1 #2827 رویین تن 1392-03-04 00:36
نقل کردن رویین تن:
نقل کردن رویین تن:
نظرات را بروز رسانی کردید اما 2 کامنت من که وقت بسیاری برای نگارش اش گذاشته بودم را منتشر نکردید؟ چرا؟ اگر قرار بر این است واقعا من برای چه دارم وقت می گذارم؟ برای این سایت ارزش زیادی قائلم و متقابلا همین انتظار را دارم.
امیدوارم به زودی شاهد هر دو کامنتم که امروز صبح فرستاده بودم و اهمیت بسیاری داشت در سایت باشم. با تشکر

مدیر سایت: دوست عزیزم انتشار برخی مطالب در بخش کامنت ها باعث می شود دیده نشوند. این مطلب به زودی در قالب مطلبی مستقل منتشر خواهد شد.

خانم یا آقای مدیر عزیز. این متن کاملا تضمین می شود تمام اسنادی را هم که آوردم موجود است . ضمنا چون محیا خانم سوال فرموده بودند بنده اینقدر سریع این متن را تهیه کردم مطمئنم هم به درد مخاطبان کیف انگلیسی می خورد هم مخاطبان کلاه پهلوی و هم مخاطبان کار بعدی آقای دری(احتمالا). اصلا هر ایرانی حد اقل این ها را که آورده بوذم بداند. ای کاش منتشر می شد. حیف. لطفا دقیقا بگویید در چه قسمتی و چه زمانی منتشرخواهد شد؟
ضمنا اکنون دقیقا پایان هفته است که قولش را برای انتشار اسامی برندگان داده بودید. من بدقولی را توهین می دانم. و اطمینان دارم که شما قصد توهین ندارید. جدیدا چندین کامنت من را که هیچ موردی نداشتند(ایمان دارم) را منتشر نکردید.امیدوارم متوجه فضای سردی که حاصل این سوءتفاهم است باشید و تقاضا دارم این مشکل را مرتفع نمایید.
(محیا جان من سعی کردم زود جواب سوالتان را بگیرید منتها جناب مدیر قول انتشار در زمان دیگری ودر قالب مستقل دادند. و از آنجایی که برایش بسیار وقت گذاشته بودم حتما اگر انتشار آن دیر شد برایتان ای میل میکنم.)
با تشکر. رویین رزمگییر

مدیر سایت: دوست عزیزم از میان کامنت های شما فقط یک کامنت که مربوط به رد صلاحیت یکی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری بود منتشر نشده و بدیهی است چنین کامنتی صرفا در سایت خود آن کاندیدای محترم قابل انتشار است و سایت کلاه پهلوی امکان انتشار چنین کامنتی را ندارد.
دوست بزرگوار! ان شاءالله هم نتیجه مسابقه و هم مطلب زیبای شما فردا در سایت درج خواهد شد.

کامنتی هم بود مبنی بر حمایت من از پیشنهاد خانم گلاره مبنی بر اینکه سایت ادامه یابد و ایده برای کار بعدی آقای دری بدهیم هم حذف شد.یک جمله دوستانه که خلاف اخلاق نبود و خطاب به خانم رز نوشته بودم هم حذف کردید. یک توضیح هم برای خانم محیا در باره قوام نوشته بودم که دلیل حذف آن را نفهمیدم.
در مورد کامنت سیاسی حق با شماست ربطی به سریال نداشت صرفا یک دل نوشته بود و شخصی. برای تنها کسانی که با آنها رابطه دوستی دارم نوشته بودم.جوانب امر را سنجیده بودم نامی از کسی نبردم و بیشتر از خودم نوشتم که شاید همدلی از دوستان پیدا شود. اما مگر نه اینکه خود شما(منظور شخصیت حقوقی مدیر سایت است) در جواب دوستی که گله کرده بود از احوال پرسی های بعضی از مخاطبان گفته بودید چه ایرادی دارد . مگر نه اینکه هزار کامنت نا مربوط تا به حال منتشر کردید. حتی خود من خیلی از نوشته هایم شخصی بود ولی منتشر کردید. شده بود کامنتی را دو بار به اشتباه ارسال کنم و شما عینا 2 بار منتشر کردید.
باری. بنده حق را در مورد کامنت سیاسی به شما می دهم و اگر منتشر می کردید لطف خاص می کردید.لطفا تنها دلیل عدم انتشار و حذف بعضی جملات را بیان نمایید. ببخشید وقتتان گرفته شد.
و سپاس ویژه که توقع های ما را می شنوید و جواب می دهید.

مدیر سایت: دوست عزیزم کامنت ادامه فعالیت سایت منتشر شد. درخصوص برخی کلمات هم که حذف می شوند لازم به ذکر است ممکن است جمله ای داخل متن حساسیت برانگیز باشد که حذف می گردد.
بازگو کردن
 
 
0 #2826 سامان 1392-03-03 23:50
ای کاش قضاوت شما نسبت به این سریال کمی بی طرفانه بود جالبه اینکه ما قدیما خیلی غیرتی بودیم ولی یه آدم مثل رضا خان اومد حجاب رو برداشت ولی الان امروز اون مردا دیگه نیست و داریم به زور حجاب رو سر زنا و دخترامون می کنیم جالبه به هر حال اگر وجدان کاریتون نسبت به بی طرفه بودن کارتون زیاد بود خیلی بهتر میشد اما با این حال به دل خیلی ها که از آزادی زن رو شعار میدن نشست
بازگو کردن
 
 
0 #2825 رضا بهزادی 1392-03-03 23:35
مریلا زارعی و آقای شریفی نیا اصلا به آدم مذهبی نمیخورند.
شریفی نیا که فقط به یک آدم هفت خط و کلابردا و هر چی غیر از آدم مذهبی میخوره.
خانم زارعی هم اصلا به نقش یک خانم با وقار و چادری نمیخوره. البته نمیگم همه مذهبی ها با وقار و متین رفتار می کنند.
خیلی رفتار دخترای راحت امروزی رو دارن.
من از هر دوی این بازیگر ها در نقش های دیگه خوشم میاد ولی اصلا به هردوشون نقش آدم مذهبی نمیآد.
بازگو کردن
 
 
+3 #2824 رویین تن 1392-03-03 23:34
نقل کردن رویین تن:
نظرات را بروز رسانی کردید اما 2 کامنت من که وقت بسیاری برای نگارش اش گذاشته بودم را منتشر نکردید؟ چرا؟ اگر قرار بر این است واقعا من برای چه دارم وقت می گذارم؟ برای این سایت ارزش زیادی قائلم و متقابلا همین انتظار را دارم.
امیدوارم به زودی شاهد هر دو کامنتم که امروز صبح فرستاده بودم و اهمیت بسیاری داشت در سایت باشم. با تشکر

مدیر سایت: دوست عزیزم انتشار برخی مطالب در بخش کامنت ها باعث می شود دیده نشوند. این مطلب به زودی در قالب مطلبی مستقل منتشر خواهد شد.

خانم یا آقای مدیر عزیز. این متن کاملا تضمین می شود تمام اسنادی را هم که آوردم موجود است . ضمنا چون محیا خانم سوال فرموده بودند بنده اینقدر سریع این متن را تهیه کردم مطمئنم هم به درد مخاطبان کیف انگلیسی می خورد هم مخاطبان کلاه پهلوی و هم مخاطبان کار بعدی آقای دری(احتمالا). اصلا هر ایرانی حد اقل این ها را که آورده بوذم بداند. ای کاش منتشر می شد. حیف. لطفا دقیقا بگویید در چه قسمتی و چه زمانی منتشرخواهد شد؟
ضمنا اکنون دقیقا پایان هفته است که قولش را برای انتشار اسامی برندگان داده بودید. من بدقولی را توهین می دانم. و اطمینان دارم که شما قصد توهین ندارید. جدیدا چندین کامنت من را که هیچ موردی نداشتند(ایمان دارم) را منتشر نکردید.امیدوارم متوجه فضای سردی که حاصل این سوءتفاهم است باشید و تقاضا دارم این مشکل را مرتفع نمایید.
(محیا جان من سعی کردم زود جواب سوالتان را بگیرید منتها جناب مدیر قول انتشار در زمان دیگری ودر قالب مستقل دادند. و از آنجایی که برایش بسیار وقت گذاشته بودم حتما اگر انتشار آن دیر شد برایتان ای میل میکنم.)
با تشکر. رویین رزمگییر

مدیر سایت: دوست عزیزم از میان کامنت های شما فقط یک کامنت که مربوط به رد صلاحیت یکی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری بود منتشر نشده و بدیهی است چنین کامنتی صرفا در سایت خود آن کاندیدای محترم قابل انتشار است و سایت کلاه پهلوی امکان انتشار چنین کامنتی را ندارد.
دوست بزرگوار! ان شاءالله هم نتیجه مسابقه و هم مطلب زیبای شما فردا در سایت درج خواهد شد.
بازگو کردن
 
 
+4 #2823 محیا . 1392-03-03 21:19
کاش در قسمت قبل نشون می دادین امضا گرفتن از جماعت بی سواد رو ، خیلی برام جالبه که در جامعه ایی که اکثریت شون فاقد سواد هستن چطور استشهاد جمع می کنن .
راستی عوامل سریال و بازیگرا چطور خنده شون نمی گیره وقتی عالیه حرف می زنه . تو قسمت پیش وقتی عالیه به کریم گفت :" آق کریم ، پیشته بدم میاد " خیلی بامزه بود . کلاً عالیه خیلی خوشگل حرف می زنه ، دلم می خواد همش واسم حرف بزنه . زمانهایی که دلم می گیره از فایلهای کلاه پهلوی ایی که دانلود کردم قسمتهای حرف زدن عالیه رو میارم ، انقدر خیلی بامزه و شیرینه که حال و هوامو حسابی عوض می کنه . دست تون درد نکنه که این شخصیت رو گذاشتین اینم یه برتری دیگۀ کلاه پهلوی نسبت به کیف انگلیسی ، در کیف انگلیسی شخصیتی که اینجوری حال و هوای داستان رو شیرین کنه نداریم ولی در کلاه پهلوی داریم . کلاً لهجۀ سامانی ها خیلی قشنگه ، میرزا آقا هم خیلی قشنگ با لهجه حرف می زنه . میرزا آقا در دیالوگش با کریم به کروات گفت افسار و جالبه که فرهنگستان زبان و ادب فارسی کروات رو اینگونه به فارسی برگردونده : "دراز آویز زینتی"
راستی دیدین دختر مؤید به اون پسرا ( دوست پسراشون ) چی گفت؟ گفت: "بی رو در بایستی ، شما نمی خواین بیاین با آقاجونم حرف بزنین؟". اینو تازه فهمیدم ( از زبون یه خانم مسن شنیدم ، داشت تعریف می کرد با کناری ش منم چون این ورش بودم شنیدم دیگه ) داشت این زمون رو با اون قدیما مقایسه می کرد می گفت "اون موقع ها پسرا با دوست دختراشون حتماً ازدواج می کردن" ، این دیالوگ هم تأئید کنندۀ صحبت اون خانومه س
بازگو کردن
 
 
+2 #2822 ناشناس 1392-03-03 19:35
سلام می خواستم در مورد نظر محیا درباره اینکه چرا فقط سرخاک چادر سر می کنند بگم که متاسفانه توخیلی از فیلمهای حتی فیلمهای زمان حال شخصیتهایی که درفیلم چادر ی نیستندانگار فقط برای مراسم خاکسپار ی چادرسرشون می کنند وانگار تنها مورد استفادش سرخاک است.
بازگو کردن
 
 
+3 #2821 رویین تن 1392-03-03 14:05
نظرات را بروز رسانی کردید اما 2 کامنت من که وقت بسیاری برای نگارش اش گذاشته بودم را منتشر نکردید؟ چرا؟ اگر قرار بر این است واقعا من برای چه دارم وقت می گذارم؟ برای این سایت ارزش زیادی قائلم و متقابلا همین انتظار را دارم.
امیدوارم به زودی شاهد هر دو کامنتم که امروز صبح فرستاده بودم و اهمیت بسیاری داشت در سایت باشم. با تشکر

مدیر سایت: دوست عزیزم انتشار برخی مطالب در بخش کامنت ها باعث می شود دیده نشوند. این مطلب به زودی در قالب مطلبی مستقل منتشر خواهد شد.
بازگو کردن
 
 
+6 #2820 زهرا از اهواز 1392-03-02 22:40
به نام خدا سلام سریالتان بسیار جالب است خانواده ما هر جمعه شب با کمال میل منتظر دیدن برگی دیگر از تاریخ تلخ، عبرت آموزو سیاسی مملکتمان است خدا قوت ممنونم با ساخت چنین سریال هایی ،داغ و درد ساخت و پخش سریالهای زرد و بی محتوا تسکین می یابد و در می یابم کسی هست که دغدغه مسایل ارزشی را نیز داشته باشد من همیشه تاریخ می خواندم ولی هیچگاه این چنین غرق مسایل و رویدادهای آن زمان نبودم و به طور ملموس آن حوادث را برای خودم تصور نمی کردم بازهم متشکرم
بازگو کردن
 
 
+6 #2819 محیا . 1392-03-02 19:49
نه بک گراند رو تغییر ندید لطفاً ، فرماندار که دیگه نقش اول نیست لااقل بذارید عکسش همچنان بک گراند باشه
بازگو کردن
 
 
+5 #2818 محیا . 1392-03-02 19:32
رز عزیزم می دونم که سخت مشغول درس و امحانات پایان ترم دانشگاه ت هستی ، با وجود اینکه کامنتهاتو بی نهایت دوست دارم ولی می دونم که درسها اجازه نمی ده مثل قبل تو سایت فعال باشی ، امیدوارم در همۀ امتحاناتت نمرۀ A بگیری . همینطور برای همۀ دوستداران کلاه پهلوی که مشغول امتحانات پایان ترم هستند آرزوی موفقیت می کنم
بازگو کردن
 
 
+5 #2817 محیا . 1392-03-02 17:45
نقل کردن رویین تن:
محیا جان این خلاصه اطلاعات من است. از کتب و منابع مختلف است.و سعی کردم منصف باشم.
به جرعت می توان حزب توده را منسجم ترین و گسترده ترین حزب ایران معاصر نامید. این حزب در مهر ماه 1320 به و سیله 53 نفر از افراد چپ گرا . روشنفکر تشکیل شد. سالها بعد در دهه 1350 به یک کالت(.cultتفکر.آیین یا فرهنگ) تبدیل شد. که تفکر توده ای ایرانی و شیعه شد( گفته شده با اسلام تضاد دارد)
این حزب سه هدف کلی داشت.1 دفاع و خط گرفتن از شوروی(مخصوصا در زمان جنگ جهانی در مقابل نفوذ آلمان در ایران).2 دفاع از دموکراسی در ایران3 . دفاع از تشکیلات فمنیستی بانوان.و تشکیلات کارگری
بر همین اساس این حزب متشکل از اقشار متفاوت و محبوبی بود. عمدتا طبقه کارگر شهری دانشجویان. بانوان. روشن فکران. کشاورزان مهندسان.ارتشی ها.کارکنان صنعت نفت.و... به قول نشریات بین المللی آن زمان حزب توده بهترین ها را انتخاب کرده بود.
به مرور دامنه هواداران حزب توده به توده مردم ایران گسترده شد. پهلوی دوم به شدت از انسجام و نفوذ توده در ایران میترسید. عمده شکنجه ها و جنایات پهلوی برای از بین بردن این حزب مردمی بود. آمریکا و انگلیس نیز از نفوذ شوروی در ایران به شدت می تر سیدند و در کودتایی نظامی و دیکتاتوری به شدت این حزب را سرکوب کردند.( دادگاه خوسرو گلسرخی در زمان رژیم پهلوی بسیار جالب است پسشنهاد می کنم در یوتیوب ببینید.از تلوزیون هم در ایام دهه فجر منتشر شده است. نمونه یک توده ای ایرانی که در دادگاه صراحتا راه خود را همراه با امام حسین میداند و با شجاعت تمام از مارکسیسم.لنین.سوسیالیسم دفاع میکند وپیشنهاد عفو شاه را قبول نکرد و اعدام شد. اوبا اینکه یک عضو سازمان چریک های فدایی خلق بود اما از همان تفکر توده دفاع می کرد به همین علت من او را یک توده ای ایرانی شیعه می دانم ).
نقطه ضعف این حزب خط گرفتن مستقیم از شوروی بود که هر چه از عمرش می گذشت به واسطه مردمی تر شدن از این ضعف کاسته شد و به نوعی حزب روسی در قالب ایرانی بود. نماد چپ و روشن فکری در ایران بود و از مصدق و امام خمینی نیز دفاع کرد و در انقلاب اسلامی هم نقش داشت.بعد از انقلاب به دلیل حضور افراد لائیک و سوسیالیست در این جماعت تصمیم بر حذف این حزب گرفته شد و دردهه شصت به بهانه اقدام به کودتا و جاسوسی برای روسیه به شدت سرکوب شد و کاملا نابود شد. بعدها افرادی از این حزب به تشکیلات نظامی رسوخ کرده و اقدام به جاسوسی به نفع شوروری کردند.اکنون بسیاری از احزاب منشعب از همین حزب هستند. به نظرم دیگر نمیتوان توده را حزب نامید. یک طیف تفکر است. عام مردم به هر کس که کمی حرف های روشن فکرانه و آزادی خواهانه می زدند توده ای می گفتند. حال خواه چریک فدایی خلق باشد چه رسما عضو حزب توده چه یک همسایه ساده.
تنی چند از شخصیت های معروف توده ای و هوادار حزب توده ایران:
بزرگ علوی. جلال آل احمد. شاملو. نوشین. خلیل ملکی. نورالدرن کیانوری. نیما یوشیج. صادق چوبک. صادق هدایت. محمد تقی بهار.
گویا هنوز حزب توده فعالیت دارد و نشریه ای به نام راه مردم هم دارد اما واقعا دیگر آن توده که اکثریت ایران هوادارش بود نیست . این کجا و آن کجا.
محیا جان ببخش اگر خوشت نیامد .امیدوارم دوستانی هم که این سوال را داشتند کاملا روشن شده باشند. سعی کردم جامع و ساده شرح دهم.ضمنا حزب توده دقیقا در همین برهه زمانی که کلاه پهلوی هم روایت می کند پا گرفت. خواندن شعری از نیما یوشیج توسط امیر(پسر ذبیح ا...)و خواهرش در جشن و دانستن معنی شعرو شاعرشعر(یوشیج توده ای بود) کنایه ازتوده ای بودن امیر است.

خیلی ممنون ، مرسی . امکان داره کتب تاریخی که مطالعه کردین را اسم شونو بگید منم مطالعه کنم . کلاً کتابهایی که در زمینۀ تاریخ در عصر پهلوی اول هست .
گلاره جونم ( آهوی عزیزم) اینکه گفتی با تموم شدن سریال خیلی نارحت می شم واقعاً درسته ، این حس به قدری شدیده که حتی حاضر نیستم بهش فکر کنم که قراره جمعه ایی از راه برسه و کلاه پهلوی جونم پخش نشه . من که نظراتم تمومی نداره امیدوارم کلاه پهلویها یه کد پستی اعلام کنن که بعداً هم بتونیم از طریق مکاتبه و نامه نگاری نظرات مونو اعلام کنیم در غیر این صورت من که یقیناً دق می کنم
بازگو کردن
 
 
+4 #2816 محیا . 1392-03-02 17:02
الهی شکر که سایت دوباره اومد ، خدایا ممنونتم .
در قسمت اخیر قدسی به تهمینه گفت " شما نمی خواین بیاین سر خاک ؟" تهمینه:" چرا . آخه چادر ندارم " مگه برای شرکت در مراسم چادر الزامی بود ؟ مگر نامحرمهای تو خیابون با نامحرمهای سر خاک چه فرقی دارن که جلوی اینا می شه بی حجاب بود ولی جلوی اونا نمی شه ؟ مگه حرمت آسیدعلی بالاتر از خداست که به احترام آسیدعلی در مراسمش چادر سر می کنه و حجاب داره ولی به حرمت حرف خدا که گفته خانمها باید در برابر نامحرم پوشیده باشن و حجاب داشته باشن حجاب نمی ذاره.
راستی چقدر جالبه که هر چی تو این دوره و زمونه داریم می بینیم اون موقع هم بوده ، مثل دوست دختر دوست پسر ( دختران مؤید و خسرو و بهرام ) ، دادن حق طلاق به زن ( مه لقا و صمصام ) فقط کم مونده یکی شوهرشو بندازه زندون بعد بگه مِهرمو می خوام ، باید اون 7 پارچه آبادی ایی که سر عقد زدی به نامم رو بهم بدی وگرنه می رم خونۀ بابام و طلاق می گیرم ازت
بازگو کردن
 
 
+4 #2815 رویین تن 1392-03-02 09:54
نقل کردن رویین تن:
مریم 69 عزیز. (نمی دانم واقعا مریم هستید؟.) جایی در کامنتتان گفته بودید رضا خان لائیک بود. این طور نبود. رضا خان سعی می کرد خودش را متجدد و روشن فکر بداند. حتی خودش به شیعه اعتغاد داشت و عزا داری می کرد. اما این خصلت دیکتاتور هاست که رطب می خورند و منع رطب می کنند.روایات بسیاری از توسل او به فقها و اسلام وجود دارد. که البته کاملا بر خلاف دستوراتی است که داده. مانند ممنوعیت عزا داری. توجه کنید مردم در آن زمان به تعزیه و عزا داری توجه و ارادت ویژه داشتند. او می خواست ایران را به تمدن بزرگش نزدیک کند. به همین دلیل نام پهلوی که اصیل ایرانی است را بر گزید و نام ماه های ایرانی را جایگزین نمود( انتخاب این نام ها را خیام انجام داده). مدرک صحت ادعایم هم نشان رسمی ایران در زمان پهلوی اول است که تمام نشانه هایی که آورده اصیل ایرانی است و تنها نماد عربی که آورده نماد شمشیر ذوالفقار است که به نشانه شیعه بودن و یکی از چهار رکن اساسی ایران است.
اما به اشتباه با خصلت نظامی و دیکتاتوری خود را قیم مردم حساب کرد و ترجیح داد مردم را از دین جدا کند تا به ایران مورد نظر پیشرفته برسد. او بهتر از ما میدانست که با چه چیزی مبارزه می کند. اما فکر می کرد در آینده از این کارش به نیکی یاد می شود که بر عکس شد.
جالب است که آتاترک که الگوی رضا خان و بانی ایده کشف حجاب برای رضا خان بود در ترکیه بسیار محبوب است و به عنوان یکی از بزرگان تاریخ از او یاد می کنند که ترکیه پیشرفته هر چه دارد خود را وام دار آتاترک می داند. جالب است که حجاب در ترکیه اجباری نیست .
(گلاره گفته بودی خط مشی رضا خان با آتا ترک به کلی متفاوت بود .سعی می کنم اطلاعاتی از شباهت های این دو در آینده بنویسم.)

اعتقاد..نه اعتغاد......... ...... خیلی عذر می خواهم بابت غلط های املایی. به تایپ فارسی آدت ندارم.به بزرگی خود ببخشید.
بازگو کردن
 
 
+5 #2814 رویین تن 1392-03-02 04:47
محیا جان این خلاصه اطلاعات من است. از کتب و منابع مختلف است.و سعی کردم منصف باشم.
به جرعت می توان حزب توده را منسجم ترین و گسترده ترین حزب ایران معاصر نامید. این حزب در مهر ماه 1320 به و سیله 53 نفر از افراد چپ گرا . روشنفکر تشکیل شد. سالها بعد در دهه 1350 به یک کالت(.cultتفکر. آیین یا فرهنگ) تبدیل شد. که تفکر توده ای ایرانی و شیعه شد( گفته شده با اسلام تضاد دارد)
این حزب سه هدف کلی داشت.1 دفاع و خط گرفتن از شوروی(مخصوصا در زمان جنگ جهانی در مقابل نفوذ آلمان در ایران).2 دفاع از دموکراسی در ایران3 . دفاع از تشکیلات فمنیستی بانوان.و تشکیلات کارگری
بر همین اساس این حزب متشکل از اقشار متفاوت و محبوبی بود. عمدتا طبقه کارگر شهری دانشجویان. بانوان. روشن فکران. کشاورزان مهندسان.ارتشی ها.کارکنان صنعت نفت.و... به قول نشریات بین المللی آن زمان حزب توده بهترین ها را انتخاب کرده بود.
به مرور دامنه هواداران حزب توده به توده مردم ایران گسترده شد. پهلوی دوم به شدت از انسجام و نفوذ توده در ایران میترسید. عمده شکنجه ها و جنایات پهلوی برای از بین بردن این حزب مردمی بود. آمریکا و انگلیس نیز از نفوذ شوروی در ایران به شدت می تر سیدند و در کودتایی نظامی و دیکتاتوری به شدت این حزب را سرکوب کردند.( دادگاه خوسرو گلسرخی در زمان رژیم پهلوی بسیار جالب است پسشنهاد می کنم در یوتیوب ببینید.از تلوزیون هم در ایام دهه فجر منتشر شده است. نمونه یک توده ای ایرانی که در دادگاه صراحتا راه خود را همراه با امام حسین میداند و با شجاعت تمام از مارکسیسم.لنین.س وسیالیسم دفاع میکند وپیشنهاد عفو شاه را قبول نکرد و اعدام شد. اوبا اینکه یک عضو سازمان چریک های فدایی خلق بود اما از همان تفکر توده دفاع می کرد به همین علت من او را یک توده ای ایرانی شیعه می دانم ).
نقطه ضعف این حزب خط گرفتن مستقیم از شوروی بود که هر چه از عمرش می گذشت به واسطه مردمی تر شدن از این ضعف کاسته شد و به نوعی حزب روسی در قالب ایرانی بود. نماد چپ و روشن فکری در ایران بود و از مصدق و امام خمینی نیز دفاع کرد و در انقلاب اسلامی هم نقش داشت.بعد از انقلاب به دلیل حضور افراد لائیک و سوسیالیست در این جماعت تصمیم بر حذف این حزب گرفته شد و دردهه شصت به بهانه اقدام به کودتا و جاسوسی برای روسیه به شدت سرکوب شد و کاملا نابود شد. بعدها افرادی از این حزب به تشکیلات نظامی رسوخ کرده و اقدام به جاسوسی به نفع شوروری کردند.اکنون بسیاری از احزاب منشعب از همین حزب هستند. به نظرم دیگر نمیتوان توده را حزب نامید. یک طیف تفکر است. عام مردم به هر کس که کمی حرف های روشن فکرانه و آزادی خواهانه می زدند توده ای می گفتند. حال خواه چریک فدایی خلق باشد چه رسما عضو حزب توده چه یک همسایه ساده.
تنی چند از شخصیت های معروف توده ای و هوادار حزب توده ایران:
بزرگ علوی. جلال آل احمد. شاملو. نوشین. خلیل ملکی. نورالدرن کیانوری. نیما یوشیج. صادق چوبک. صادق هدایت. محمد تقی بهار.
گویا هنوز حزب توده فعالیت دارد و نشریه ای به نام راه مردم هم دارد اما واقعا دیگر آن توده که اکثریت ایران هوادارش بود نیست . این کجا و آن کجا.
محیا جان ببخش اگر خوشت نیامد .امیدوارم دوستانی هم که این سوال را داشتند کاملا روشن شده باشند. سعی کردم جامع و ساده شرح دهم.ضمنا حزب توده دقیقا در همین برهه زمانی که کلاه پهلوی هم روایت می کند پا گرفت. خواندن شعری از نیما یوشیج توسط امیر(پسر ذبیح ا...)و خواهرش در جشن و دانستن معنی شعرو شاعرشعر(یوشیج توده ای بود) کنایه ازتوده ای بودن امیر است.
بازگو کردن
 
 
+5 #2813 گلاره 1392-03-02 01:24
اقای کیانیان خیلی خوب بازی میکنه من خیلی ازش خوشم میادنمیدونم چرا همش فکر میکنم کور نیست خودشو زده به کوری؟!به هر حال این ننقشش همش منو یاد نقشش تو سریال مختار میندازه که متاسفانه یادم نمیاد چی بود.

مدیر سایت: آقای کیانیان در مختارنامه نقش شخصیت عبدالله بن زبیر را ایفاء می کرد.
بازگو کردن
 
 
+5 #2812 گلاره 1392-03-02 01:20
نقل کردن رویین تن:
نقل کردن گلاره:
نام واقعی من گلاره نیست.((اهو پرهیزگاریان)) هست.البته نام فامیلیم رو به دلایل امنیتی کمی تا قسمتی تغیر دادم .البته قبلا به اسم خودم اهو کامنت میزاشتم بعد از اینکه سایت برام ارور میداد و نمیتونستم کامنت بزارم این اسمو انتخاب کردم.

آهو چه اسم زیبایی. آنوقت این دلایل امنیتی چی هستند؟ شما که خوب کامنت می گذارید چرا؟ من باید مواظب باشم که حرف انتقادی می زنم.
مثلا پرهیز گاریان کلی رو شخصیتش تاثیر گذاشته. در کیف انگلیسی هم اگر اشتباه نکنم دیانت داریم. اینجا هم تدین داریم. واقعا جالبه که با این روحیه مذهبی که احتمالا خانوادگی است نام اهل بیت برایتان نگذاشته اند.
به هر حال نام بسیار زیبایی است به شما تبریک می گویم والدین خوش سلیقه ای دارید.

یادم رفت از جنابعالی به خاطر نظرتان در مورد اسمم تشکر کنم.این نظر لطف شماست.
بازگو کردن
 
 
+5 #2811 گلاره 1392-03-02 01:16
lممنون محیای عزیزم از پیشنهادت ولی هم خودم به این اسم عادت کردم هم دوستان منو به این اسم میشناسن دیگه...راستی محیا خیلی به این قسمت حرفات خندیدم که گفتی نصفه شب خواب میبینی سایت به روز شده...!!محیاجون من واقعا نگرانت شدم وقتی این سریال تموم شه این سایت قشنگ هم احتمالا فعالیت نمیکنه دیگه..لابد خیلی ناراحت میشی ..راستش خودمم بهش فکر میکنم دلم میگیره...!!!اخه فضای سالم و شادی داره..یه فکری به نظرم رسید مدیر گرامی.یه برنامه ای ردیف کنید که مخاطبان این سایت،برای پروژه بعدی اقای دری پیشنهاد بدن..که در مورد چی باشه و چی بسازن...

مدیر سایت: دوست عزیزم این سایت بعد از پایان پخش سریال تعطیل نخواهد شد.
بازگو کردن
 
 
+4 #2810 گلاره 1392-03-02 01:08
نقل کردن رویین تن:
نقل کردن گلاره:
نام واقعی من گلاره نیست.((اهو پرهیزگاریان)) هست.البته نام فامیلیم رو به دلایل امنیتی کمی تا قسمتی تغیر دادم .البته قبلا به اسم خودم اهو کامنت میزاشتم بعد از اینکه سایت برام ارور میداد و نمیتونستم کامنت بزارم این اسمو انتخاب کردم.

آهو چه اسم زیبایی. آنوقت این دلایل امنیتی چی هستند؟ شما که خوب کامنت می گذارید چرا؟ من باید مواظب باشم که حرف انتقادی می زنم.
مثلا پرهیز گاریان کلی رو شخصیتش تاثیر گذاشته. در کیف انگلیسی هم اگر اشتباه نکنم دیانت داریم. اینجا هم تدین داریم. واقعا جالبه که با این روحیه مذهبی که احتمالا خانوادگی است نام اهل بیت برایتان نگذاشته اند.
به هر حال نام بسیار زیبایی است به شما تبریک می گویم والدین خوش سلیقه ای دارید.

نه رویین تن اقا!!!فراتر از اینها فکر کن!!دلیل امنیتی اش اینه که ...از اونجا که مطعنم این سایتو اونوریها چک میکنن...یه وقت نکنه فکر ترور کردنم به ذهنشون برسه!! !خخخخخخخخخخخخخخ !!!!شاید باورتون نشه ولیبه خدا من واقعا همینجوری فکر میکنم...؟؟!!!اخ ه بعضی مواقع خیلی افکارم تا جاهای عجیب غریبی پرواز میکنه جوری میشه که خودم هم میترسم......؟!! !میدونم خنده داره ولی فکر میکنم مثلا ای پیمو پیگیری میکنن.ادرسمو گیر میارن یکی دو سال تحت تعقیب قرارم میدن!!!!...سر انجام دم در خونه یه گلوله خالی میکنن تو مخم؟!!!من هنوز جوونم و ارزو دارم و نمیخوام ناغافل کشته بشم!!من هیچ جوره!نمیتونم به این اینترنت اعتماد کنم!!پس به همون اسم اصلی خودم قناعت کنید..اتفاقا برعکس..خانواده من خیلی خیلی معمولی هستن..مثل اکثر ادمهای اطرافمون.

مدیر گرامی.میشه خواهش کنم این عکسهای شادی و فرخ رو بردارید دیگه؟تازه این عکس فرخ هم اصلا قشنگ نیست (با عرض معذرت از رز عزیز)خیلی تکراری شده...مثلا کریم به این مهمی چرا عکسش نیست؟یا بلانش...وای یا همین جوهر خوشگله؟!...متشکرم..


مدیر سایت: دوست عزیزم با تغییر قهرمان های قصه این تصاویر نیز تغییر خواهد کرد.
بازگو کردن
 
 
+5 #2809 محیا . 1392-03-01 13:38
نقل کردن گلاره:
نام واقعی من گلاره نیست.((اهو پرهیزگاریان)) هست.البته نام فامیلیم رو به دلایل امنیتی کمی تا قسمتی تغیر دادم .البته قبلا به اسم خودم اهو کامنت میزاشتم بعد از اینکه سایت برام ارور میداد و نمیتونستم کامنت بزارم این اسمو انتخاب کردم.

برای اسم منم error می داد برای همین یه نقطه بعد از اسمم گذاشتم ، مشکل ِ eror دادن سایت هم حل شد ، حالا شما هم می تونی همین کاری کنی .
================================
راستی تو این قسمت اخیر که مه لقا اومد سامان تا مؤید فرانسه یادش بده ، یعنی تو تهرون هیچ کی نبود که فرانسه بتونه بهش یاد بده ؟!
===============================
در سکانسی که قدسی رفت خونۀ میرزا تا از آمیرزا بخواد بچه هاشو از جشن فرمانداری برگردونه ، همه شون سر تا پا مشکی پوشیده بودن جز میرزا که لباسش سفید بود . جالبه خواهر میرزا فوت کرده اون وقت خود میرزا مشکی نپوشیده بخاطر خواهرش . اگرم بخاطر این مشکی نپوشیده که کراهت داره پس چرا باقی اهل خونه با وجود کراهت رنگ مشکی ، مشکی پوشیده بودن ؟!
بازگو کردن
 
 
+4 #2808 مريم69 1392-03-01 10:04
آقاي رويين تن
اسمم واقعا مريم هست و خيلي اين اسمو دوس دارم.
در تركيه حجاب داشتن اجباري نيست اما بي حجابي در مراكز دولتي اجباريه.
((ممنوعيت حجاب پس از کودتايي در ۲۸ فوريه سال ۱۹۹۷ اعمال شد. اين ممنوعيت در بخش‌هاي عمومي همچون دانشگاه ها، مدارس و مراکز آموزشي اعمال شده است.
www.shia-news.com/fa/news))
جالبه كه برخلاف اون چيزي كه در فيلم و سريالاي تركي ديده ميشه (خصوصا جم) بيشتر مردم عادي تركيه با حجاب هستن، روسرياي بلند مي‌پوشن.
بازگو کردن
 
 
+3 #2807 داوود رضایی 1392-03-01 09:55
بچه ها من این سریال دیده ام و ازتون خواهش می کنم که این سریال را تا آخر ببینید . احمد (فرهاد اصلانی ) یک جا به دکتر ادیبان میگه کیفت انگلیسیه و این خیلی جالب بود به خاطری که بچه مسلمونی که به انگلیس فحش می داد رفت با انگلیس همکاری کرد . احمد منظورش این بود که انگلیسی شدی و خودت خبر نداری !!!!!!!
بازگو کردن
 
 
+3 #2806 رویین تن 1392-03-01 05:44
نقل کردن رز:
رویین گرامی من که گفتم من اصلا از شما ناراحت نشدم. اینو دو بار هم تاکید کردم. ولی رویین تن محترم. مگه گفتن واژه"گُلم" باید اینقدر مهم باشه که افراد بخوان درباره اون بحث کنند :D و منتظر واکنش افراد باشم. اتفاقا واژه "گلم" خیلی هم خوبه. میشه برای زیبایی کامنت از اون استفاده کرد. آره من حساسم. ولی برای این چیزها که ناراحت نمیشم. باور کنید از این کامنت شما اصلا ناراحت نشدم. فقط یه خورده تعجب کردم.همین. ولی انگار شما خیلی از من شاکی شدی درست میگم؟ قبول کنید شما هم یه خورده حساس هستید. در آخر اگه باعث ناراحتی شما شدم ازتون عذرخواهی میکنم.

نه تنها از شما شاکی نشدم بلکه از خودم ناراحت شدم که چرا جوانب شوخی و تغییر لحن خود را نسنجیدم و نا خواسته شما را حساس تر. یا ناراحت و یا به قول خودتان متعجب کردم.
من هنوز نمیفهمم دلیل تعجب شما را. لطفا بیشتر توضیح بدهید. من کلا وقتی اینگونه سوء تفاهم ها پیش می آید خیلی سریع حرف می زنم و قصد دارم هر چه سریع تر مشکل را حل کنم. بنا بر این گاهی به نظر حرف هایم تند می آید و گاهی هم مرتکب غلط املایی می شوم.که خواهشا دوستان ببخشند . چون بسیار سریع جواب می دهم دقت کمتری روی املا دارم و شاید برایتان جالب باشد که من وقتی در حال تایپ هستم همزمان به جمله بعدی می اندیشم. و معمولا غلط های املایی بزرگ و عجیب در همین مواقع اتفاق می افتد.
بازگو کردن
 
 
+5 #2805 رویین تن 1392-03-01 05:23
نقل کردن گلاره:
محیا جون چه دقیق شدی شما.البته حتما میدونی که هر قدی وزن مناسب خودشو میطلبه.شاید فرخ هم وزن میرزا باشه اما چون قدش بلنده پس اون وزن براش کافیه.مثلا شوهر خواهر من،ا و هشتاد و خورده ای قدشه و وزنش نود و خورده ای هست.اندامش هم کاملا متناسبه ولی عموی همسرم با قد نزدیک یک و شصت همون وزن(نود و خورده ای رو داره))و بیش از حد چاقه.پس نمیشه چاقی میرزا رو به صرف کوتاه قدیش نادیده گرفت.باید وزن مناسب قد خودش رو داشته باشه. اقای شریفی نیا خیلی اشتباه کردن که وزنشونو کاهش ندادن.قبلا هم گفتم ای کاش اقای صدیق شریف این نقش رو بازی میکرد.مطمعنم میتونست باور پذیر ترش کنه.چهره ایشون حتی بدون محاسن هم حالتی معنوی داره .تازه با اینکه میرزا ریش و محاسن هم داره،اصلا حس روحانی ای رو به بیننده القا نمیکنه.البته این نظر بنده است.

توجه داشته باشین که چاقی گاهی کاملا ارثی است و اصلا ربطی به پر خوری ندارد.وزن متناسب با قد را قبول دارم.مثلا من با قد 188 و وزن 150 کیلو کاملا متناسب هستم. بسیار مانکن و امیر علی دانایی هم به ما نمی رسد!فقط یک شکم بزرگ داریم که دلار ها خرج شده تا به این اندازه برسد. چه شکلات هایی که خورده نشده. اصلا مرد ه و شکمش. خیلی هم خوبیم اصلا هم چاق نیستیم.
گلی هستیم برای خودمان منتها هنوز نشکفتیم!
.
.
.
شوخی کردم قدم 188 cm ولی وزنم 98 کیلو هست. شکم خیلی بزرگ ندارم ولی شکم هست به هر حال. اعتراف می کنم که چاقم اما کمی ارثی است . اما راضی ام.خدا را شکر به خاطر قد بلندم چاقیم زیاد تو ذوق نمی زند . و بیشتر می توان گفت درشت هستم. ورزش زیاد می کردم الان کمتر.
(من الان اینها رو برا چی نوشتم؟ آها می خواستم بگم غیر از تغییرات هورمونی .وراثت هم بسیار تاثیر می گذارد در بحث چاقی و لزوما کسی که چاق است پر خور نیست. پس نمی توان صرفا با این دلیل آقای شریفی نیا را برای نقش مثبت فیلم نا مناسب دانست)
بازگو کردن
 
 
+5 #2804 رویین تن 1392-03-01 04:57
مریم 69 عزیز. (نمی دانم واقعا مریم هستید؟.) جایی در کامنتتان گفته بودید رضا خان لائیک بود. این طور نبود. رضا خان سعی می کرد خودش را متجدد و روشن فکر بداند. حتی خودش به شیعه اعتغاد داشت و عزا داری می کرد. اما این خصلت دیکتاتور هاست که رطب می خورند و منع رطب می کنند.روایات بسیاری از توسل او به فقها و اسلام وجود دارد. که البته کاملا بر خلاف دستوراتی است که داده. مانند ممنوعیت عزا داری. توجه کنید مردم در آن زمان به تعزیه و عزا داری توجه و ارادت ویژه داشتند. او می خواست ایران را به تمدن بزرگش نزدیک کند. به همین دلیل نام پهلوی که اصیل ایرانی است را بر گزید و نام ماه های ایرانی را جایگزین نمود( انتخاب این نام ها را خیام انجام داده). مدرک صحت ادعایم هم نشان رسمی ایران در زمان پهلوی اول است که تمام نشانه هایی که آورده اصیل ایرانی است و تنها نماد عربی که آورده نماد شمشیر ذوالفقار است که به نشانه شیعه بودن و یکی از چهار رکن اساسی ایران است.
اما به اشتباه با خصلت نظامی و دیکتاتوری خود را قیم مردم حساب کرد و ترجیح داد مردم را از دین جدا کند تا به ایران مورد نظر پیشرفته برسد. او بهتر از ما میدانست که با چه چیزی مبارزه می کند. اما فکر می کرد در آینده از این کارش به نیکی یاد می شود که بر عکس شد.
جالب است که آتاترک که الگوی رضا خان و بانی ایده کشف حجاب برای رضا خان بود در ترکیه بسیار محبوب است و به عنوان یکی از بزرگان تاریخ از او یاد می کنند که ترکیه پیشرفته هر چه دارد خود را وام دار آتاترک می داند. جالب است که حجاب در ترکیه اجباری نیست .
(گلاره گفته بودی خط مشی رضا خان با آتا ترک به کلی متفاوت بود .سعی می کنم اطلاعاتی از شباهت های این دو در آینده بنویسم.)
بازگو کردن
 
 
+3 #2803 رویین تن 1392-03-01 00:52
نقل کردن مريم69:
آقاي رويين تن
ببخشيد اسمتونو اشتباه نوشتم. ممنون كه توضيح داديد، اتفاقا دلم مي‌خواست معني اسم شما و تلفظ صحيح اسم گلاره رو بپرسم.
راستي "همزه"

بلی حق با شماست اشتباها نوشت بودم حمزه که به معنی دی گری است پوزش.و سپاس از شما.
بازگو کردن
 
 
+5 #2802 رویین تن 1392-02-31 23:30
نقل کردن گلاره:
نقل کردن گوسفند دانا:
گلاره جون گگگگگگگگگگگگگگل آخه چرا آخه چرا زین پس جواب ندید آخه مگه قبلا جواب میدادید که حالا چون قادر نیستید جواب بدید تحریم کنید خوب شد ایران تحریم شد شما تحریم کردنم یاد گرفتین :lol: تو یه بحث منطقی تاکید میکنم منطقی وقتی طرف مقابل دربحث جوابی نداشته باشه یعنی شکست :zzz بقول طرف همینو بس!!!

منطق؟!!!خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ!!!!!!!از اونجا که ،شدتا،تشخیص دادم هوشت پایین بوده که منظورمو نفهمیدی برای خودت توضیح میدم!!!...شما خیلی بی معنی تشریف دارید و همش دارید حرف های بی ربط مینویسید،و دوستان با گپ و گفت با تو فقط وقت خودشو نو رو هدر میدارن.من جمله وقت الانه بنده که با کامنت نوشتن برای تو دارم تلفش میکنم.!بای بای !!

(یه خرده به گلاره گیر بدهیم بلکه بیشتر بیاید سایت):
چی شد پس این تحریم خانم ها؟ همه تحریم اش کردن غیر از خود بانوان و پیشنهاد دهنده طرح خودش باز جواب داده با مقدار متنابهی هم خخخخخخخ به کار برد.
همینه دیگر الکی زنونه مردونه می کنید.
در جواب گوسفند مثلا دانا و روان شناس و کار درست و منطقی این است که : سعی نکنید بنده را تحریک کنید. قطعا به ضررتان تمام می شود. در مورد بحث ها و کامنت های شما قطعا طرف جماعت نسوان را می گیرم. میدانید چرا؟ چون حد اقل به مقداری از تمدن و شعور رسیده اند که نظر انسان دیگری را چرت نداند. بانوانی که بنده در این مورد طرف شان هستم(در بعضی موارد اختلاف نظر داریم) همان کسانی اند که بسیار شدید و مفصل با من بحث کردند. اما حد اقل حرمت را شناخته اند. اگر تندی کردند کلی معذرت خواسته اند حتی از شما. و البته نظراتی که به نام گوسفند دانا منتشر می شود به هیچ عنوان به دل من نمی نشیند. پس انتظار نداشته باشید طرف شما باشم. اما اگر منظورتان جنسیت است انشا ال... اگر مدیر سایت حمت کنند و اسامی را اعلام کنند شاید عکسم را موافقت کنند که در سایت بگذارند (آخر اعتماد به نفس. من نمی دونم کی گفته من حتمی برنده هستم؟) منتشر میکنم. اتفاقا سبیلی بس فراخ و با حال داریم و شکمی مشتی. کمی هم درشت استخوان هستیم. اما اگر نماد مرد شما باشید همان بهتر که نباشید و تحریم شوید.
با آهو موافق هستم مشروط به اینکه تا زمانی که رویه هر کار بر خلاف شئون اخلاق و وجدان بود "کاملابایکوت"شو د.هر کس می تواند نظرش را منتشر کند اما نظر و نقل قول از آنها نیارید تا زمانی که عوض شوند .عصبانی نشوید و جوابشان را ندهید .
البته زین پس.
( ببین رز از همه تکیه کلام ها استفاده می کنم.اصلا قصد ناراحت کردن کسی را ندارم).
بازگو کردن
 
 
+4 #2801 رویین تن 1392-02-31 22:58
نقل کردن تقی:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن تقی:
نقل کردن تقی:
شما چرا شعر درباره ی انگاس گفتین؟ یک محل رومسخره کردین

مدیر سایت: دوست عزیزم ما این شعر را نگفتیم بلکه آن را در سریال پخش کردیم.

همون پخشش هم ایراد داشت وما هم کار قانونی رو پیش میگیریم

ای بابا ، برید به نیما یوشیج ایراد بگیرید که این شعر رو سروده .

اولابه تو ربطی نداره دوما اگه یکی اشتباه کرد توهم تکرار میکنی

متاسفم. . . واقعا . . . . . . . . بعضی وقت ها لازم است به سبک گلاره . . . . . . . . . . فقط 20 عدد نقطه بگذارید.
بازگو کردن
 
 
+5 #2800 رویین تن 1392-02-31 22:54
نقل کردن گلاره:
نام واقعی من گلاره نیست.((اهو پرهیزگاریان)) هست.البته نام فامیلیم رو به دلایل امنیتی کمی تا قسمتی تغیر دادم .البته قبلا به اسم خودم اهو کامنت میزاشتم بعد از اینکه سایت برام ارور میداد و نمیتونستم کامنت بزارم این اسمو انتخاب کردم.

آهو چه اسم زیبایی. آنوقت این دلایل امنیتی چی هستند؟ شما که خوب کامنت می گذارید چرا؟ من باید مواظب باشم که حرف انتقادی می زنم.
مثلا پرهیز گاریان کلی رو شخصیتش تاثیر گذاشته. در کیف انگلیسی هم اگر اشتباه نکنم دیانت داریم. اینجا هم تدین داریم. واقعا جالبه که با این روحیه مذهبی که احتمالا خانوادگی است نام اهل بیت برایتان نگذاشته اند.
به هر حال نام بسیار زیبایی است به شما تبریک می گویم والدین خوش سلیقه ای دارید.
بازگو کردن
 
 
+6 #2799 رویین تن 1392-02-31 22:07
نقل کردن محیا .:
نقل کردن تقی:
نقل کردن تقی:
شما چرا شعر درباره ی انگاس گفتین؟ یک محل رومسخره کردین

مدیر سایت: دوست عزیزم ما این شعر را نگفتیم بلکه آن را در سریال پخش کردیم.

همون پخشش هم ایراد داشت وما هم کار قانونی رو پیش میگیریم

ای بابا ، برید به نیما یوشیج ایراد بگیرید که این شعر رو سروده .

شعر به این قشنگی. واقعا بسیار زیبا بود و زیبا اجرا شد. اشکالش کجا بود؟ فکر کنم میرزا رضا هم که قرار بود جلوشان را بگیرد از پشت شیشه داشت نگاه می کرد. دیدین اصلا جلوشونو نگرفت. ای شیطون آآقا این آقای شریفی نیا رو دسته کم نگیرید ها . شیطونیه واسه خودش... :D
بازگو کردن
 
 
+3 #2798 مهدی 1392-02-31 21:58
این روزها سریال کیف انگلیسی از ای فیلم پخش میشه .... وقتی سریال کیف انگلیسی رو با کلاه پهلوی مقایسه میکنم واقعا احساس می کنم اولی کار دل آقای دری بوده ولی دومی یک کار صرفا سفارشی به معنی کلمه.... چقدر در کیف انگلیسی ریتم تنده چقدر دیالوگها استادانه نوشته شده چقدر آهنگ دلنشینه....
بازگو کردن
 
 
-10 #2797 تقی 1392-02-31 20:58
نقل کردن محیا .:
نقل کردن تقی:
نقل کردن تقی:
شما چرا شعر درباره ی انگاس گفتین؟ یک محل رومسخره کردین

مدیر سایت: دوست عزیزم ما این شعر را نگفتیم بلکه آن را در سریال پخش کردیم.

همون پخشش هم ایراد داشت وما هم کار قانونی رو پیش میگیریم

ای بابا ، برید به نیما یوشیج ایراد بگیرید که این شعر رو سروده .

اولابه تو ربطی نداره دوما اگه یکی اشتباه کرد توهم تکرار میکنی
بازگو کردن
 
 
+5 #2796 محیا . 1392-02-31 20:44
هر زمان خونۀ سید علی رو نشون دادین فضاش یه طوری بود که انگار خارج شهر زندگی می کرد ( دشت و فضای سبز و رودخونه ). خونۀ سیدعلی خارج از شهر بود؟!

مدیر سایت: آن مکان آسیابان و باغ خارج از شهر سیدعلی بود
بازگو کردن
 
 
+5 #2795 محیا . 1392-02-31 20:15
نقل کردن تقی:
نقل کردن تقی:
شما چرا شعر درباره ی انگاس گفتین؟ یک محل رومسخره کردین

مدیر سایت: دوست عزیزم ما این شعر را نگفتیم بلکه آن را در سریال پخش کردیم.

همون پخشش هم ایراد داشت وما هم کار قانونی رو پیش میگیریم

ای بابا ، برید به نیما یوشیج ایراد بگیرید که این شعر رو سروده .
بازگو کردن
 
 
+4 #2794 er 1392-02-31 19:25
به نام خدا
با سلام.میخواستم بدانم که چه زمانی برندگان مسابقه نقد را اعلام میکنید و جوایز چه زمانی داده میشود.قرار بود قبل از سال جدید جوایز قسمتهای قبلی داده شود.ممنون از شما

مدیر سایت: دوست عزیزم تا پایان هفته اسامی برندگان جدید اعلام می شود.
همزمان با فیلم برداری بخش های جدید و با حضور در پشت صحنه جوایز برندگان اهدا خواهد شد.
بازگو کردن
 
 
+5 #2793 رویین تن 1392-02-31 17:31
نقل کردن تقی:
نقل کردن تقی:
شما چرا شعر درباره ی انگاس گفتین؟ یک محل رومسخره کردین

مدیر سایت: دوست عزیزم ما این شعر را نگفتیم بلکه آن را در سریال پخش کردیم.

همون پخشش هم ایراد داشت وما هم کار قانونی رو پیش میگیریم

برادر عزیز تقی. لطفا با توجه به نکاتی که مطرح کردید اگر این متن را می خوانید مواردی را که ذکر می کنم را جهت روشن شدن ذهن بنده و امثال بنده شرح دهید.
1.شما دقیقا از چه چیز ناراحت هستید؟ از شعر خواندن در فیلم یا محتوای شعر یا هر دو( لطفا توضیح دهید)؟
2.اینکه میگویید قانونی اقدام میکنید دقیقا به چه معناست؟
و منظورتان از اینکه قانونی اقدام می کنید دقیقا چیست؟
آیا به ساز و کار ممیزی(جرح و تعدیل فیلم ) و نهاد ناظر(رهبری و نماینده ایشان) پروژه های صدا و سیما آشنا هستید؟ هر چند این پروژه هم مانند تمامی آثار تولید شده به دست بشر خالی از اشکال و ایراد نیست. و اگر نقد های بنده حقیر را در همین سایت بخوانید ایراد های بسیاری به این پروژه وارد کردم. اما هیچ گاه حرف از اقدام قانونی نشنیده بودم. گیریم که حتی ایراد داشته باشد.
3. آخرین سوال من از شما این است که آیا شما همیشه همین گونه با کوچکترین ایرادی که می بینید به اقدام قانونی متوسل می شوید؟
بازگو کردن
 
 
+5 #2792 محیا . 1392-02-31 16:43
بحث اسم و معنای اسم شد بد نیست یه کم هم از کاراکترهای کلاه پهلوی و اسمهاشون و تناسب یا عدم تناسب اسامی شون با شخصیت شون بگیم
کریم ( کریم : بخشنده ) ؛ اگه ننه کوکب می دونست پسرش قراره یه روز اینطور ارقه (حیله گر ) بشه عمراً اگه این اسم رو براش انتخاب می کرد .
فرخ ( فرخ: زیباروی ) ، فرخ لقا ( زیبا روی ) ؛ ولی این دو تا اسمهاشون تناسب داره
نفیسه ( نفیسه : گرانبها ) ؛ ای داد ، مدینه گفتی و کردی کبابم ، عجب تناقض هنری زیبایی بکار رفته در انتخاب اسم این کاراکتر ، معنی اسمش گرانبهاست ولی بهای خودشو نمی دونه و خیلی ساده خودشو در معرض دید هر کسی قرار می ده
رضا ( رضا : خوشنود ) ولی میرزا رضای ما خوشنود نیست. آمیرزا از این وضع مملکتش ، از شاه و دستوراتش ، از بی قانونی و پایمال شدن حق مردم و از خیلی چیزهای دیگه راضی نیست . در انتخاب اسم این کاراکتر هم تناقض زیبایی بکار رفته
فروغ ( فروغ : نور ، روشنایی ) فروغ با حرفهایی که در مدرسه برای بچه ها می گفت قصد داشت نور ایمان رو در قبلهاشون روشن کنه ولی حیف که بچه ها ترجیح دادن در ظلماتی باشن که شادی و بلانش براشون به ارمغان آورده
شادی ( شادی: سرور) ولی عوض اینکه با اومدنش سرور به شهر سامان بیاد غم اومد . فخری ، فاطمه و حالا هم سید علی آسیابان . انتخاب این اسم هم تناقض زیبایی داره
بازگو کردن
 
 
+5 #2791 گلاره 1392-02-31 14:39
نام واقعی من گلاره نیست.((اهو پرهیزگاریان)) هست.البته نام فامیلیم رو به دلایل امنیتی کمی تا قسمتی تغیر دادم .البته قبلا به اسم خودم اهو کامنت میزاشتم بعد از اینکه سایت برام ارور میداد و نمیتونستم کامنت بزارم این اسمو انتخاب کردم.
بازگو کردن
 
 
+3 #2790 مريم69 1392-02-31 14:37
سلام
(ين اولين كامنت امروزم نيست، اما هنوز دير نشده كه تبريك بگم.)
روز ميلاد "امام جواد(ع) " مبارك.
توي قسمت سي‌و يكم يه جايي براي من روشن نشد.
اونجا كه شادي توي بارون رفت به زمين مريض خونه آينده سر بزنه، آيا با شنيدن صحبتاي اون دوتا آقا، متوجه قضيه عتيقه‌ها و آثار باستاني شد؟
شادي بعدش به كيا داشت فحش مي‌داد؟ آيا منظورش با فرخ هم بود؟
( با توجه به اينكه قضيه رو از فرخ مخفي كرد)

مدیر سایت: بله دوست عزیزم شادی از این رفتار فرخ عصبانی شد.
بازگو کردن
 
 
+4 #2789 گلاره 1392-02-31 14:35
نقل کردن گوسفند دانا:
گلاره جون گگگگگگگگگگگگگگل آخه چرا آخه چرا زین پس جواب ندید آخه مگه قبلا جواب میدادید که حالا چون قادر نیستید جواب بدید تحریم کنید خوب شد ایران تحریم شد شما تحریم کردنم یاد گرفتین :lol: تو یه بحث منطقی تاکید میکنم منطقی وقتی طرف مقابل دربحث جوابی نداشته باشه یعنی شکست :zzz بقول طرف همینو بس!!!

منطق؟!!!خخخخخخخ خخخخخخخخخخخخخخخ خخخخخخخخخخخخخخخ !!!!!!!از اونجا که ،شدتا،تشخیص دادم هوشت پایین بوده که منظورمو نفهمیدی برای خودت توضیح میدم!!!...شما خیلی بی معنی تشریف دارید و همش دارید حرف های بی ربط مینویسید،و دوستان با گپ و گفت با تو فقط وقت خودشو نو رو هدر میدارن.من جمله وقت الانه بنده که با کامنت نوشتن برای تو دارم تلفش میکنم.!بای بای !!
بازگو کردن
 
 
+4 #2788 مريم69 1392-02-31 14:15
نقل کردن محیا .:
نقل کردن گلاره:
در راستای سوتی گیری از کلاه پهلوی،یادتون هست اون خانوم ترک به فرخ و شادی و زرین گفت ...مردم چون فهمیدن شما نماز نمیخونید روزه نمیگیرید و فرایض دینی رو انجام نمیدید،باهاتون مخالفت میکنن..شما هم باید همون اقداماتی که ما تو ترکیه مدرن انجام دادیم انجام بدید؟اونها هم تایید کردن.من منتظر بودیم تا احتمالا در قسمتهای بعدی فرخ رو تو صف اول جماعت ببینم؟!و یا شادی رو در مجالس روضه و نذری پزون!!ولی چرا هیچ اتفاقی نیوفتاد..؟!من فکر میکنم وقتی دیالوگی گفته میشه و مورد تایید نقشهای اصلی قرار میگیره بهتره صحنه های مربوط به همون دیالوگ اتفاق بیفته!

این صحنه در قسمت 24 بود ، درحین گفتن این دیالوگ از زبان اون خانم تُرک ، ژان ، زرین تاج و شادی حضور داشتن و فرخ نبود ، فرخ بعد از تموم شدن این مکالمه به جمع اضافه شد . در حین صحبتهای خانم ترک ، ژان تائید می کرد صحبتهاشو و زرین تاج مشتاقانه دلایل شو گوش می داد . دربارۀ تغییر آنها بعد از شنیدنِ این صحبتها باید گفت همون طور که بی حجاب شدن یه خانم معتقد تعجب آوره ( تهمینه رو می گم ) ، با حجاب شدن ِ یهویی ِ یه خانم ِ بی اعتقاد هم عجیبه ، مخصوصاً برای کسایی مثل شادی که رفتاراشون جنبۀ اعتقادی نداره ( همون طور که چادر سر کردنِ بلانش از سر عقیده و اعتقادش نبود ) . تغییرات یهویی جواب که نمی ده هیچ ، بلکه نتیجۀ عکس هم داره درست مثل کاری که رضاشاه کرد و خواست ره صد ساله رو به یک باره بره ، عوض اینکه آروم آروم و گاماس گاماس پیش بره تا مردم آروم عادت به بی حجابی کنن یهویی و با توسل به زور اقدام کرد که نتیجه هم نگرفت و برعکس بیشتر مقاومت و حس تنفر در مردم ایجاد کرد . منظور اون خانم ترک فکر می کنم نه با این اشخاص ِ حاضر در جلسه که فکر می کنم منظورش با شاه و درباریان بود و اشتباه اونا رو داشت متذکر می شد . مسلماً اگه شادی بعد این صحبتها در مراسم نذری و مراسم مذهبی شرکت می کرد مردم دست شو می خوندن و می فهمیدن کاسه ایی زیر نیم کاسه شه و این رفتارای مذهبی شو باور نمی کردن . کار از بیخ و بن خراب بود ، وسطای ماجرا نمی تونستن تغییر رویه بدن . دربارۀ حدس جناب ناشناس دربارۀ چادر زاپاسی که همراه قدسی بود باید بگم ، به نظر این استدلال محتمل ترین استدلاله ولی با توجه به اینکه قبل از شروع مراسم شب 7 ، صحنه ایی که منزل ِ دبیح الله را نشون بده نداشتیم نمی شه به این فرض استناد کرد ولی اگر این صحنه را داشتیم ( گفتگوی بین قدسی و نفیسه قبل از شرکت در مراسم سید علی ) و در این صحنه قدسی از نفیسه می خواست که در مراسم حاضر بشه اون وقت چادر آوردن مادرش منطقی بود .
حالا می خوام یه تشکر خیلی خیلی خیلی ویژه از دوستان و مخاطبان عزیز داشته باشم که به من ابراز لطف کردن ، از خوندن ِ کامنتهاتون به شدت خوشحال و ذوق زده شدم ، مرسی . یه عذرخواهی هم بابت دیر جواب دادنم ، امروز سرم خیلی خیلی شلوغ بود ببخشید . حالا دربارۀ کامنتهای دوستان . از رز عزیزم ، مریم (69) جون ، گلاره جون ، آقای رویین تن و جناب مدیریت محترم سایت و باقی دوستان صمیمانه کمال تشکر رو دارم . دربارۀ کتابی که آقای رویین تن در دست نگارش دارن خواستم بگم اگه می شه به عنوان اشانتیون یه کوچولو از خاطرات مادر بزرگ شونو در سایت قرار بدن تا ایشالا مطالب ِ تفصیلی شونو بعد از چاپ کتاب شون بخونیم . به رز جون هم خواستم بگم ، عزیزم اینکه دوستان از تکیه کلوم زیبای شما استفاده می کنن دلیل علاقه س نه اینکه خدایی نکرده طعنه و کنایه . آخه چرا باید به خانم خوبی مثل شما کنایه زد . ببین عزیزم درست مثل همین که ماها از تکیه کلوم های کلاه پهلوی استفاده می کنیم ( مثلاً می گیم " حتماً داره یه تیری خاک می کنه " یا کلمۀ " تأثی " ) اینا رو که بکار می بریم یعنی خدایی نکرده داریم به نویسنده طعنه می زنیم ؟! مسلماً اینطور نیست . ما این اصطلاحات رو بکار می بریم بس که کلاه پهلوی و پرسوناژهاش و دیالوگهاشو دوست داریم ، این تکرار تکیه کلوم از سر علاقه س ، فقط همین عزیزم . اگه یکی تکیه کلوم منو بگه تازه کلی هم خوشحال می شم . دربارۀ خواب دیدن هم که گفته بودی ، دل به دل راه داره . باورت نمی شه انقدر تو خونه حرف شما و باقی دوستان سایت رو می زنم که خونواده م شماها رو مثل دوستانی که در فضای خارج از نت دارم می شناسن . وقتی با مامانم می ریم بیرون هر دختری که هم سن و سال ماس رو مامانم می بینه می گه برو ازش بپرس شاید رز باشه . انقدر روزها در سایت هستم و مدام در فکر کلاه پهلوی ( کلاه پهلوی شده بک گراند ذهنم ) که علاوه بر اینکه خواب ِ شخصیتهای کلاه پهلوی رو می بینم و خواب دوستان سایتی ، حتی خواب می بینم سایت آپدیت شده بلند می شم لپ تاپ مو بردارم نصفه شبی میام سایت ببینم خواب دیدم یا واقعی بوده . بارها هم در خواب اون روزی که میایم پشت صحنه رو دیدم و بارها در ذهنم شماها رو تجسم کردم . امیدوارم هرچه زودتر روز دیدار فرا برسه ، من که دیگه بی طاقت شدم .

من كه فكر نكنم بتونم بيام پشت صحنه ببينمتون :sad:
ولي اگه اومدين زيارت امام رضا(ع) خوشحال مي‌شم (يه جوري با هم قرار بذاريم تا) همو ببينيم.
بازگو کردن
 
 
+4 #2787 مريم69 1392-02-31 14:06
آقاي رويين تن
ببخشيد اسمتونو اشتباه نوشتم. ممنون كه توضيح داديد، اتفاقا دلم مي‌خواست معني اسم شما و تلفظ صحيح اسم گلاره رو بپرسم.
راستي "همزه"
بازگو کردن
 
 
+1 #2786 مريم69 1392-02-31 13:56
نقل کردن hh:
کاری ندارم «کلاه پهلوی» چقدر ایراد محتوایی و فنی دارد؛ فقط می دانم در این هفته های اخیر، هر بار با دیدنش بارانی شده ام و فهمیده ام که باید چادرم را محکم تر بگیرم؛ وقتی خواهر باردار میرزا رضا برای فرار که چادر از سرش نکشند، همراه فرزند به دنیا نیامده اش شهید شد؛ وقتی آن دیگری از شرم بی حجابی اجباری سکته کرد و مرد؛ وقتی زنان چادری شهر مقابل یاور و نیروهایش روی زمین دراز کشیدند که یعنی اگر قرار است مردان ما را بکشی، باید از روی جنازه ی ما رد شوی؛ وقتی مردان شهر سینه سپر می کنند مقابل گلوله های نامردان برای چادر ناموس شان؛ وقتی همه ی جنگ یک حکومت لائیک با مردمانش، چادر سر زنان مملکت است؛ وقتی…
چادرم را باید محکم تر بگیرم؛ خیلی محکم تر از آنکه فقط تکمیل کننده ی پوشش اسلامی ام باشد؛ با مانتو و روسری هم می توان حدود اسلامی را رعایت کرد؛ باید محکم بگیرمش به قدر یک پرچمی که نباید هیچ وقت زمین بیفتد… باید خون بدهی؛ اما چادرت را محکم در دستانت گرفته باشی…
چادر، سهمی ست که از کوچه های خاکی مدینه به دختران شیعه ارث رسیده است؛ میراث مادر برای دخترانش…


(شهيدابوالفضل سنگ راشان)
به پهلوى شکسته فاطمه زهرا(س) قسمتان مي‌دهم که، حجاب را حجاب‏ را، حجاب را، رعايت کنيد.»
hijabs.blogfa.com
بازگو کردن
 
 
+4 #2785 پروانه آبی 1392-02-31 13:50
نقل کردن تقی:
نقل کردن تقی:
شما چرا شعر درباره ی انگاس گفتین؟ یک محل رومسخره کردین

مدیر سایت: دوست عزیزم ما این شعر را نگفتیم بلکه آن را در سریال پخش کردیم.

همون پخشش هم ایراد داشت وما هم کار قانونی رو پیش میگیریم

من متوجه نشدم کجای شعر گفتن ایراد داشت؟
بازگو کردن
 
 
-7 #2784 تقی 1392-02-31 11:44
نقل کردن تقی:
شما چرا شعر درباره ی انگاس گفتین؟ یک محل رومسخره کردین

مدیر سایت: دوست عزیزم ما این شعر را نگفتیم بلکه آن را در سریال پخش کردیم.

همون پخشش هم ایراد داشت وما هم کار قانونی رو پیش میگیریم
بازگو کردن
 
 
+4 #2783 رز 1392-02-31 11:10
نقل کردن گوسفند دانا:
گلاره جون گگگگگگگگگگگگگگل آخه چرا آخه چرا زین پس جواب ندید آخه مگه قبلا جواب میدادید که حالا چون قادر نیستید جواب بدید تحریم کنید خوب شد ایران تحریم شد شما تحریم کردنم یاد گرفتین :lol: تو یه بحث منطقی تاکید میکنم منطقی وقتی طرف مقابل دربحث جوابی نداشته باشه یعنی شکست :zzz بقول طرف همینو بس!!!

مسخره میکنی، خجالت بکش، انتظار داشتم، با کامنتم یه خوره به خود بیای و حداقل یه کم تغییر کنی. متاسفم برات :-x بهتره شماواژه"گل" رو استفاده نکنی چون واقعا مسخره مینویسی. تو منطق نداری. آقای محترم، وقتی کسی بهت گفت همینو بس یعنی دوست نداره باهات بحث کنه. یعنی شما قدرت درک حرفای اونو نداشتی.نمیخواد دیگه باهات بحث کنه. منظورش اینه. همینه که میگم قدرت درکت پایینه درست گفتم. :-x
بازگو کردن
 
 
+5 #2782 رز 1392-02-31 10:58
رویین عزیز بنده هم یه بار دیگه از شما عذر خواهی میکنم. شاید طرز نوشتار من خوب نبود. یه خورده گیج شده بودم ،منو ببخشید،من وقتی کار اشتباهی انجام میدم. حتما میگم اشتباه کردم. من اصلا از شما ناراحت نیستم. شما هم اسم زیبایی داری، معنیشو خودم میدونستم. با اینکه رشته ام مهندسیه، ولی خیلی به ادبیات و علوم انسانی وتاریخ علاقه دارم. درزمینه ادبیات و تاریخ هم مطالعاتی دارم. واسه همینه که سریالهای تاریخی ازجمله سریال کلاه پهلوی رو دوست دارم و اونو با علاقه دنبال میکنم. تعریف از خودم نباشه من اصلا اهل دروغ و ریا نیستم. حتی تو فضای مجازی! از دروغ گفتن به شدت منتفرم، حتی اگه یه جاهای به نفعم باشه دروغ بگم ، ولی اصلا دروغ نمیگم. دوست دارم همیشه صداقت داشته باشم در هر زمینه ای ، فرقی نمیکنه. میخواد هر چی باشه. این مقدمه بود که بنده دروغ میگم و دوست دارم آدم صادق و روراستی باشم. اسم واقعی من "رُز" هست. دلیلی نمیبینم که از اسم دیگه استفاده کنم، اسم خودمو خیلی دوست دارم. موفق باشی :-)
بازگو کردن
 
 
+6 #2781 hh 1392-02-31 09:24
کاری ندارم «کلاه پهلوی» چقدر ایراد محتوایی و فنی دارد؛ فقط می دانم در این هفته های اخیر، هر بار با دیدنش بارانی شده ام و فهمیده ام که باید چادرم را محکم تر بگیرم؛ وقتی خواهر باردار میرزا رضا برای فرار که چادر از سرش نکشند، همراه فرزند به دنیا نیامده اش شهید شد؛ وقتی آن دیگری از شرم بی حجابی اجباری سکته کرد و مرد؛ وقتی زنان چادری شهر مقابل یاور و نیروهایش روی زمین دراز کشیدند که یعنی اگر قرار است مردان ما را بکشی، باید از روی جنازه ی ما رد شوی؛ وقتی مردان شهر سینه سپر می کنند مقابل گلوله های نامردان برای چادر ناموس شان؛ وقتی همه ی جنگ یک حکومت لائیک با مردمانش، چادر سر زنان مملکت است؛ وقتی…
چادرم را باید محکم تر بگیرم؛ خیلی محکم تر از آنکه فقط تکمیل کننده ی پوشش اسلامی ام باشد؛ با مانتو و روسری هم می توان حدود اسلامی را رعایت کرد؛ باید محکم بگیرمش به قدر یک پرچمی که نباید هیچ وقت زمین بیفتد… باید خون بدهی؛ اما چادرت را محکم در دستانت گرفته باشی…
چادر، سهمی ست که از کوچه های خاکی مدینه به دختران شیعه ارث رسیده است؛ میراث مادر برای دخترانش…
بازگو کردن
 
 
+3 #2780 رویین تن 1392-02-31 07:04
وای . پروانه آبی رو از قلم انداختم که واقعا پوزش می طلبم از ایشان.(از بس غیبت دارید این طور شد) و همچنین ناصر که از قدیمی ها هستند.حسن.پویا خیرآبی.کوثر محمدی.شیلا.امیر .حمید.سعید گلزاری.سلطانی. خیلی خوبه که بچه هایی که خیلی وقت چیزی ننوشتن یاد کنیم. شادی کجایی. پروانه آبی کجایی. ...ساینا. دختر مسلمان. مهرداد.بیننده.ن ادر.مجید زهدی.یوسف فارسیان... و باقی دوستان قدیمی و جدید سایت. اگر هستید هنوز کامنت بگذارید. خوشحالمان کنید.
بازگو کردن
 
 
+4 #2779 رویین تن 1392-02-31 06:32
من واقعا خسته شدم جناب مدیر سایت از بس منتظر نشستم. دقیقا سه روز دیگر مسابقه نقد نویسی قسمت سی و دوم را شروع باید بکنید(به وعده خودتان)ولیکن هنوز برندگان قسمت سی ام را (مسابقه پانزدهم) اعلام نکردید. و این مهم جزء اسباب نا خوشنودی بنده است. با تمام دفاع ها . تعریف ها.نقد ها و ... توقع خوش قولی از شما نباید بد تلقی شود این کمترین انتظار است که خلف وعده نکنید.چندین بار به شما نامه الکترونیکی فرستادم اما جز جواب ماشینی هیچ توضیح یا توجیی از شما نیافتم.واقعا قضاوت کنید اگر من از شما انتظار نداشته باشم چه کسی انتظار داشته باشد؟
امید وارم این مورد را هر چه سریع تراصلاح کنید و طبق وعده ای که دادید عمل کنید. باور کنید این باعث بهتر شدن خود شما می شود. با تشکر از شما مدیر عزیز که به تازگی بسیار به لحظه کامنت ها رو منتشر می کنید. بسیار خوب است. ادامه دهید قدر دان این کارتان هستیم.
اگر تند سخن گفتم به بزرگی خودتان ببخشید.

مدیر سایت: دوست عزیزم ما نهایت تلاش خودمان را می کنیم اما نباید سرعت را فدای دقت کرد. در هفته گذشته هم در آخر هفته نتایج برنده ها اعلام شد.
بازگو کردن
 
 
+7 #2778 رویین تن 1392-02-31 02:27
نقل کردن مريم69:
نقل کردن رز:
نقل کردن رویین تن:
راستش من واقعا شوکه شدم الان یهو منطقی شدی چرا گلاره؟ممنون از مهربانی شما خوبه که حرف دلت رو بزنی انتظار نداشتم و فکر می کردم مغرور تر از این حرف هایی .من زیاد اهل قهر کردن نیستم با این که به قول شما احساساتی هستم قهر نمی کنم حتی دعوا هم میکنم زود فراموش میکنم. یه خاطره بگم: من به اصرار پدر و مادرم الان 1 سال که با مادر بزرگم که متولد 1298 و آلزایمر خفیف داره زندگی می کنم قبلا رو پا بود الان کم کم داره حواس شو از دست می ده . با هم رابطه خیلی صمیمی داریم خیلی. اینقدر که منو مثل یه دختر میبینه و با اینکه به شدت مقید به اسلام هست اما اجازه میده بغلش کنم ببوسمش ویا حتی لباس اش را عوض کنم. هر چی میگذره آلزایمرش بد تر می شه ولی خدا رو شکر هیچ مشکل حاد دیگه ای نداره دقیقا رفتارش مثل بچه ها شده. خیلی می شه که با هم دعوا کنیم سر چیزای کوچیک ولی دعوا هامون حد اکثر 1 ساعت بعد کامل فراموشش میشه و بعد مث قبل خندان رفتار میکنه وقتی این رو میبینم من هم فراموش می کنم . عادت کردم که فراموش کنم زود.اینا رو گفتم که بگم من به دل نگرفتم و اینکه از هر کس که این کامنت رو میخونه خواهش میکنم دعا کنه من مرگ مادرم پدرم و مامان خورشیدم رو نبینم یعنی من زود تر بمیرم. این بزرگ ترین آرزوی منه.
من کی باشم که سایت پروژه بزرگ کلاه پهلوی بدون من لطفی نداشته باشه (حالا اگه من امیر علی دانایی بودم یه چیزی 4 نفر میگفتن گلم گلم شاد می شدیم . ما که خار هم نیستیم)
من هستم تا آخر این پروژه و اگر بشود حتما پشت صحنه پروژه هم میایم.
ببخشید که طولانی شد. راستی ربط این کامنت به کلاه پهلوی هم اینه که مامان خورشید من در زمان روایت این سریال جوان بوده و یادش بود و برای من بار ها تعریف کرده و شاید برایتان جالب باشد که بدانید در همان دوران گلوله میخورد به شانه اش.
داستان های جالبی از این زندگی مشترک ما دو نفر به وجود می آید که دارم برای چاپ آماده اش می کنم . اگر کسی دوست دارد برایش قسمت هایی را بفرستم( مشروط به این که نقدش کند )بگوید تا بفرستم.
اگر تندی کردم ببخشید. اگر طولانی شد و خسته شدید ببخشید. اگر به زبان عامیانه نوشتم ببخشید(خیلی دلی نوشتم).
دعا برای مامان خورشید فراموش نشه.
سپاس...

آقای رویین محترم بامن بودی که میگفتی 4نفر میگن گلم، به جای اینکه بگی یه نفر گفتی چهارنفر میخواستی به هم نسبت بدی، ولی منظورت بامن بود. چون فقط من از واژه "گلم" استفاده میکنم. ازت توقع نداشتم شما هم به من طعنه بزنید. حالا من ناراحت نشدم. دیگه واقعا برام عادی شده که همه بهم کنایه بزنند. ولی قبول کن یه جور طعنه بود. :-| وای وای چقدر استفاده از این واژه برای احترام گذاشتن و محبت دیگران عواقب داره. واقعا نمیدونستم که قشنگ حرف زدن با ایشون و افراد دیگر، باعث بشه دیگران این همه بهم طعنه بزنند(اینو کلی گفتم) به خدا در هر کامنتی که میبینم همش درباره واژه "گلم" که من میگم دارن حرف میزنن. واقعا که؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!


ولي به نظر من آقا روبين اصلا قصد طعنه نداشت. اينكه مي‌گن 4نفر يا چند نفر، يه اصطلاحه ديگه.
مثل اينكه مي‌گن 2ساعت منتظر شدم، ولي در اصل 10 دقيقه منتظر شده يا مي‌گن فلاني همش سه چار لاخ مو داره و....

با تشکر بسیار از شما دوست عزیز دقیقا درست متوجه شدید و کامنت شما ادامه توضیحات بنده می باشد.
جا دارد اینجا باز هم از رز عزیز عذر بخواهم.
و به تصحیح کلمه ای که به کار برده اید بپردازم.
شما از کلمه روبین استفاده کردید که درست اش رویین است. ر و ی ی ن .حمزه هم اشتباه است چون این نام پارسی است و در پارسی حمزه نداریم.به معنای اسفندیار رویین تن. یکی از پهلوانان شاهنامه که به واسطه شسته شدن با آب مقدس با چشم بسته تمام بدنش را رویین تن شده بود(یعنی به محکمی فلز. از جنس روی. مثل سیمین : از جنس نقره. زرین:از جنس طلا.) تنها چشمانش رویین نشده بود ولی چون کسی نمی دانست شکست ناپذیر بود. تا این که سیمرغ این راز را به رستم گفت و رستم با یک تیر دو سر اسفندیار را در نبردکشت.(خداییش نامردی کرد. پارتی بازی کرد). نام بنده را هم پدرم انتخاب کرد که به این نام افتخار میکنم چون هم تک است هم با معنی هم اصیل ایرانی هم به خودم و نام خانوادگی من هم می آید . هرچند بسیاری نامم را مسخره می کنند. به نظرم حس هر نام تاثیر مستقیم بر زندگی هر فرد دارد. و انتخاب اسم مستعار برای خود حاوی پیام های بسیاری است. مثلا من نام واقعی خودم را از اول در این سایت اعلام کردم منتها به اضافه (تن )که بر معنی نامم تاکید کنم برای کسی که کلمه رویین را نمی شناسد. و همچنین اینجا یک حضور رسمی دارم که به واسطه نوشتن نقد به وجود آمده و پسندیده نیست که نام های مستعار عجیب و قریب به کار ببرم. مثلا خانم محیا هم نام واقعی خود را به کار برده که اطمینان مخاطبان را به همراه دارد. معنی:عربی و به معنای زندگی و حیات است . رز را نمی دانم اسم واقعی شان است اما نام بسیارزیبایی است. همیشه دوست داشتم اگر دختری می داشتم نامش را رز بگزارم. گلاره رو سرچ کردم.گلاره:ریشه اش کردی است به معنی نور چشمی، بسیار عزیز و گرامی ایشان هم نمیدانم واقعی است یا مستعار. کسی که هر وقت در هر مکان نام مختلفی انتخاب میکند(بعضا توهین به خود) مثل گوسفند دانا کلا شخصیت های قابل اطمینانی ندارند معانی زیادی که همین نام های کوچک دارد و تاثیر زیاد نام هر کس بر شخصیتش دارد بسیار جالب است.
بد نیست دوستان و مخاطبان قدیمی و جدید سایت کمی بیشتر از خودشان و معنی نامشان و ... بگویند. دوستان دیگر که نام نبردم هم عزیز هستند. بلوم.فرح.اکرم.س ید مهدی حسینی.انسان.نیک آیین.ژاندارک.تا را.مسعود.زهره. و باقی دوستان که نامشان از قلم افتاد هم حتما بنوبسند از خودشان.این سایت باید بیشتر از این مخاطب داشته باشد.
بازگو کردن
 
 
+3 #2777 گلاره 1392-02-31 00:00
نقل کردن رویین تن:
نقل کردن گلاره:
نقل کردن رز:
آقای محترم،{امیر} کاری که شما انجام میدن شوخی نیست. نوعی اذیت کردن و تحقیر کردن افراد به خصوص خانمهاست. دوست داری یه خانم رو تحقیر و اذیت کنی. لیلشو اصلا نمیدونم چیه؟؟؟؟؟؟ :-? تو ،کامنتهای منو به مسخره و شوخی گرفتی؟ واقعا که!!! :eek: معلومه کی کامنت مسخره مینویسه :lol: کامنتهای مسخره خودتو به من نسبت میدی :lol: اصلا دوست ندارم باهات بحث کنم ولی مجبورم جوابتو بدم.حداقل سعی کن یه کم صداقت داشته باشی. واست ضرر نداره. اگه یه کم تحقیرهاتو کم میکردی شما هم لایق محبت و احترام در بین مخاطبان سریال میشدی.بهت نصیحت میکنم خودتو تغییر بده. لطفا به حرفام فکر کن ضرر نمیکنی.امیدوارم کامنت دیگه ای که دوباره مینویسی دیگه داخلش تحقیر و بی احترامی به افراد نباشه. موفق باشی . به امید تغییر شما :roll:

قابل توجه کلیه خانمها:زین پس!!اگوسفند دانا رو تحریم مکنیم.یعنی هیچ کس به کامنتهاش جواب نده یقینا خودش خواهد رفت.باور کنید ما میتونیم خانمها!!که اونو بیرون کنیم.به جون جوهر!!!!!!

باز زنونه مردونه کردن.

به خاطر اینکه ایشون فقط خانمها رو اذیت میکنه.خطاب به خانمها گفتم.
بازگو کردن
 
 
-6 #2776 گوسفند دانا 1392-02-30 23:41
نقل کردن رویین تن:
نقل کردن گلاره:
نقل کردن رز:
آقای محترم،{امیر} کاری که شما انجام میدن شوخی نیست. نوعی اذیت کردن و تحقیر کردن افراد به خصوص خانمهاست. دوست داری یه خانم رو تحقیر و اذیت کنی. لیلشو اصلا نمیدونم چیه؟؟؟؟؟؟ :-? تو ،کامنتهای منو به مسخره و شوخی گرفتی؟ واقعا که!!! :eek: معلومه کی کامنت مسخره مینویسه :lol: کامنتهای مسخره خودتو به من نسبت میدی :lol: اصلا دوست ندارم باهات بحث کنم ولی مجبورم جوابتو بدم.حداقل سعی کن یه کم صداقت داشته باشی. واست ضرر نداره. اگه یه کم تحقیرهاتو کم میکردی شما هم لایق محبت و احترام در بین مخاطبان سریال میشدی.بهت نصیحت میکنم خودتو تغییر بده. لطفا به حرفام فکر کن ضرر نمیکنی.امیدوارم کامنت دیگه ای که دوباره مینویسی دیگه داخلش تحقیر و بی احترامی به افراد نباشه. موفق باشی . به امید تغییر شما :roll:

قابل توجه کلیه خانمها:زین پس!!اگوسفند دانا رو تحریم مکنیم.یعنی هیچ کس به کامنتهاش جواب نده یقینا خودش خواهد رفت.باور کنید ما میتونیم خانمها!!که اونو بیرون کنیم.به جون جوهر!!!!!!

باز زنونه مردونه کردن.

معذرت می خوام ولی یه سوال شما کدوم ورین؟؟؟!!!
بازگو کردن
 
 
-6 #2775 گوسفند دانا 1392-02-30 23:38
جناب مثلا مدیر چرا کمنتای من نصفش نیست اگه مشکل داری بگو حلیش کنیم :oops:

مدیر سایت: دوست عزیزم گاهی اوقات محتوای کامنت ها برخورنده و تحریک آمیز است یا اینکه حاوی نکته خاصی نیست ( درخصوص همه کامنت ها عرض می کنم نه فقط کامنت های شما). چنین نظرهایی تایید نمی شود.
بازگو کردن
 
 
-7 #2774 گوسفند دانا 1392-02-30 23:36
گلاره جون گگگگگگگگگگگگگگل آخه چرا آخه چرا زین پس جواب ندید آخه مگه قبلا جواب میدادید که حالا چون قادر نیستید جواب بدید تحریم کنید خوب شد ایران تحریم شد شما تحریم کردنم یاد گرفتین :lol: تو یه بحث منطقی تاکید میکنم منطقی وقتی طرف مقابل دربحث جوابی نداشته باشه یعنی شکست :zzz بقول طرف همینو بس!!!
بازگو کردن
 
 
+5 #2773 محیا . 1392-02-30 22:09
نقل کردن گلاره:
در راستای سوتی گیری از کلاه پهلوی،یادتون هست اون خانوم ترک به فرخ و شادی و زرین گفت ...مردم چون فهمیدن شما نماز نمیخونید روزه نمیگیرید و فرایض دینی رو انجام نمیدید،باهاتون مخالفت میکنن..شما هم باید همون اقداماتی که ما تو ترکیه مدرن انجام دادیم انجام بدید؟اونها هم تایید کردن.من منتظر بودیم تا احتمالا در قسمتهای بعدی فرخ رو تو صف اول جماعت ببینم؟!و یا شادی رو در مجالس روضه و نذری پزون!!ولی چرا هیچ اتفاقی نیوفتاد..؟!من فکر میکنم وقتی دیالوگی گفته میشه و مورد تایید نقشهای اصلی قرار میگیره بهتره صحنه های مربوط به همون دیالوگ اتفاق بیفته!

این صحنه در قسمت 24 بود ، درحین گفتن این دیالوگ از زبان اون خانم تُرک ، ژان ، زرین تاج و شادی حضور داشتن و فرخ نبود ، فرخ بعد از تموم شدن این مکالمه به جمع اضافه شد . در حین صحبتهای خانم ترک ، ژان تائید می کرد صحبتهاشو و زرین تاج مشتاقانه دلایل شو گوش می داد . دربارۀ تغییر آنها بعد از شنیدنِ این صحبتها باید گفت همون طور که بی حجاب شدن یه خانم معتقد تعجب آوره ( تهمینه رو می گم ) ، با حجاب شدن ِ یهویی ِ یه خانم ِ بی اعتقاد هم عجیبه ، مخصوصاً برای کسایی مثل شادی که رفتاراشون جنبۀ اعتقادی نداره ( همون طور که چادر سر کردنِ بلانش از سر عقیده و اعتقادش نبود ) . تغییرات یهویی جواب که نمی ده هیچ ، بلکه نتیجۀ عکس هم داره درست مثل کاری که رضاشاه کرد و خواست ره صد ساله رو به یک باره بره ، عوض اینکه آروم آروم و گاماس گاماس پیش بره تا مردم آروم عادت به بی حجابی کنن یهویی و با توسل به زور اقدام کرد که نتیجه هم نگرفت و برعکس بیشتر مقاومت و حس تنفر در مردم ایجاد کرد . منظور اون خانم ترک فکر می کنم نه با این اشخاص ِ حاضر در جلسه که فکر می کنم منظورش با شاه و درباریان بود و اشتباه اونا رو داشت متذکر می شد . مسلماً اگه شادی بعد این صحبتها در مراسم نذری و مراسم مذهبی شرکت می کرد مردم دست شو می خوندن و می فهمیدن کاسه ایی زیر نیم کاسه شه و این رفتارای مذهبی شو باور نمی کردن . کار از بیخ و بن خراب بود ، وسطای ماجرا نمی تونستن تغییر رویه بدن . دربارۀ حدس جناب ناشناس دربارۀ چادر زاپاسی که همراه قدسی بود باید بگم ، به نظر این استدلال محتمل ترین استدلاله ولی با توجه به اینکه قبل از شروع مراسم شب 7 ، صحنه ایی که منزل ِ دبیح الله را نشون بده نداشتیم نمی شه به این فرض استناد کرد ولی اگر این صحنه را داشتیم ( گفتگوی بین قدسی و نفیسه قبل از شرکت در مراسم سید علی ) و در این صحنه قدسی از نفیسه می خواست که در مراسم حاضر بشه اون وقت چادر آوردن مادرش منطقی بود .
حالا می خوام یه تشکر خیلی خیلی خیلی ویژه از دوستان و مخاطبان عزیز داشته باشم که به من ابراز لطف کردن ، از خوندن ِ کامنتهاتون به شدت خوشحال و ذوق زده شدم ، مرسی . یه عذرخواهی هم بابت دیر جواب دادنم ، امروز سرم خیلی خیلی شلوغ بود ببخشید . حالا دربارۀ کامنتهای دوستان . از رز عزیزم ، مریم (69) جون ، گلاره جون ، آقای رویین تن و جناب مدیریت محترم سایت و باقی دوستان صمیمانه کمال تشکر رو دارم . دربارۀ کتابی که آقای رویین تن در دست نگارش دارن خواستم بگم اگه می شه به عنوان اشانتیون یه کوچولو از خاطرات مادر بزرگ شونو در سایت قرار بدن تا ایشالا مطالب ِ تفصیلی شونو بعد از چاپ کتاب شون بخونیم . به رز جون هم خواستم بگم ، عزیزم اینکه دوستان از تکیه کلوم زیبای شما استفاده می کنن دلیل علاقه س نه اینکه خدایی نکرده طعنه و کنایه . آخه چرا باید به خانم خوبی مثل شما کنایه زد . ببین عزیزم درست مثل همین که ماها از تکیه کلوم های کلاه پهلوی استفاده می کنیم ( مثلاً می گیم " حتماً داره یه تیری خاک می کنه " یا کلمۀ " تأثی " ) اینا رو که بکار می بریم یعنی خدایی نکرده داریم به نویسنده طعنه می زنیم ؟! مسلماً اینطور نیست . ما این اصطلاحات رو بکار می بریم بس که کلاه پهلوی و پرسوناژهاش و دیالوگهاشو دوست داریم ، این تکرار تکیه کلوم از سر علاقه س ، فقط همین عزیزم . اگه یکی تکیه کلوم منو بگه تازه کلی هم خوشحال می شم . دربارۀ خواب دیدن هم که گفته بودی ، دل به دل راه داره . باورت نمی شه انقدر تو خونه حرف شما و باقی دوستان سایت رو می زنم که خونواده م شماها رو مثل دوستانی که در فضای خارج از نت دارم می شناسن . وقتی با مامانم می ریم بیرون هر دختری که هم سن و سال ماس رو مامانم می بینه می گه برو ازش بپرس شاید رز باشه . انقدر روزها در سایت هستم و مدام در فکر کلاه پهلوی ( کلاه پهلوی شده بک گراند ذهنم ) که علاوه بر اینکه خواب ِ شخصیتهای کلاه پهلوی رو می بینم و خواب دوستان سایتی ، حتی خواب می بینم سایت آپدیت شده بلند می شم لپ تاپ مو بردارم نصفه شبی میام سایت ببینم خواب دیدم یا واقعی بوده . بارها هم در خواب اون روزی که میایم پشت صحنه رو دیدم و بارها در ذهنم شماها رو تجسم کردم . امیدوارم هرچه زودتر روز دیدار فرا برسه ، من که دیگه بی طاقت شدم .
بازگو کردن
 
 
-7 #2772 تقی 1392-02-30 21:54
شما چرا شعر درباره ی انگاس گفتین؟ یک محل رومسخره کردین

مدیر سایت: دوست عزیزم ما این شعر را نگفتیم بلکه آن را در سریال پخش کردیم.
بازگو کردن
 
 
+4 #2771 رز 1392-02-30 21:43
نقل کردن گلاره:
نقل کردن رز:
آقای رویین عزیز نه یه وقت از من دلخور بشی که اون کامنت رو دربارت نوشتم. همونطور که قبلا هم بهت گفتم دوست ندارم کسی ازم ناراحت بشه. آخه میدونی چیه از شما اصلا توقع نداشتم به خاطرگفتن واژه"گلم" بهم یه جورایی طعنه بزنی. آخه شما فرد روشنفکری هستی . اتفاقا من و شما دراین باره به تفاهم هم رسیده بودیم .من شما خیلی باشخصیت و محترم میدونم، با اینکه اصلا شما رو نمیشناسم. ولی با خوندن کامنتهای شما میشه به شخصیت شما پی برد.البته ملاک فهمیدن شخصیت فقط کامنتهای طرف مقابل نیست ولی یکی از مواردی هست که میشه گفت اون فرد چه شخصیتی داره. بنابراین اصلا باورم نمیشد شما به هم طعنه زدید. باور کنید چقدر به اون کامنت و اسم شما نگاه کردم ببینم واقعا این شما بودید که اینطور گفتید. ولی مطمئن باشید من ناراحت نشم.فقط خیلی تعجب کردم. خودتون میدونید،حالا ایام امتحانا هست و بنده هم خیلی درس و گرفتاری دارم ولی چون این سایت روخیلی دوست دارم.همیشه موقع استراحت بین درسها حتما به سایت میام و نظر میزارم. بعد فشار درسهابه من، دوست دارم همه باهم خوب و مهربون باشند

رز عزیز نکنه از شوخی من توی یکی از کامنتها هم ناراحت شده باشی ؟ وای به خدا من اصلا منظوری نداشتم...همونجا هم بهت گفتم شوخیه.فکر نکنم اقای رویین تن هم منظور بدی داشته.اونم شوخی بوده.اتفاق چون تو دختر دوست داشتنی ای هستی.همه از تکیه کلامهات استفاده میکنن..

گلاره جان تو یه کامنت دیگه تو همون صفحه ای که کامنت نوشته بودی بهت توضیح دادم. که دلخور نشوم . اونو برو بخون. من نه از شما و نه از آقای رویین تن ناراحت نشدم.آخه اینها چیزهای نیست که آدم واسش ناراحت بشه :D آره من حساسم ولی نه به این حد دیگه:D اون کامنت آقای رویین یه خوره منو متعجب کرد همین. تو کامنت هم براش نوشتم. نمیدونم چرا شما وآقای رویین تصور میکنید من ناراحت شدم. شاید ایراد از من بوده که از کلماتی استفاده کردم . دیگران برداشت اشتباه کنند. از این بعد به نوشتارم دقت میکنم که یه وقت برداشت اشتباه ازش نشه. :D
بازگو کردن
 
 
+4 #2770 رز 1392-02-30 21:26
رویین گرامی من که گفتم من اصلا از شما ناراحت نشدم. اینو دو بار هم تاکید کردم. ولی رویین تن محترم. مگه گفتن واژه"گُلم" باید اینقدر مهم باشه که افراد بخوان درباره اون بحث کنند :D و منتظر واکنش افراد باشم. اتفاقا واژه "گلم" خیلی هم خوبه. میشه برای زیبایی کامنت از اون استفاده کرد. آره من حساسم. ولی برای این چیزها که ناراحت نمیشم. باور کنید از این کامنت شما اصلا ناراحت نشدم. فقط یه خورده تعجب کردم.همین. ولی انگار شما خیلی از من شاکی شدی درست میگم؟ قبول کنید شما هم یه خورده حساس هستید. در آخر اگه باعث ناراحتی شما شدم ازتون عذرخواهی میکنم.
بازگو کردن
 
 
+7 #2769 مريم69 1392-02-30 20:50
جناب مدير! خيلي ممنون.
امروز خيلي كامنتا زود به زود منتشر شد.
بازگو کردن
 
 
-1 #2768 انسان 1392-02-30 20:47
ای کاش به تاریخ اهمیت بیشتری می دادیم . گویا این سریال فقط جهت محکوم کردن حکومت آن دوره تاریخی ساخته شده نه به مصور نمودن تاریخ و همچنین سرگرمی مخاطب نه آموزش و مرور صحیح تاریخ . سازندگان این سریال فراموش کردند که مخاطبین آنها همگی نوجوانان و جوانان این مملکت نیستند و کسانی هستند که آشنایی بیشتری به گذشته دارند . وقتی مسائل متعصبانه بازگو می گردد و به خصوص که به تصویر کشیده می شود می تواند تاثیر مخربی بر جای گذارد . تاسف بیشتر بابت حضور بازیگرانی که پیش کسوت هستند و اینچنین نقشهایی را پذیرفتند . با آرزوی صداقت و دوری از تعصبات عقیدتی و دینی در تمام ارکان جامعه

مدیر سایت: دوست عزیزم مشخصا در کدام بخش از سریال تفاوتی میان واقعیت سریال و مفاهیم سریال مشاهده کردید؟
بازگو کردن
 
 
-3 #2767 بلوم 1392-02-30 19:21
چرا برای این فیلم سایت ساخته شده ;-) من که نمی دونم

مدیر سایت: برای اطلاع از نظرها و دیدگاه های شما دوست عزیزم
بازگو کردن
 
 
+6 #2766 مريم69 1392-02-30 19:11
نقل کردن رز:
مدیرگرامی، همینطور که گفتید محیای عزیز یه دونه هست . واقعا همینطوره که میگین، من یکی که خیلی دوستش دارم، با اینکه اصلا ندیدمش. ولی یه جورایی حرفها و کامنتهای محیا آدمو جذب خودش میکنه. واقعا همه رو درک میکنه. از صداقت و ایمانش هم خیلی خوشم میاد. تو این دور و زمونه خانمهای مثله محیا خانم کم گیر میاد. راستی شاید باور نکنید یه بار خواب "محیاجون" رو دیدم. تو عالم رویا داشتم با محیا، حرف سریال کلاه پهلوی می زدم، واقعا جدی میگم.

با شما كاملا موافقم.
معلوم مي‌شه محيا ازون آدماست كه آدم از اينكه وقتشو باهاش بگذرونه هيچ وقت خسته نمي‌شه(حوصلش سر نمي‌ره)
بازگو کردن
 
 
+7 #2765 رویین تن 1392-02-30 18:45
توضیح من به رز( کامنت قبلی قاطی شد)
عزیز دل من .من فقط یک شوخی کردم که بگم یعنی حالا امیر علی دانایی اگه بودم شاید خودم رو لوس میکردم و قهر می کردم و... حالا که نیستم/
من میخوام مثال بیارم از مخاطب ها خب معلومه که از شما یا دوستانی که قبلا باهاشون شوخی کردم و ... مثال میارم دیگه پ ن پ از گوساله مثال بیارم؟. ببخشید همون گوسفند دانا.
رز عزیز به نظرم زیادی حساس شدی. خب معلومه وقتی در محیط عمومی نظر خودت رو میگی باید منتظر جواب باشی. وقتی به قول خودت تنها کسی باشی که آقای دانایی رو گل خطاب میکنی خب معلومه که زیاد صحبت بشه.
من اگه مخالفتی با این نظر شما داشته باشم حتما به خودت توضیح میدم. نه اینکه کنایه بزنم . من اصلا اهل کنایه نیستم. قبلا کلی باهات بحث کردم سر همین موضوع دیگه نیازی به کنایه نیست.
وقتی اون جمله که شما ازش ناراحت شدی رو داشتم مینوشتم خودم می خندیدم و به این فکر می کردم که شما و بقیه دوستان که میخوانید هم حتما می خندید باور کن اگه یک در صد احتمال می دادم که ناراحت می شی اصلا نمی نوشتم.
بازگو کردن
 
 
+7 #2764 رویین تن 1392-02-30 17:25
نقل کردن گلاره:
نقل کردن رز:
آقای محترم،{امیر} کاری که شما انجام میدن شوخی نیست. نوعی اذیت کردن و تحقیر کردن افراد به خصوص خانمهاست. دوست داری یه خانم رو تحقیر و اذیت کنی. لیلشو اصلا نمیدونم چیه؟؟؟؟؟؟ :-? تو ،کامنتهای منو به مسخره و شوخی گرفتی؟ واقعا که!!! :eek: معلومه کی کامنت مسخره مینویسه :lol: کامنتهای مسخره خودتو به من نسبت میدی :lol: اصلا دوست ندارم باهات بحث کنم ولی مجبورم جوابتو بدم.حداقل سعی کن یه کم صداقت داشته باشی. واست ضرر نداره. اگه یه کم تحقیرهاتو کم میکردی شما هم لایق محبت و احترام در بین مخاطبان سریال میشدی.بهت نصیحت میکنم خودتو تغییر بده. لطفا به حرفام فکر کن ضرر نمیکنی.امیدوارم کامنت دیگه ای که دوباره مینویسی دیگه داخلش تحقیر و بی احترامی به افراد نباشه. موفق باشی . به امید تغییر شما :roll:

قابل توجه کلیه خانمها:زین پس!!اگوسفند دانا رو تحریم مکنیم.یعنی هیچ کس به کامنتهاش جواب نده یقینا خودش خواهد رفت.باور کنید ما میتونیم خانمها!!که اونو بیرون کنیم.به جون جوهر!!!!!!

باز زنونه مردونه کردن.
بازگو کردن
 
 
+4 #2763 رویین تن 1392-02-30 17:15
آقای رویین محترم بامن بودی که میگفتی 4نفر میگن گلم، به جای اینکه بگی یه نفر گفتی چهارنفر میخواستی به هم نسبت بدی، ولی منظورت بامن بود. چون فقط من از واژه "گلم" استفاده میکنم. ازت توقع نداشتم شما هم به من طعنه بزنید. حالا من ناراحت نشدم. دیگه واقعا برام عادی شده که همه بهم کنایه بزنند. ولی قبول کن یه جور طعنه بود. :-| وای وای چقدر استفاده از این واژه برای احترام گذاشتن و محبت دیگران عواقب داره. واقعا نمیدونستم که قشنگ حرف زدن با ایشون و افراد دیگر، باعث بشه دیگران این همه بهم طعنه بزنند(اینو کلی گفتم) به خدا در هر کامنتی که میبینم همش درباره واژه "گلم" که من میگم دارن حرف میزنن. واقعا که؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
عزیز دل من .من فقط یک شوخی کردم که بگم یعنی حالا امیر علی دانایی اگه بودم شاید خودم رو لوس میکردم و قهر می کردم و... حالا که نیستم/
من میخوام مثال بیارم از مخاطب ها خب معلومه که از شما یا دوستانی که قبلا باهاشون شوخی کردم و ... مثال میارم دیگه پ ن پ از گوساله مثال بیارم؟. ببخشید همون گوسفند دانا.
رز عزیز به نظرم زیادی حساس شدی. خب معلومه وقتی در محیط عمومی نظر خودت رو میگی باید منتظر جواب باشی. وقتی به قول خودت تنها کسی باشی که آقای دانایی رو گل خطاب میکنی خب معلومه که زیاد صحبت بشه.
من اگه مخالفتی با این نظر شما داشته باشم حتما به خودت توضیح میدم. نه اینکه کنایه بزنم . من اصلا اهل کنایه نیستم. قبلا کلی باهات بحث کردم سر همین موضوع دیگه نیازی به کنایه نیست.
وقتی اون جمله که شما ازش ناراحت شدی رو داشتم مینوشتم خودم می خندیدم و به این فکر می کردم که شما و بقیه دوستان که میخوانید هم حتما می خندید باور کن اگه یک در صد احتمال می دادم که ناراحت می شی اصلا نمی نوشتم.
بازگو کردن
 
 
+5 #2762 رز 1392-02-30 16:42
مدیرگرامی، همینطور که گفتید محیای عزیز یه دونه هست . واقعا همینطوره که میگین، من یکی که خیلی دوستش دارم، با اینکه اصلا ندیدمش. ولی یه جورایی حرفها و کامنتهای محیا آدمو جذب خودش میکنه. واقعا همه رو درک میکنه. از صداقت و ایمانش هم خیلی خوشم میاد. تو این دور و زمونه خانمهای مثله محیا خانم کم گیر میاد. راستی شاید باور نکنید یه بار خواب "محیاجون" رو دیدم. تو عالم رویا داشتم با محیا، حرف سریال کلاه پهلوی می زدم، واقعا جدی میگم.
بازگو کردن
 
 
+2 #2761 گلاره 1392-02-30 15:14
نقل کردن رز:
آقای رویین عزیز نه یه وقت از من دلخور بشی که اون کامنت رو دربارت نوشتم. همونطور که قبلا هم بهت گفتم دوست ندارم کسی ازم ناراحت بشه. آخه میدونی چیه از شما اصلا توقع نداشتم به خاطرگفتن واژه"گلم" بهم یه جورایی طعنه بزنی. آخه شما فرد روشنفکری هستی . اتفاقا من و شما دراین باره به تفاهم هم رسیده بودیم .من شما خیلی باشخصیت و محترم میدونم، با اینکه اصلا شما رو نمیشناسم. ولی با خوندن کامنتهای شما میشه به شخصیت شما پی برد.البته ملاک فهمیدن شخصیت فقط کامنتهای طرف مقابل نیست ولی یکی از مواردی هست که میشه گفت اون فرد چه شخصیتی داره. بنابراین اصلا باورم نمیشد شما به هم طعنه زدید. باور کنید چقدر به اون کامنت و اسم شما نگاه کردم ببینم واقعا این شما بودید که اینطور گفتید. ولی مطمئن باشید من ناراحت نشم.فقط خیلی تعجب کردم. خودتون میدونید،حالا ایام امتحانا هست و بنده هم خیلی درس و گرفتاری دارم ولی چون این سایت روخیلی دوست دارم.همیشه موقع استراحت بین درسها حتما به سایت میام و نظر میزارم. بعد فشار درسهابه من، دوست دارم همه باهم خوب و مهربون باشند

رز عزیز نکنه از شوخی من توی یکی از کامنتها هم ناراحت شده باشی ؟ وای به خدا من اصلا منظوری نداشتم...همونجا هم بهت گفتم شوخیه.فکر نکنم اقای رویین تن هم منظور بدی داشته.اونم شوخی بوده.اتفاق چون تو دختر دوست داشتنی ای هستی.همه از تکیه کلامهات استفاده میکنن..
بازگو کردن
 
 
+4 #2760 مريم69 1392-02-30 14:31
نقل کردن رز:
نقل کردن رویین تن:
راستش من واقعا شوکه شدم الان یهو منطقی شدی چرا گلاره؟ممنون از مهربانی شما خوبه که حرف دلت رو بزنی انتظار نداشتم و فکر می کردم مغرور تر از این حرف هایی .من زیاد اهل قهر کردن نیستم با این که به قول شما احساساتی هستم قهر نمی کنم حتی دعوا هم میکنم زود فراموش میکنم. یه خاطره بگم: من به اصرار پدر و مادرم الان 1 سال که با مادر بزرگم که متولد 1298 و آلزایمر خفیف داره زندگی می کنم قبلا رو پا بود الان کم کم داره حواس شو از دست می ده . با هم رابطه خیلی صمیمی داریم خیلی. اینقدر که منو مثل یه دختر میبینه و با اینکه به شدت مقید به اسلام هست اما اجازه میده بغلش کنم ببوسمش ویا حتی لباس اش را عوض کنم. هر چی میگذره آلزایمرش بد تر می شه ولی خدا رو شکر هیچ مشکل حاد دیگه ای نداره دقیقا رفتارش مثل بچه ها شده. خیلی می شه که با هم دعوا کنیم سر چیزای کوچیک ولی دعوا هامون حد اکثر 1 ساعت بعد کامل فراموشش میشه و بعد مث قبل خندان رفتار میکنه وقتی این رو میبینم من هم فراموش می کنم . عادت کردم که فراموش کنم زود.اینا رو گفتم که بگم من به دل نگرفتم و اینکه از هر کس که این کامنت رو میخونه خواهش میکنم دعا کنه من مرگ مادرم پدرم و مامان خورشیدم رو نبینم یعنی من زود تر بمیرم. این بزرگ ترین آرزوی منه.
من کی باشم که سایت پروژه بزرگ کلاه پهلوی بدون من لطفی نداشته باشه (حالا اگه من امیر علی دانایی بودم یه چیزی 4 نفر میگفتن گلم گلم شاد می شدیم . ما که خار هم نیستیم)
من هستم تا آخر این پروژه و اگر بشود حتما پشت صحنه پروژه هم میایم.
ببخشید که طولانی شد. راستی ربط این کامنت به کلاه پهلوی هم اینه که مامان خورشید من در زمان روایت این سریال جوان بوده و یادش بود و برای من بار ها تعریف کرده و شاید برایتان جالب باشد که بدانید در همان دوران گلوله میخورد به شانه اش.
داستان های جالبی از این زندگی مشترک ما دو نفر به وجود می آید که دارم برای چاپ آماده اش می کنم . اگر کسی دوست دارد برایش قسمت هایی را بفرستم( مشروط به این که نقدش کند )بگوید تا بفرستم.
اگر تندی کردم ببخشید. اگر طولانی شد و خسته شدید ببخشید. اگر به زبان عامیانه نوشتم ببخشید(خیلی دلی نوشتم).
دعا برای مامان خورشید فراموش نشه.
سپاس...

آقای رویین محترم بامن بودی که میگفتی 4نفر میگن گلم، به جای اینکه بگی یه نفر گفتی چهارنفر میخواستی به هم نسبت بدی، ولی منظورت بامن بود. چون فقط من از واژه "گلم" استفاده میکنم. ازت توقع نداشتم شما هم به من طعنه بزنید. حالا من ناراحت نشدم. دیگه واقعا برام عادی شده که همه بهم کنایه بزنند. ولی قبول کن یه جور طعنه بود. :-| وای وای چقدر استفاده از این واژه برای احترام گذاشتن و محبت دیگران عواقب داره. واقعا نمیدونستم که قشنگ حرف زدن با ایشون و افراد دیگر، باعث بشه دیگران این همه بهم طعنه بزنند(اینو کلی گفتم) به خدا در هر کامنتی که میبینم همش درباره واژه "گلم" که من میگم دارن حرف میزنن. واقعا که؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!


ولي به نظر من آقا روبين اصلا قصد طعنه نداشت. اينكه مي‌گن 4نفر يا چند نفر، يه اصطلاحه ديگه.
مثل اينكه مي‌گن 2ساعت منتظر شدم، ولي در اصل 10 دقيقه منتظر شده يا مي‌گن فلاني همش سه چار لاخ مو داره و....
بازگو کردن
 
 
+6 #2759 رز 1392-02-30 11:33
آقای رویین عزیز نه یه وقت از من دلخور بشی که اون کامنت رو دربارت نوشتم. همونطور که قبلا هم بهت گفتم دوست ندارم کسی ازم ناراحت بشه. آخه میدونی چیه از شما اصلا توقع نداشتم به خاطرگفتن واژه"گلم" بهم یه جورایی طعنه بزنی. آخه شما فرد روشنفکری هستی . اتفاقا من و شما دراین باره به تفاهم هم رسیده بودیم .من شما خیلی باشخصیت و محترم میدونم، با اینکه اصلا شما رو نمیشناسم. ولی با خوندن کامنتهای شما میشه به شخصیت شما پی برد.البته ملاک فهمیدن شخصیت فقط کامنتهای طرف مقابل نیست ولی یکی از مواردی هست که میشه گفت اون فرد چه شخصیتی داره. بنابراین اصلا باورم نمیشد شما به هم طعنه زدید. باور کنید چقدر به اون کامنت و اسم شما نگاه کردم ببینم واقعا این شما بودید که اینطور گفتید. ولی مطمئن باشید من ناراحت نشم.فقط خیلی تعجب کردم. خودتون میدونید،حالا ایام امتحانا هست و بنده هم خیلی درس و گرفتاری دارم ولی چون این سایت روخیلی دوست دارم.همیشه موقع استراحت بین درسها حتما به سایت میام و نظر میزارم. بعد فشار درسهابه من، دوست دارم همه باهم خوب و مهربون باشند
بازگو کردن
 
 
-1 #2758 رز 1392-02-30 10:22
نقل کردن رویین تن:
راستش من واقعا شوکه شدم الان یهو منطقی شدی چرا گلاره؟ممنون از مهربانی شما خوبه که حرف دلت رو بزنی انتظار نداشتم و فکر می کردم مغرور تر از این حرف هایی .من زیاد اهل قهر کردن نیستم با این که به قول شما احساساتی هستم قهر نمی کنم حتی دعوا هم میکنم زود فراموش میکنم. یه خاطره بگم: من به اصرار پدر و مادرم الان 1 سال که با مادر بزرگم که متولد 1298 و آلزایمر خفیف داره زندگی می کنم قبلا رو پا بود الان کم کم داره حواس شو از دست می ده . با هم رابطه خیلی صمیمی داریم خیلی. اینقدر که منو مثل یه دختر میبینه و با اینکه به شدت مقید به اسلام هست اما اجازه میده بغلش کنم ببوسمش ویا حتی لباس اش را عوض کنم. هر چی میگذره آلزایمرش بد تر می شه ولی خدا رو شکر هیچ مشکل حاد دیگه ای نداره دقیقا رفتارش مثل بچه ها شده. خیلی می شه که با هم دعوا کنیم سر چیزای کوچیک ولی دعوا هامون حد اکثر 1 ساعت بعد کامل فراموشش میشه و بعد مث قبل خندان رفتار میکنه وقتی این رو میبینم من هم فراموش می کنم . عادت کردم که فراموش کنم زود.اینا رو گفتم که بگم من به دل نگرفتم و اینکه از هر کس که این کامنت رو میخونه خواهش میکنم دعا کنه من مرگ مادرم پدرم و مامان خورشیدم رو نبینم یعنی من زود تر بمیرم. این بزرگ ترین آرزوی منه.
من کی باشم که سایت پروژه بزرگ کلاه پهلوی بدون من لطفی نداشته باشه (حالا اگه من امیر علی دانایی بودم یه چیزی 4 نفر میگفتن گلم گلم شاد می شدیم . ما که خار هم نیستیم)
من هستم تا آخر این پروژه و اگر بشود حتما پشت صحنه پروژه هم میایم.
ببخشید که طولانی شد. راستی ربط این کامنت به کلاه پهلوی هم اینه که مامان خورشید من در زمان روایت این سریال جوان بوده و یادش بود و برای من بار ها تعریف کرده و شاید برایتان جالب باشد که بدانید در همان دوران گلوله میخورد به شانه اش.
داستان های جالبی از این زندگی مشترک ما دو نفر به وجود می آید که دارم برای چاپ آماده اش می کنم . اگر کسی دوست دارد برایش قسمت هایی را بفرستم( مشروط به این که نقدش کند )بگوید تا بفرستم.
اگر تندی کردم ببخشید. اگر طولانی شد و خسته شدید ببخشید. اگر به زبان عامیانه نوشتم ببخشید(خیلی دلی نوشتم).
دعا برای مامان خورشید فراموش نشه.
سپاس...

آقای رویین محترم بامن بودی که میگفتی 4نفر میگن گلم، به جای اینکه بگی یه نفر گفتی چهارنفر میخواستی به هم نسبت بدی، ولی منظورت بامن بود. چون فقط من از واژه "گلم" استفاده میکنم. ازت توقع نداشتم شما هم به من طعنه بزنید. حالا من ناراحت نشدم. دیگه واقعا برام عادی شده که همه بهم کنایه بزنند. ولی قبول کن یه جور طعنه بود. :-| وای وای چقدر استفاده از این واژه برای احترام گذاشتن و محبت دیگران عواقب داره. واقعا نمیدونستم که قشنگ حرف زدن با ایشون و افراد دیگر، باعث بشه دیگران این همه بهم طعنه بزنند(اینو کلی گفتم) به خدا در هر کامنتی که میبینم همش درباره واژه "گلم" که من میگم دارن حرف میزنن. واقعا که؟؟؟؟؟؟!!!!!!! !
بازگو کردن
 
 
0 #2757 اکرم 1392-02-30 09:33
با سلام من یکی از علاقمندان پر و پا قرص سریالهای تاریخی بودم ولی با این سریال «کلاه پهلوی» اصلا نمی تونم ارتباط برقرار کنم. اینقدر ضعف و کاستی داره که من و خانواده ام هیچکدونم خیلی راغب به تماشای سریال نیستیم و یک قسمتش رو هم ندیدیم اصلا ناراحت نمی شیم. حالا چرا باید هزینه میلیاردی برای چنین سریالی که اینهمه گاف و نقص داره خرج بشه نمی دونم کی جوابگو است؟؟. این سریال اصلا قابل مقایسه با کیف انگلیسی نیست. خوش ساختی اون کجا و شعار زدگی و آب بستن به داستانهای این یکی کجا؟؟؟ بعضی قسمتها یه اتفاقات الکی و ماست مالی شده ای می افته که آدم فکر می کنه کارگردان و نویسنده سریال موقع نوشتن اونها قوه تخیلش رو کجا فرستاده بوده ! به عنوان مثال:
فاطمه چرا باید در ماه آخر بارداری وقتی که شوهرش پیشش نیست تنها زندگی کنه؟؟؟؟؟ کدوم مادری میزاره دختر باردارش تنها زندگی کنه و تازه چرا باید فاطمه در اون اوضاع مملکت تنها قصد حمام رفتن داشته باشه (شایدم می خواست بره مهمانی) . من شنیدم اون موقع ها مردم در حیاطهاشون رو باز میگذاشتن که اگه آجان ها دنبال زنی کردن بتونه به خونه اونها پناه ببره و یا اینکه زن ها اصلا از کوچه ها تردد نمی کردن و از روی پشت بامها که بوسیله مردم به هم متصل شده بود می رفتن جایی که می خواستن ولی این اتفاقها اصلا در این سریال دیده نمی شود. میرزا رضا هم که معلوم نیست بر چه اساسی بزرگتر و عقل کل شهر شده فقط صرف به اینکه دیگران هی گفتن میرزا رضا میرزا رضا و خواست کارگردان باید به اجبار در ذهن بیننده القا شود. والا ایشان غیر از حرف زدن و سخنرانی به شدت شعاری چکار دیگری انجا داده؟
ببخشید که اینقدر طولانی شد هرچند یک دهم حرفهام هم نشد
بازگو کردن
 
 
+5 #2756 مریم69 1392-02-30 09:31
نقل کردن محیا .:
نقل کردن رویین تن:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
این خانم های چادری ِ تو سریال همه شون روسری و هد سرشونه ، اون وقت این هد یعنی موهاشونو از روسری می ذارن بیرون ؟

کشف کردم ؛ حدسم درست بود ، روسریهاشون که عقبه و یه هِد رنگی زیرش سرشون کردن ( بنا به قوانین تلویزیون که موهای خانمها رو نشون نمی دن) این هِدهای رنگی یعنی یه کم موهاشون معلوم بوده ولی اونا اینطور نبودن که می دونستن یه ذره از موهاشون اگه معلوم باشه گناه داره . اونا حجاب ِ سنتی داشتن مثل خانمهای روستایی که روسری سرشون می کنن اعتقاد هم دارن ولی یه کم از موهاشون و گاهی مچ دستهاشون پیداست . خب اینا نمی دونن که این یه کم ها هم گناه داره و باید کل موهاشونو بپوشونن . ولی خب زمانی که با چادر و روبنده بودن موهاشون کاملاً پوشیده بود از دیدِ نامحرم . شاید دلیل اینکه تهمینه صورتش سرخ شد زمانی که شادی در قسمت 19چادر رو از سرش برداشت همین بود ، چون با چادر کاملاً حجابش حفظ شده بود ولی بی چادر ( با روسری ) اندکی از موهاش از جلوی روسری ش معلوم بود . خیلی تحقیق کردم تا به این نتیجه رسیدم ، هم یه عالمه سرچ کردم هم پرس و جو از افراد مسن و سالخورده

حالا می فهمم چرا اون موقع انقدر رو چادراشون حساس بودن و به هیچ عنوان حاضر نبودن چادراشونو بردارن چون چادر براشون حجاب بوده و با چادر حجاب داشتن . مثل روسری الآن که باهاش حجاب داریم . مثلاً اگه یکی مثل اون آژانهای اون موقع به من بگه که روسری مو یه ذره ببرم عقب ، خیلی عصبانی می شم و حاضرم بمیرم اما این کار رو نکنم چون بالاخره دیر یا زود آدم می میره ولی اگه حجاب مو برندارم و بمیرم لااقل پیش خدا سر بلندم که تا لحظۀ آخری که تو این دنیا بودم تونستم دستور خدا رو اجرا کنم . اونا هم چادر براشون مساوی حجاب بوده نه بخاطر حجاب برتر بلکه اونا فقط با چادر بوده که حجاب شون حفظ می شده . حالا می فهمم چرا فاطمه حاضر نشد چادرشو برداره . ولی کاش می دونستن روسری قابل انعطافه و می شه یه هوا جلوتر بستش که موها رو هم بپوشونه

محیا جان شما همین الان رکورد بحث با خودت رو شکستی . 6 بار به خودت جواب دادی. رحم کن. آخه عزیز من نکته سنجی هم حدی داره ( مدیریت سایت این دوستمون رو سانسور کنید همینجوری برود جلو کار به جاهای باریک میکشه) یعنی شما واقعا با چند تا چشم این فیلمو میبینی؟ قدر محیا را بدانید واسه یک سکانس فرعی که فلانی سیگار تعارف می کند به پدرش رفته کل اینترنت رو زیر و رو کرده که ببینه اون موقع اصلا کارخانه سیگار وجود داشته؟. فکر کن...!!! جل الخالق . اگه محیا رو نبرید سر فیلم برداری رسما نامردی کردین جناب مدیر سایت.

مدیر سایت: به قول جووونای امروزی: محیا خانوم!! یه دونه باشی.
ما قدردان دقت و توجه مخاطبانی مانند محیا خانم هستیم. آنها سرمایه های ما هستند.


:oops:

محیا جان! این چه قیافه ایه که به خودت گرفتی؟ چه اشکالی داره؟
مثل رز این شکلی باش:
:D
بازگو کردن
 
 
-2 #2755 زهره 1392-02-30 09:28
سلام. من تا به الان تمام قسمت ها را دیدم و البته بگم با انتظاری که از آقای دری داشتم هر دفعه ناامیدتر میشم. آخر تا چه حد شعارزدگی؟؟؟! دشمنان فرهنگ ما فارسی وان و Gemو... در تلاشند فرهنگ ما رو ازبین ببرند ما چرا این طور می کنیم؟؟ بر زنان ایرانی اجحاف شده این را همه می دانند همه که مثل سد تدین نیستند! بیشتر مردان ایرانی شبیه صمصام بودند پس حق بدید زنان ایرانی به سمت زنانی امسال شادی بروند. چرا این قدر رابطه ی تدین و همسرش مصنوعی ست؟ چرا تمام زنان بی حجاب فیلم بد دهن هستند؟ من عاشق کیف انگلیسی بودم که با تمام ظرافت همه چیز را می گفت ای کاش این سریال این قدر گل درشت شعار نمی داد.
بازگو کردن
 
 
+1 #2754 سید مهدی سید محمدی 1392-02-30 09:28
می خوام یه چیزی بگم بعضیا به من می گن تو همون گوسفند دانایی اما من می گم که من صد سال سیاه گوسفند دانا باشم چون گوسفند دانا بوی گوسفند می ده و من حالم از اون بو به هم می خوره!!!!! :-x :-x :-x :-x
بازگو کردن
 
 
+3 #2753 مریم69 1392-02-30 09:21
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
این خانم های چادری ِ تو سریال همه شون روسری و هد سرشونه ، اون وقت این هد یعنی موهاشونو از روسری می ذارن بیرون ؟

کشف کردم ؛ حدسم درست بود ، روسریهاشون که عقبه و یه هِد رنگی زیرش سرشون کردن ( بنا به قوانین تلویزیون که موهای خانمها رو نشون نمی دن) این هِدهای رنگی یعنی یه کم موهاشون معلوم بوده ولی اونا اینطور نبودن که می دونستن یه ذره از موهاشون اگه معلوم باشه گناه داره . اونا حجاب ِ سنتی داشتن مثل خانمهای روستایی که روسری سرشون می کنن اعتقاد هم دارن ولی یه کم از موهاشون و گاهی مچ دستهاشون پیداست . خب اینا نمی دونن که این یه کم ها هم گناه داره و باید کل موهاشونو بپوشونن . ولی خب زمانی که با چادر و روبنده بودن موهاشون کاملاً پوشیده بود از دیدِ نامحرم . شاید دلیل اینکه تهمینه صورتش سرخ شد زمانی که شادی در قسمت 19چادر رو از سرش برداشت همین بود ، چون با چادر کاملاً حجابش حفظ شده بود ولی بی چادر ( با روسری ) اندکی از موهاش از جلوی روسری ش معلوم بود . خیلی تحقیق کردم تا به این نتیجه رسیدم ، هم یه عالمه سرچ کردم هم پرس و جو از افراد مسن و سالخورده

حالا می فهمم چرا اون موقع انقدر رو چادراشون حساس بودن و به هیچ عنوان حاضر نبودن چادراشونو بردارن چون چادر براشون حجاب بوده و با چادر حجاب داشتن . مثل روسری الآن که باهاش حجاب داریم . مثلاً اگه یکی مثل اون آژانهای اون موقع به من بگه که روسری مو یه ذره ببرم عقب ، خیلی عصبانی می شم و حاضرم بمیرم اما این کار رو نکنم چون بالاخره دیر یا زود آدم می میره ولی اگه حجاب مو برندارم و بمیرم لااقل پیش خدا سر بلندم که تا لحظۀ آخری که تو این دنیا بودم تونستم دستور خدا رو اجرا کنم . اونا هم چادر براشون مساوی حجاب بوده نه بخاطر حجاب برتر بلکه اونا فقط با چادر بوده که حجاب شون حفظ می شده . حالا می فهمم چرا فاطمه حاضر نشد چادرشو برداره . ولی کاش می دونستن روسری قابل انعطافه و می شه یه هوا جلوتر بستش که موها رو هم بپوشونه


آفرین به این همه نکته سنجی و دقت و ریز بینی و تفکر و تامل و...
ولی کلا خانومای محجبه (محجبه، نه فقط چادری) روی چادرشون حساسیت دارن، حتی اگرم زیر چادر حجاب کامل داشته باشن، بازم بدون چادر معذبن
بازگو کردن
 
 
+2 #2752 ناشناس 1392-02-30 01:53
من فکر کنم مادر نفیسه اون چادر اضافه را برای نفیسه برداشته بود البته من بنا به دلایلی بخشهایی از این قسمت سریال را نتونستم ببینم بنا بر این شاید نظر درستی نداده باشم درضمن من نمی دونم مگه اون زمان هم به ر دختر پسرا گیر میدادن اون هم آدمهای بی غیرتی که فرمان کشف حجاب را صادر کردند وزمینه همچین کارهایی را خودشون فراهم کردند واقعا براشون این چیزا مهم بوده راستی دقت کردین سایت جدیدا به جایی برای کل کل کردن دیگران باهم تبدیل شده تا جایی برای نظر دادن درباره سریال.
بازگو کردن
 
 
+8 #2751 محیا . 1392-02-30 01:41
نقل کردن رویین تن:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
این خانم های چادری ِ تو سریال همه شون روسری و هد سرشونه ، اون وقت این هد یعنی موهاشونو از روسری می ذارن بیرون ؟

کشف کردم ؛ حدسم درست بود ، روسریهاشون که عقبه و یه هِد رنگی زیرش سرشون کردن ( بنا به قوانین تلویزیون که موهای خانمها رو نشون نمی دن) این هِدهای رنگی یعنی یه کم موهاشون معلوم بوده ولی اونا اینطور نبودن که می دونستن یه ذره از موهاشون اگه معلوم باشه گناه داره . اونا حجاب ِ سنتی داشتن مثل خانمهای روستایی که روسری سرشون می کنن اعتقاد هم دارن ولی یه کم از موهاشون و گاهی مچ دستهاشون پیداست . خب اینا نمی دونن که این یه کم ها هم گناه داره و باید کل موهاشونو بپوشونن . ولی خب زمانی که با چادر و روبنده بودن موهاشون کاملاً پوشیده بود از دیدِ نامحرم . شاید دلیل اینکه تهمینه صورتش سرخ شد زمانی که شادی در قسمت 19چادر رو از سرش برداشت همین بود ، چون با چادر کاملاً حجابش حفظ شده بود ولی بی چادر ( با روسری ) اندکی از موهاش از جلوی روسری ش معلوم بود . خیلی تحقیق کردم تا به این نتیجه رسیدم ، هم یه عالمه سرچ کردم هم پرس و جو از افراد مسن و سالخورده

حالا می فهمم چرا اون موقع انقدر رو چادراشون حساس بودن و به هیچ عنوان حاضر نبودن چادراشونو بردارن چون چادر براشون حجاب بوده و با چادر حجاب داشتن . مثل روسری الآن که باهاش حجاب داریم . مثلاً اگه یکی مثل اون آژانهای اون موقع به من بگه که روسری مو یه ذره ببرم عقب ، خیلی عصبانی می شم و حاضرم بمیرم اما این کار رو نکنم چون بالاخره دیر یا زود آدم می میره ولی اگه حجاب مو برندارم و بمیرم لااقل پیش خدا سر بلندم که تا لحظۀ آخری که تو این دنیا بودم تونستم دستور خدا رو اجرا کنم . اونا هم چادر براشون مساوی حجاب بوده نه بخاطر حجاب برتر بلکه اونا فقط با چادر بوده که حجاب شون حفظ می شده . حالا می فهمم چرا فاطمه حاضر نشد چادرشو برداره . ولی کاش می دونستن روسری قابل انعطافه و می شه یه هوا جلوتر بستش که موها رو هم بپوشونه

محیا جان شما همین الان رکورد بحث با خودت رو شکستی . 6 بار به خودت جواب دادی. رحم کن. آخه عزیز من نکته سنجی هم حدی داره ( مدیریت سایت این دوستمون رو سانسور کنید همینجوری برود جلو کار به جاهای باریک میکشه) یعنی شما واقعا با چند تا چشم این فیلمو میبینی؟ قدر محیا را بدانید واسه یک سکانس فرعی که فلانی سیگار تعارف می کند به پدرش رفته کل اینترنت رو زیر و رو کرده که ببینه اون موقع اصلا کارخانه سیگار وجود داشته؟. فکر کن...!!! جل الخالق . اگه محیا رو نبرید سر فیلم برداری رسما نامردی کردین جناب مدیر سایت.

مدیر سایت: به قول جووونای امروزی: محیا خانوم!! یه دونه باشی.
ما قدردان دقت و توجه مخاطبانی مانند محیا خانم هستیم. آنها سرمایه های ما هستند.


:oops:
بازگو کردن
 
 
+2 #2750 گلاره 1392-02-30 00:31
در راستای سوتی گیری از کلاه پهلوی،یادتون هست اون خانوم ترک به فرخ و شادی و زرین گفت ...مردم چون فهمیدن شما نماز نمیخونید روزه نمیگیرید و فرایض دینی رو انجام نمیدید،باهاتون مخالفت میکنن..شما هم باید همون اقداماتی که ما تو ترکیه مدرن انجام دادیم انجام بدید؟اونها هم تایید کردن.من منتظر بودیم تا احتمالا در قسمتهای بعدی فرخ رو تو صف اول جماعت ببینم؟!و یا شادی رو در مجالس روضه و نذری پزون!!ولی چرا هیچ اتفاقی نیوفتاد..؟!من فکر میکنم وقتی دیالوگی گفته میشه و مورد تایید نقشهای اصلی قرار میگیره بهتره صحنه های مربوط به همون دیالوگ اتفاق بیفته!
بازگو کردن
 
 
+7 #2749 گلاره 1392-02-30 00:24
منم امیدوارم با مامان خورشیدتون همیشه شاد باشید..اتفاق منم همچین رابطه ای رو با مامان بزرگ همسرم دارم.اون هم تقریبا همین سن و سال مامان شمارو داره لی خداروشکر بیماری خاصی نداره.و جالب اینه که اون اسمش افتاب هست؟!و ما...ماما افی صداش میکنیم. البته رابطه ما مثل شما نیست ا اخه اون خونه پسر بزرگشه هر چند وقتی خونه منم میاد و خودش میگه منو از همه عروسها بیشتر دوست داره اخه من برخلاف خشونتی که تو این سایت بهش معروف شدم که نمیدونم کی این حرفو دنبال من دراورده؟! خیلی خیلی خنده رو و شاد و مهربون..و...هست م.چرا زود جوش هستم ولی به خدا هیچی تو دلم نیست.هرجا بفهمم مقصر خودم بودم حتما عذر خواهی میکنم. اما خب از هر کی هم بدم بیاد دیگه اومده و محاله بتونم یه ذره باهاش صمیمی شم!.من دوست دارم کتابتون رو بخونم اخه من کتاب خیلی دوست دارم حتما هر وقت چاپ شد حتما اطلاع بدید.
بازگو کردن
 
 
+6 #2748 گلاره 1392-02-30 00:06
نقل کردن رز:
آقای محترم،{امیر} کاری که شما انجام میدن شوخی نیست. نوعی اذیت کردن و تحقیر کردن افراد به خصوص خانمهاست. دوست داری یه خانم رو تحقیر و اذیت کنی. لیلشو اصلا نمیدونم چیه؟؟؟؟؟؟ :-? تو ،کامنتهای منو به مسخره و شوخی گرفتی؟ واقعا که!!! :eek: معلومه کی کامنت مسخره مینویسه :lol: کامنتهای مسخره خودتو به من نسبت میدی :lol: اصلا دوست ندارم باهات بحث کنم ولی مجبورم جوابتو بدم.حداقل سعی کن یه کم صداقت داشته باشی. واست ضرر نداره. اگه یه کم تحقیرهاتو کم میکردی شما هم لایق محبت و احترام در بین مخاطبان سریال میشدی.بهت نصیحت میکنم خودتو تغییر بده. لطفا به حرفام فکر کن ضرر نمیکنی.امیدوارم کامنت دیگه ای که دوباره مینویسی دیگه داخلش تحقیر و بی احترامی به افراد نباشه. موفق باشی . به امید تغییر شما :roll:

قابل توجه کلیه خانمها:زین پس!!اگوسفند دانا رو تحریم مکنیم.یعنی هیچ کس به کامنتهاش جواب نده یقینا خودش خواهد رفت.باور کنید ما میتونیم خانمها!!که اونو بیرون کنیم.به جون جوهر!!!!!!
بازگو کردن
 
 
+11 #2747 رویین تن 1392-02-29 22:47
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
این خانم های چادری ِ تو سریال همه شون روسری و هد سرشونه ، اون وقت این هد یعنی موهاشونو از روسری می ذارن بیرون ؟

کشف کردم ؛ حدسم درست بود ، روسریهاشون که عقبه و یه هِد رنگی زیرش سرشون کردن ( بنا به قوانین تلویزیون که موهای خانمها رو نشون نمی دن) این هِدهای رنگی یعنی یه کم موهاشون معلوم بوده ولی اونا اینطور نبودن که می دونستن یه ذره از موهاشون اگه معلوم باشه گناه داره . اونا حجاب ِ سنتی داشتن مثل خانمهای روستایی که روسری سرشون می کنن اعتقاد هم دارن ولی یه کم از موهاشون و گاهی مچ دستهاشون پیداست . خب اینا نمی دونن که این یه کم ها هم گناه داره و باید کل موهاشونو بپوشونن . ولی خب زمانی که با چادر و روبنده بودن موهاشون کاملاً پوشیده بود از دیدِ نامحرم . شاید دلیل اینکه تهمینه صورتش سرخ شد زمانی که شادی در قسمت 19چادر رو از سرش برداشت همین بود ، چون با چادر کاملاً حجابش حفظ شده بود ولی بی چادر ( با روسری ) اندکی از موهاش از جلوی روسری ش معلوم بود . خیلی تحقیق کردم تا به این نتیجه رسیدم ، هم یه عالمه سرچ کردم هم پرس و جو از افراد مسن و سالخورده

حالا می فهمم چرا اون موقع انقدر رو چادراشون حساس بودن و به هیچ عنوان حاضر نبودن چادراشونو بردارن چون چادر براشون حجاب بوده و با چادر حجاب داشتن . مثل روسری الآن که باهاش حجاب داریم . مثلاً اگه یکی مثل اون آژانهای اون موقع به من بگه که روسری مو یه ذره ببرم عقب ، خیلی عصبانی می شم و حاضرم بمیرم اما این کار رو نکنم چون بالاخره دیر یا زود آدم می میره ولی اگه حجاب مو برندارم و بمیرم لااقل پیش خدا سر بلندم که تا لحظۀ آخری که تو این دنیا بودم تونستم دستور خدا رو اجرا کنم . اونا هم چادر براشون مساوی حجاب بوده نه بخاطر حجاب برتر بلکه اونا فقط با چادر بوده که حجاب شون حفظ می شده . حالا می فهمم چرا فاطمه حاضر نشد چادرشو برداره . ولی کاش می دونستن روسری قابل انعطافه و می شه یه هوا جلوتر بستش که موها رو هم بپوشونه

محیا جان شما همین الان رکورد بحث با خودت رو شکستی . 6 بار به خودت جواب دادی. رحم کن. آخه عزیز من نکته سنجی هم حدی داره ( مدیریت سایت این دوستمون رو سانسور کنید همینجوری برود جلو کار به جاهای باریک میکشه) یعنی شما واقعا با چند تا چشم این فیلمو میبینی؟ قدر محیا را بدانید واسه یک سکانس فرعی که فلانی سیگار تعارف می کند به پدرش رفته کل اینترنت رو زیر و رو کرده که ببینه اون موقع اصلا کارخانه سیگار وجود داشته؟. فکر کن...!!! جل الخالق . اگه محیا رو نبرید سر فیلم برداری رسما نامردی کردین جناب مدیر سایت.

مدیر سایت: به قول جووونای امروزی: محیا خانوم!! یه دونه باشی.
ما قدردان دقت و توجه مخاطبانی مانند محیا خانم هستیم. آنها سرمایه های ما هستند.
بازگو کردن
 
 
+10 #2746 رویین تن 1392-02-29 22:36
نقل کردن محیا .:
ما کاربرانِ سایت گَه گُداری
با بحث و جدل و گِله گزاری

حرفها زدیم باهم دوستانه
یکی قهر کرده در این میانه

رویین تن مدتی ست رفته
نظر نمی ده سکوت کرده

قهر و تَرکِ سایت آخه چرا؟
ما با هم دوستیم بچه ها

ممنون محیا جان عزیز. باعث افتخار منه که وقت گذاشتید واین شعر پر معنی. پر مغز. و سنگین را سرودید.
باور کنید قهر نبودم اتفاقا کامنت گزاشتم جمعه شب ولی منتشر نشده. ظهر که کامنت گلاره رو دیدم شوکه شدم. اصلا انتظار نداشتم و خیلی خوشحال شدم همان وقت جواب مفصلی نوشتم که با تاخیر منتشر شده شماره 2738
به هر حال خوشحالم که این تاخیر در انتشار باعث شد متوجه محبت شما دوستان نا دیده شوم. از همه سپاسگزارم.
از گلاره که با این کامنت نشان داد آنقدر ها هم خام نیست. و رز که نشان داد چه مهربان است و زود همه رو آشتی می دهد. و محیا نشان داد که آدم با معرفتی است.
بازگو کردن
 
 
+10 #2745 محیا . 1392-02-29 22:19
نقل کردن رویین تن:
یه خاطره بگم: من به اصرار پدر و مادرم الان 1 سال که با مادر بزرگم که متولد 1298 و آلزایمر خفیف داره زندگی می کنم قبلا رو پا بود الان کم کم داره حواس شو از دست می ده . با هم رابطه خیلی صمیمی داریم خیلی. اینقدر که منو مثل یه دختر میبینه و با اینکه به شدت مقید به اسلام هست اما اجازه میده بغلش کنم ببوسمش ویا حتی لباس اش را عوض کنم. هر چی میگذره آلزایمرش بد تر می شه ولی خدا رو شکر هیچ مشکل حاد دیگه ای نداره دقیقا رفتارش مثل بچه ها شده. خیلی می شه که با هم دعوا کنیم سر چیزای کوچیک ولی دعوا هامون حد اکثر 1 ساعت بعد کامل فراموشش میشه و بعد مث قبل خندان رفتار میکنه وقتی این رو میبینم من هم فراموش می کنم . عادت کردم که فراموش کنم زود.اینا رو گفتم که بگم من به دل نگرفتم و اینکه از هر کس که این کامنت رو میخونه خواهش میکنم دعا کنه من مرگ مادرم پدرم و مامان خورشیدم رو نبینم یعنی من زود تر بمیرم. این بزرگ ترین آرزوی منه.
من کی باشم که سایت پروژه بزرگ کلاه پهلوی بدون من لطفی نداشته باشه (حالا اگه من امیر علی دانایی بودم یه چیزی 4 نفر میگفتن گلم گلم شاد می شدیم . ما که خار هم نیستیم)
من هستم تا آخر این پروژه و اگر بشود حتما پشت صحنه پروژه هم میایم.
ببخشید که طولانی شد. راستی ربط این کامنت به کلاه پهلوی هم اینه که مامان خورشید من در زمان روایت این سریال جوان بوده و یادش بود و برای من بار ها تعریف کرده و شاید برایتان جالب باشد که بدانید در همان دوران گلوله میخورد به شانه اش.
داستان های جالبی از این زندگی مشترک ما دو نفر به وجود می آید که دارم برای چاپ آماده اش می کنم . اگر کسی دوست دارد برایش قسمت هایی را بفرستم( مشروط به این که نقدش کند )بگوید تا بفرستم.
اگر تندی کردم ببخشید. اگر طولانی شد و خسته شدید ببخشید. اگر به زبان عامیانه نوشتم ببخشید(خیلی دلی نوشتم).
دعا برای مامان خورشید فراموش نشه.
سپاس...

خدایا شفا بده مامان خورشید رویین
آلزایمرش خوب بشه همه بگین آمین
بازگو کردن
 
 
+6 #2744 محیا . 1392-02-29 21:44
اینم امضای آقای فرماندار
http://amiralidanaei.ir/general/index.php?recordID=177&menuhId=178
بازگو کردن
 
 
+12 #2743 محیا . 1392-02-29 15:51
ما کاربرانِ سایت گَه گُداری
با بحث و جدل و گِله گزاری

حرفها زدیم باهم دوستانه
یکی قهر کرده در این میانه

رویین تن مدتی ست رفته
نظر نمی ده سکوت کرده

قهر و تَرکِ سایت آخه چرا؟
ما با هم دوستیم بچه ها
بازگو کردن
 
 
+6 #2742 محیا . 1392-02-29 15:01
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
این خانم های چادری ِ تو سریال همه شون روسری و هد سرشونه ، اون وقت این هد یعنی موهاشونو از روسری می ذارن بیرون ؟

کشف کردم ؛ حدسم درست بود ، روسریهاشون که عقبه و یه هِد رنگی زیرش سرشون کردن ( بنا به قوانین تلویزیون که موهای خانمها رو نشون نمی دن) این هِدهای رنگی یعنی یه کم موهاشون معلوم بوده ولی اونا اینطور نبودن که می دونستن یه ذره از موهاشون اگه معلوم باشه گناه داره . اونا حجاب ِ سنتی داشتن مثل خانمهای روستایی که روسری سرشون می کنن اعتقاد هم دارن ولی یه کم از موهاشون و گاهی مچ دستهاشون پیداست . خب اینا نمی دونن که این یه کم ها هم گناه داره و باید کل موهاشونو بپوشونن . ولی خب زمانی که با چادر و روبنده بودن موهاشون کاملاً پوشیده بود از دیدِ نامحرم . شاید دلیل اینکه تهمینه صورتش سرخ شد زمانی که شادی در قسمت 19چادر رو از سرش برداشت همین بود ، چون با چادر کاملاً حجابش حفظ شده بود ولی بی چادر ( با روسری ) اندکی از موهاش از جلوی روسری ش معلوم بود . خیلی تحقیق کردم تا به این نتیجه رسیدم ، هم یه عالمه سرچ کردم هم پرس و جو از افراد مسن و سالخورده

حالا می فهمم چرا اون موقع انقدر رو چادراشون حساس بودن و به هیچ عنوان حاضر نبودن چادراشونو بردارن چون چادر براشون حجاب بوده و با چادر حجاب داشتن . مثل روسری الآن که باهاش حجاب داریم . مثلاً اگه یکی مثل اون آژانهای اون موقع به من بگه که روسری مو یه ذره ببرم عقب ، خیلی عصبانی می شم و حاضرم بمیرم اما این کار رو نکنم چون بالاخره دیر یا زود آدم می میره ولی اگه حجاب مو برندارم و بمیرم لااقل پیش خدا سر بلندم که تا لحظۀ آخری که تو این دنیا بودم تونستم دستور خدا رو اجرا کنم . اونا هم چادر براشون مساوی حجاب بوده نه بخاطر حجاب برتر بلکه اونا فقط با چادر بوده که حجاب شون حفظ می شده . حالا می فهمم چرا فاطمه حاضر نشد چادرشو برداره . ولی کاش می دونستن روسری قابل انعطافه و می شه یه هوا جلوتر بستش که موها رو هم بپوشونه
بازگو کردن
 
 
+7 #2741 مريم69 1392-02-29 14:07
توي قسمت سي‌و يكم، بعد از رفتن بچه‌هاي ذبيح الله به فرمانداري، زنش فوري مي‌ره خونه ميرزا رضا و از ميرزا ميخواد كه بره فرمانداري جلوشونو بگيره، ميرزا هم زود آماده ميشه مي‌ره سمت فرمانداري.
ولي هر چي ما صبر كرديم ميرزا نيومد.....
نمايش اجرا شد، تموم شد، حضار باهم گپ زدن، خداحافظي كردن، رفتن، بچه‌هاي مويدو گرفتن‌، ولي هنوز ميرزا نيومده.
چقدر دير كرد ميرزا!
بازگو کردن
 
 
+7 #2740 محیا . 1392-02-29 13:42
نقل کردن مريم69:
راستي توي قسمت سي‌و يك، مامان نفيسه اون چادرو يهو از كجا آورد به تهمينه داد؟
چرا بايد چادر همراش باشه؟

حالا باز یه سری مواقع هم هست ولی یه چادر مشکی تو کیف وقتی یه چادر مشکی سرته دیگه واقعاً خیلی عجیبه ، من که نه تا حالا دیدم نه با منطقم جور در میاد . ممکنه روسری سرت باشه بعد مقنعه بذاری تو کیفت چون مثلاً می خوای یه سری هم بری دانشگاهت و اونجا نمی شه با روسری رفت . یا ممکنه تو مهمونی ها با یه روسری بری یه دونه دیگه تو کیفت باشه چون یه روسری ت هماهنگ با مانتوته و اونی که تو کیفت گذاشتی هماهنگ با لباسی که می خوای بپوشی برای همین 2 تا روسری همراه ته ولی 2 تا چادر مشکی ! ، با منطق ِ ما که جواب نداد کاش می دونستم استدلالی که آقای نویسنده برای این چادر اضافی داشتن چی بوده ، برام خیلی جالبه
بازگو کردن
 
 
+7 #2739 محیا . 1392-02-29 13:35
نقل کردن فرح:
نقل کردن محمد:
نقل کردن رز:
واسم یه سوال پیش اومد :-? چرا کریم به دختران موید و اون دو فروشنده گیر داد :-? به آژانه گفت برو اونا رو بگیر.مگه واسه کریم چه فرقی داره اونا باهم در ارتباط باشن؟ شاید بخوان باهم ازدواج کنند. آخه واسه کریم چه مشکلی به وجود میارن. بدجوری کنجکاو شدم. کسی جواب سوالهای منو میدونه؟؟؟

مدیر سایت: این کار هم بهانه ای برای عرض اندام کریم است.
نقل کردن رز:
واسم یه سوال پیش اومد :-? چرا کریم به دختران موید و اون دو فروشنده گیر داد :-? به آژانه گفت برو اونا رو بگیر.مگه واسه کریم چه فرقی داره اونا باهم در ارتباط باشن؟ شاید بخوان باهم ازدواج کنند. آخه واسه کریم چه مشکلی به وجود میارن. بدجوری کنجکاو شدم. کسی جواب سوالهای منو میدونه؟؟؟

مدیر سایت: این کار هم بهانه ای برای عرض اندام کریم است.
کریم با این کار می خواهد خود را به دیگران ثابت کند یا به عبارتی تفرقه بینداز وحکومت کن

""كريم چون به اقاي مويد مديونه به دختراش غيرت داره""

کریم و غیرت !!!! چه حرفا . اگه کریم غیرت داشت اون آژانها رو تیر نمی کرد که برید چادر از سر زن ها بکشید ، اگه غیرت داشت زن ِ بیچاره شو به زور شراب بی حجاب نمی آورد بیرون . اگه غیرت داشت به مادام بلانش چشم نداشت اونم زمانی که مادام ، همسر ِ فرماندار بود . اگه غیرت داشت وقتی رفت تهرون نمی رفت منزل مادام بلانش و ...
بازگو کردن
 
 
+10 #2738 رویین تن 1392-02-29 13:18
راستش من واقعا شوکه شدم الان یهو منطقی شدی چرا گلاره؟ممنون از مهربانی شما خوبه که حرف دلت رو بزنی انتظار نداشتم و فکر می کردم مغرور تر از این حرف هایی .من زیاد اهل قهر کردن نیستم با این که به قول شما احساساتی هستم قهر نمی کنم حتی دعوا هم میکنم زود فراموش میکنم. یه خاطره بگم: من به اصرار پدر و مادرم الان 1 سال که با مادر بزرگم که متولد 1298 و آلزایمر خفیف داره زندگی می کنم قبلا رو پا بود الان کم کم داره حواس شو از دست می ده . با هم رابطه خیلی صمیمی داریم خیلی. اینقدر که منو مثل یه دختر میبینه و با اینکه به شدت مقید به اسلام هست اما اجازه میده بغلش کنم ببوسمش ویا حتی لباس اش را عوض کنم. هر چی میگذره آلزایمرش بد تر می شه ولی خدا رو شکر هیچ مشکل حاد دیگه ای نداره دقیقا رفتارش مثل بچه ها شده. خیلی می شه که با هم دعوا کنیم سر چیزای کوچیک ولی دعوا هامون حد اکثر 1 ساعت بعد کامل فراموشش میشه و بعد مث قبل خندان رفتار میکنه وقتی این رو میبینم من هم فراموش می کنم . عادت کردم که فراموش کنم زود.اینا رو گفتم که بگم من به دل نگرفتم و اینکه از هر کس که این کامنت رو میخونه خواهش میکنم دعا کنه من مرگ مادرم پدرم و مامان خورشیدم رو نبینم یعنی من زود تر بمیرم. این بزرگ ترین آرزوی منه.
من کی باشم که سایت پروژه بزرگ کلاه پهلوی بدون من لطفی نداشته باشه (حالا اگه من امیر علی دانایی بودم یه چیزی 4 نفر میگفتن گلم گلم شاد می شدیم . ما که خار هم نیستیم)
من هستم تا آخر این پروژه و اگر بشود حتما پشت صحنه پروژه هم میایم.
ببخشید که طولانی شد. راستی ربط این کامنت به کلاه پهلوی هم اینه که مامان خورشید من در زمان روایت این سریال جوان بوده و یادش بود و برای من بار ها تعریف کرده و شاید برایتان جالب باشد که بدانید در همان دوران گلوله میخورد به شانه اش.
داستان های جالبی از این زندگی مشترک ما دو نفر به وجود می آید که دارم برای چاپ آماده اش می کنم . اگر کسی دوست دارد برایش قسمت هایی را بفرستم( مشروط به این که نقدش کند )بگوید تا بفرستم.
اگر تندی کردم ببخشید. اگر طولانی شد و خسته شدید ببخشید. اگر به زبان عامیانه نوشتم ببخشید(خیلی دلی نوشتم).
دعا برای مامان خورشید فراموش نشه.
سپاس...
بازگو کردن
 
 
+2 #2737 رز 1392-02-29 12:52
آقا فرخ، آقا محمد، جناب مدیر عزیز :-) ممنونم جواب کنجکاوی منو دادید :D یه دنیا تشکر :roll:
بازگو کردن
 
 
+3 #2736 رز 1392-02-29 12:44
آقای محترم،{امیر} کاری که شما انجام میدن شوخی نیست. نوعی اذیت کردن و تحقیر کردن افراد به خصوص خانمهاست. دوست داری یه خانم رو تحقیر و اذیت کنی. لیلشو اصلا نمیدونم چیه؟؟؟؟؟؟ :-? تو ،کامنتهای منو به مسخره و شوخی گرفتی؟ واقعا که!!! :eek: معلومه کی کامنت مسخره مینویسه :lol: کامنتهای مسخره خودتو به من نسبت میدی :lol: اصلا دوست ندارم باهات بحث کنم ولی مجبورم جوابتو بدم.حداقل سعی کن یه کم صداقت داشته باشی. واست ضرر نداره. اگه یه کم تحقیرهاتو کم میکردی شما هم لایق محبت و احترام در بین مخاطبان سریال میشدی.بهت نصیحت میکنم خودتو تغییر بده. لطفا به حرفام فکر کن ضرر نمیکنی.امیدوارم کامنت دیگه ای که دوباره مینویسی دیگه داخلش تحقیر و بی احترامی به افراد نباشه. موفق باشی . به امید تغییر شما :roll:
بازگو کردن
 
 
-7 #2735 گوسفند دانا 1392-02-29 02:10
رز عزیز شوخی هارو خیلی جدی نگیر :-) من همیشه عاشق و لایق محبت هستم :roll: اینو جدی بگیر.ولی کامنتایی که می نویسی منو مجبور میکنه که شوخی یا حالا هر چی که شما می فرمایید رو انجام بدم .منوووووووووو ببخش منو بخشش!
محیا جون خودشو اذیت نکن منکه کفتم سریال آبکیه و سمبل کاریه مثلا همون چادر سمبل کاری فیلمنامه ست که ییهو یه چادر اون وسط درمیاد ویا اشتباه گفتن اسمها که من معتقدم اشتباه در گفتن دیالوگه ویا آمدن صدا از پشت صحنه که در این مواقه معمولا سکانس دوباره گرفته می شه .حالا به نظر شما چرا دوباره نگرفتن درسته چون سمبل کردن ورفتن سکانس بعد :lol: :D :-)
بازگو کردن
 
 
+12 #2734 گلاره 1392-02-29 01:59
اقای رویین تن شما کجا هستید؟ببخشید من اصلا نمیخواستم شمارو ناراحت کنم...تازه امروز که کامنت تون رو برای چندمین بار خوندم فهمیدم م چه اشتباهی کردم و شما چرا ناراحت شدید.منظور من آز اینکه گفتم(ارث پدری)اصلا رد پیشنهاد شما در مورد مثبت منفیها نبودمن اصلا حواسم به پیشنهادتون نبود...شما گفتید خانم گلاره به من منفی داده منم گفتم ارث پدریتون که نیست...یعنی هرکی مختاره به هرکس دوست داره منفی بده به هر کس هم بخواد مثبت...!!نظر شمارو که مسخره نکردم اگه گفتم تو سرزمین رویا فقط منظورم این بود که خیلی احساساتی هستید...!به هر حال من جدا از شما عذر میخوام امیدوارم دوباره به سایت برگردید.((اخططط طار:ببینید من خیلی کل کل کردم با خودم که اینو بنویسم یا نه؟!!!اخه خیلی ناراحتم که چرا اینجوری شد ..یه دفعه همه چی قاطی پاطی شد... الان هم میخوام سریع ارسال بزنم که دودل نشم.....اگه اشتی نکردید کامنتهاتون رو منفی بارون میکنم!!!! به جون جوهر!!برگردید که سایت بدون شما صفا نداره!..))
بازگو کردن
 
 
+1 #2733 پورمسعود 1392-02-29 01:59
سلام لطفا عزیزان بیننده این مقاله را درباره سریال مطالعه کنید
لینک مقاله
http://rasesh.rozblog.com/post/374
بازگو کردن
 
 
+3 #2732 گلاره 1392-02-29 01:45
نقل کردن مريم69:
راستي توي قسمت سي‌و يك، مامان نفيسه اون چادرو يهو از كجا آورد به تهمينه داد؟
چرا بايد چادر همراش باشه؟

اره والا...منم گفتم این چادر از کجا اومد؟!اصلا چه لزومی داشت تو این زمانه ای که چادر جرمه یه چادر اضافه هم با خودش بیاره؟نویسنده گرامی این تیکه رو اصلا خوب نیامدند!
بازگو کردن
 
 
+4 #2731 گلاره 1392-02-29 01:42
نقل کردن سید مهدی سید محمدی:
نقل کردن گلاره:
اقا مهدی گرامی.من از شما اصلا ناراحت نیستم اگه تا الان سکوت کرده بودم واسه این بود که از صداقتتون اطمینان نداشتم.گفتم شاید بازم میخواین سرکارم بزارین؟!راستش همین حالا هم بهتون مشکوکم؟!خخخخخخخخخخخ...میگم نکنه یه تیری خاک کرده!!!به هر حال خیالتون راحت شما کاری نکردیدکه بخوام ببخشمتون.

نقل کردن گلاره:
اقا مهدی گرامی.من از شما اصلا ناراحت نیستم اگه تا الان سکوت کرده بودم واسه این بود که از صداقتتون اطمینان نداشتم.گفتم شاید بازم میخواین سرکارم بزارین؟!راستش همین حالا هم بهتون مشکوکم؟!خخخخخخخخخخخ...میگم نکنه یه تیری خاک کرده!!!به هر حال خیالتون راحت شما کاری نکردیدکه بخوام ببخشمتون.

یعنی شما من را مثل کریم می دونید؟؟؟؟؟؟؟؟؟
البته شایدم اونی که می گید درسته!!!!!!!!!!
من چیکار کنم از صداقتم اطمینان داشته باشید؟؟؟؟؟؟؟

ببخشید شما چه گیری دادید به من؟!!شما گفتید منوببخش منم جوابتون رو دادم...از اونجا که به شدتتتتتتتتتتتتت تتتتت احساس میکنم بازم میخوای سرکارم بزاری،با احترام فراوان ازت خداحافظی میکنم...!!صادقا نه بگم حسم بهم میگه شما نه هیجده ساله ای نه مشکلی داری.فقط خیلی شیطون هستی. احساس میکنم ماهیت اونی که به خانوم رز و محیا و من گیر داده یکیه...!!شاید همان گوسفند دانا باشی؟!خدا وکیلی نیستی؟!!ببخش من طول میکشه تا به دیگران اعتماد کنم و به این اسونیا هم به کسی اعتماد نمیکنم!!دیگه حرفی ندارم......خداح افظ
بازگو کردن
 
 
+6 #2730 محیا . 1392-02-29 00:51
نقل کردن سید مهدی سید محمدی:
نقل کردن narges esfahani:
لژهای فراماسونری و شکل گیریشون تو ایران و شروعشون از یک روستا . . .
با تاخیر پخش شد ولی بالاخره پخش شد
علامت گونیا و پرگار در یک سکانس بسیار عالی گنجانده شده بود
ممنون

بله منم موافقم!!

من این علامتِ گونیا و پرگار که علامتِ ماسونهاست رو در سریال ندیدم ، دوستان راهنمایی می کنن در کدوم سکانسِ کدوم قسمت بود؟
بازگو کردن
 
 
-3 #2729 فرح 1392-02-29 00:45
نقل کردن محمد:
نقل کردن رز:
واسم یه سوال پیش اومد :-? چرا کریم به دختران موید و اون دو فروشنده گیر داد :-? به آژانه گفت برو اونا رو بگیر.مگه واسه کریم چه فرقی داره اونا باهم در ارتباط باشن؟ شاید بخوان باهم ازدواج کنند. آخه واسه کریم چه مشکلی به وجود میارن. بدجوری کنجکاو شدم. کسی جواب سوالهای منو میدونه؟؟؟

مدیر سایت: این کار هم بهانه ای برای عرض اندام کریم است.
نقل کردن رز:
واسم یه سوال پیش اومد :-? چرا کریم به دختران موید و اون دو فروشنده گیر داد :-? به آژانه گفت برو اونا رو بگیر.مگه واسه کریم چه فرقی داره اونا باهم در ارتباط باشن؟ شاید بخوان باهم ازدواج کنند. آخه واسه کریم چه مشکلی به وجود میارن. بدجوری کنجکاو شدم. کسی جواب سوالهای منو میدونه؟؟؟

مدیر سایت: این کار هم بهانه ای برای عرض اندام کریم است.

کریم با این کار می خواهد خود را به دیگران ثابت کند یا به عبارتی تفرقه بینداز وحکومت کن

نقل کردن رز:
واسم یه سوال پیش اومد :-? چرا کریم به دختران موید و اون دو فروشنده گیر داد :-? به آژانه گفت برو اونا رو بگیر.مگه واسه کریم چه فرقی داره اونا باهم در ارتباط باشن؟ شاید بخوان باهم ازدواج کنند. آخه واسه کریم چه مشکلی به وجود میارن. بدجوری کنجکاو شدم. کسی جواب سوالهای منو میدونه؟؟؟

مدیر سایت: این کار هم بهانه ای برای عرض اندام کریم است.



""كريم چون به اقاي مويد مديونه به دختراش غيرت داره""
بازگو کردن
 
 
+5 #2728 رز 1392-02-28 22:16
این کریم دیگه داره بدجوری مردم شهر عصبانی میکنه :-x دیگه هیچ کس بهش اعتماد نداره :sigh: تو قسمت دیشب هم بدجوری آقای فرماندار{فرخ} رو عصبانی کرد. :cry: همین فرماندار بود که اونو مطرح کرددر واقع تشویق های آقافرخ و بلانش بود که کریم تونست هویت پیدا کنه. جایگاه فعلیشو باید مدیون آقا فرخ باشه. وگرنه اون وقتا که کسی به کریم نگاه هم نمیکرد اصلا حساب آدمش نمیکردن. :D
بازگو کردن
 
 
+7 #2727 محیا . 1392-02-28 21:30
نقل کردن محیا .:
یک سؤال از مدیر محترم سایت :
تفاوت ژاندارمری و شهربانی در چیست؟ آخه دچار تناقض شدم ، در قسمت اخیر ( 27 ) در مراسم اعطای درجه به کریم در سخنرانی فرماندار گفته شد در مراسمِ صبحگاهِ ژاندارمری و شهر بانی ( شهربانی ها لباس آبی کمرنگ داشتند و ژاندارمری ها با لباس خاکی رنگ ِ متمایل به سبز لجنی ) ولی در قسمت 19 سریال ، در آگهی استخدامِ آژان طوری نوشته شده بود که انگار ژاندارمری و شهربانی یکیه ( عیناً متن آگهی استخدام را می نویسم : "اطلاعیه یا آگهی استخدام، به اطلاعِ اهالیِ محترمِ شهرستان یا ولایتِ سامان می رساند ادارۀ نظمیه یا شهربانی، امنیه یا ژاندارمری..." )

مدیر سایت: دوست عزیزم ژاندارمری وظیفه تامین امنیت در خارج از شهر را به عهده داشت و نظمیه مسوولیت تامین امنیت داخل شهر را عهده دار بود.

در نریشنِ آنچه گذشت قسمت 31 ،به استوار کرمانی که رئیس ژاندارمریه ، مأمور شهربانی گفته شد . در قسمت ِ 8 ، زمانی که فرخ داشت بزرگان شهر رو به همسرش بلانش معرفی می کرد ( و بلانش با تک تک شون دست می داد ) فرخ ، استوار کرمانی را "سرکار کرمانی ، ریاست امنیه" معرفی کرد و در قسمت 27 ، فرماندار گفت صبحگاه مشترک ِ ژاندارمری و شهربانی ، پس باید کرمانی رئیس ژاندارمری باشه . ای بابا چرا من انقدر دچار تناقض می شم ، شاید ژاندارمری زیر مجموعۀ شهربانیه ، فقط در این صورت تناقض حل می شه . مدیر محترم سایت لطفاً یه کوچولو راهنمایی کنید بفهمم قضیه بالاخره چی به چیه

مدیر سایت: دوست عزیزم سوال شما با دست اندرکاران سریال در میان گذاشته شده و پاسخ آن دریافت خواهد شد.
بازگو کردن
 
 
+7 #2726 محیا . 1392-02-28 20:21
نقل کردن مريم69:
راستي توي قسمت سي‌و يك، مامان نفيسه اون چادرو يهو از كجا آورد به تهمينه داد؟
چرا بايد چادر همراش باشه؟

واقعاً چرا؟!!!!!!!!!!! !!!!!!!!! این واسه منم سؤال بود . مثل اینکه ما الآن می ریم بیرون یه روسری زاپاس بذاریم تو کیف مون ! البته چادر تو کیف گذاشتن ممکنه ، چون وقتایی که می خواهیم بریم امامزاده این کارو می کنیم ( چون حضور در این اماکن باید با چادر باشه ) ولی کسایی چادری هستن که دیگه نیازی به این کار ندارن . کاش لااقل چادر رنگی بهش می داد می گفتیم برای نماز خوندنش این چادر رو همراهش آورده چون نماز خوندن با لباس مشکی کراهت داره ، در روايت آمده است: «با لباس سياه نماز نخوان; اما استفاده از كفش (در غير نماز)، قبا و عمامه سياه (در نماز و غير نماز) اشكالى ندارد».
بازگو کردن
 
 
+5 #2725 محیا . 1392-02-28 19:59
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن محیا .:
یه سؤال ، خواهشاً جواب بدین ، مهمه
این خانم های چادری ِ تو سریال همه شون روسری و هد سرشونه ، اون وقت این هد یعنی موهاشونو از روسری می ذارن بیرون ؟
ای بابا ، خوبه اولش نوشتم لطفاً جواب بدین ، مهمه
جناب مدیر محترم سایت می شه سؤال مو جواب بدین :zzz

مدیر سایت: دوست عزیز دقیقا متوجه منظور شما نیستم. آیا در این سریال شما مویی از خانم ها دیده اید که بیرون مانده است؟
نه موهاشون معلوم نیست ولی معمول اینه که تو تلویزیون چون نمی تونن موهای خانم ها رو نشون بدن روسری شونو عقب می بندن و بجای مو ، هد براشون می ذارن . زن میزرا رضا تدین ، دخترش و کلاً همه ی خانم های تو کلاس فرانسه همه شون روسری با هد دارن ( هد های رنگی زیر روسری های بلند و سفید ) ، هد که اون زمان ها هنوز اختراع نشده بود پس این نماد موهاشونه یا مثل لباس شمالی هاس که یه چیزی زیر روسری دور سرشون می بندن ؟

مدیر سایت: سوال شما برای پاسخگویی به طراح صحنه داده شد. به مخص پاسخ، در سایت درج خواهد شد
مرسی از پیگیری تون
شما بهترین مدیر سایت دنیایید

کشف کردم ؛ حدسم درست بود ، روسریهاشون که عقبه و یه هِد رنگی زیرش سرشون کردن ( بنا به قوانین تلویزیون که موهای خانمها رو نشون نمی دن) این هِدهای رنگی یعنی یه کم موهاشون معلوم بوده ولی اونا اینطور نبودن که می دونستن یه ذره از موهاشون اگه معلوم باشه گناه داره . اونا حجاب ِ سنتی داشتن مثل خانمهای روستایی که روسری سرشون می کنن اعتقاد هم دارن ولی یه کم از موهاشون و گاهی مچ دستهاشون پیداست . خب اینا نمی دونن که این یه کم ها هم گناه داره و باید کل موهاشونو بپوشونن . ولی خب زمانی که با چادر و روبنده بودن موهاشون کاملاً پوشیده بود از دیدِ نامحرم . شاید دلیل اینکه تهمینه صورتش سرخ شد زمانی که شادی در قسمت 19چادر رو از سرش برداشت همین بود ، چون با چادر کاملاً حجابش حفظ شده بود ولی بی چادر ( با روسری ) اندکی از موهاش از جلوی روسری ش معلوم بود . خیلی تحقیق کردم تا به این نتیجه رسیدم ، هم یه عالمه سرچ کردم هم پرس و جو از افراد مسن و سالخورده
بازگو کردن
 
 
0 #2724 سید مهدی سید محمدی 1392-02-28 19:14
نقل کردن narges esfahani:
لژهای فراماسونری و شکل گیریشون تو ایران و شروعشون از یک روستا . . .
با تاخیر پخش شد ولی بالاخره پخش شد
علامت گونیا و پرگار در یک سکانس بسیار عالی گنجانده شده بود
ممنون

بله منم موافقم!!
بازگو کردن
 
 
+1 #2723 سید مهدی سید محمدی 1392-02-28 19:06
نقل کردن گلاره:
اقا مهدی گرامی.من از شما اصلا ناراحت نیستم اگه تا الان سکوت کرده بودم واسه این بود که از صداقتتون اطمینان نداشتم.گفتم شاید بازم میخواین سرکارم بزارین؟!راستش همین حالا هم بهتون مشکوکم؟!خخخخخخخخخخخ...میگم نکنه یه تیری خاک کرده!!!به هر حال خیالتون راحت شما کاری نکردیدکه بخوام ببخشمتون.

نقل کردن گلاره:
اقا مهدی گرامی.من از شما اصلا ناراحت نیستم اگه تا الان سکوت کرده بودم واسه این بود که از صداقتتون اطمینان نداشتم.گفتم شاید بازم میخواین سرکارم بزارین؟!راستش همین حالا هم بهتون مشکوکم؟!خخخخخخخخخخخ...میگم نکنه یه تیری خاک کرده!!!به هر حال خیالتون راحت شما کاری نکردیدکه بخوام ببخشمتون.

یعنی شما من را مثل کریم می دونید؟؟؟؟؟؟؟؟؟
البته شایدم اونی که می گید درسته!!!!!!!!!!
من چیکار کنم از صداقتم اطمینان داشته باشید؟؟؟؟؟؟؟
بازگو کردن
 
 
+3 #2722 محمد 1392-02-28 17:41
نقل کردن رز:
واسم یه سوال پیش اومد :-? چرا کریم به دختران موید و اون دو فروشنده گیر داد :-? به آژانه گفت برو اونا رو بگیر.مگه واسه کریم چه فرقی داره اونا باهم در ارتباط باشن؟ شاید بخوان باهم ازدواج کنند. آخه واسه کریم چه مشکلی به وجود میارن. بدجوری کنجکاو شدم. کسی جواب سوالهای منو میدونه؟؟؟

مدیر سایت: این کار هم بهانه ای برای عرض اندام کریم است.
نقل کردن رز:
واسم یه سوال پیش اومد :-? چرا کریم به دختران موید و اون دو فروشنده گیر داد :-? به آژانه گفت برو اونا رو بگیر.مگه واسه کریم چه فرقی داره اونا باهم در ارتباط باشن؟ شاید بخوان باهم ازدواج کنند. آخه واسه کریم چه مشکلی به وجود میارن. بدجوری کنجکاو شدم. کسی جواب سوالهای منو میدونه؟؟؟

مدیر سایت: این کار هم بهانه ای برای عرض اندام کریم است.

کریم با این کار می خواهد خود را به دیگران ثابت کند یا به عبارتی تفرقه بینداز وحکومت کن
بازگو کردن
 
 
+3 #2721 گلاره 1392-02-28 15:39
ببخشید کامنتی که من برای اقای سید مهدی سید محمدی گذاشتم کو؟اون موقع که من اونو نوشتم مدیر ان لاین بود الان اومدم میبینم دو تا کامنت تایید شده هست ولی کامنت من نیست؟

مدیر سایت: دوست گرامی این کامنت الان در سایت موجود است.
بازگو کردن
 
 
+7 #2720 مريم69 1392-02-28 15:02
جوهر خيلي اعتماد بنفس داره، همچين به دختر مويد گفت ميام خواستگاريت، كه انگار دخترا يه عمره منتظرن با اين ازدواج كنن.
مهيار پور حسابي واقعا نقششو خوب بازي مي‌كنه، چون حسابي لج بيننده رو در مياره، گريمشم واقعا مناسب نقششه، دوس دارم چهره واقعيشو ببينم.
پسرا و مردايي مثل جوهر هنوزم هستن، يك اعتماد به نفس كاذبي دارن كه نگو، هميشه هم لقمه‌هاي بزرگتر از دهنشون برمي‌دارن.
بازگو کردن
 
 
+4 #2719 مريم69 1392-02-28 14:46
راستي توي قسمت سي‌و يك، مامان نفيسه اون چادرو يهو از كجا آورد به تهمينه داد؟
چرا بايد چادر همراش باشه؟
بازگو کردن
 
 
+1 #2718 گلاره 1392-02-28 12:36
اقا مهدی گرامی.من از شما اصلا ناراحت نیستم اگه تا الان سکوت کرده بودم واسه این بود که از صداقتتون اطمینان نداشتم.گفتم شاید بازم میخواین سرکارم بزارین؟!راستش همین حالا هم بهتون مشکوکم؟!خخخخخخخ خخخخ...میگم نکنه یه تیری خاک کرده!!!به هر حال خیالتون راحت شما کاری نکردیدکه بخوام ببخشمتون.
بازگو کردن
 
 
+6 #2717 پویا 1392-02-28 12:18
خواهشا آهنگ جدید تیتراژ کلاه پهلوی ساخته ی آقای انتظامی رو توی سایت برای دانلود قرار بدید
بازگو کردن
 
 
+7 #2716 محیا . 1392-02-28 11:57
از یکی از اقوام شنیدم ( از خانمی نقل می کرد که در زمان کشف حجاب 10 ،12 ساله بوده ) که اون زمونا آژانها با اسب دنبال خانمها می ذاشتن و خیلی از خانمها زیر دست و پای اسبها ... جون می دادن .
بازگو کردن
 
 
+3 #2715 سید مهدی سید محمدی 1392-02-28 09:58
چند بار بگم خانوم گلاره منو به خاطر رفتار زشتم ببخشید :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry:
بازگو کردن
 
 
+8 #2714 گلاره 1392-02-28 01:33
رز!تو دختر خوب و مهربانی هستی.متشکرم تو به من لطف داری.راستی اسمت رو هم خیلی دوست دارم.کامنتتهات هم خیلی بامزه و دوست داشتنی اند.....وقتی میبینم کامنت جدیدی گذاشتی خیلی خوشحال میشم.
بازگو کردن
 
 
+3 #2713 گلاره 1392-02-28 01:21
نقل کردن گلاره:
مدیر گرامی اگه ایمیل یکی از کاربران رو بخوایم چه کار باید بکنیم؟

مدیر سایت: دوست گرامی! برای این کاربر کامنت بگذارید و با ذکر ایمیل خود، از او بخواهید تا در صورت تمایل ایمیل خود را اعلام کند. من آن کامنت را فعال می کنم

ممنون از توضیح شما.ولی خب من نمیخوام ایمیلم عمومی دیده بشه. میخوام فقط خود اون شخص ببینه اصلا نمیشه تو سایت گزینه پیغام خصوصی ..چیزی داشته باشید؟

مدیر سایت: دوست عزیزم متاسفانه گزینه پیغام خصوصی عملی نیست و اگر هم بود فقط من می دیدم. اگر نکته ای هست به سایت ایمیل بزنید.
بازگو کردن
 
 
-3 #2712 گلاره 1392-02-28 01:16
ایششششششششششششش ..چقده من از این مه لقا بدم میاد...با اون لباسای بی ریختش..و اون طلاهای جینگول مینگولیش..این قسمت از نظر من عالی بود...مخصوصا ابتدای سریال و عزاداری مردم...هرچی ناراحتی از قسمتهای قبل داشتم برطرف شد..وای این جوهر چقده اعتماد به نفس داره؟؟!!!...فقط کم مونده از بلانش خواستگاری کنه! وقتی اون خانومه تو مراسم جشن گفت دیشلمه !!دیگه چیه!من از خنده روده بر شدم!!مدیر گرامی مثل اینکه قرار نیست هیچ خانمی به خاطر چادرش کتک بخوره نه؟!این قسمت وقتی افتادن دنبال مامان نفیسه من خودمو اماده کرده بودم یه ابغوره درست حسابی بگیرم ولی وقتی محمد علی و اون مردها پریدن وسط حالم گرفته شد...!خداییش مشغول الذمه(من اصلا املای این کلمه رو نمیدونم اگه غلطه ببخشید..)هستید اگه هم چین صحنه ای نداشته باشیدها...
بازگو کردن
 
 
+5 #2711 رز 1392-02-28 00:38
واسم یه سوال پیش اومد :-? چرا کریم به دختران موید و اون دو فروشنده گیر داد :-? به آژانه گفت برو اونا رو بگیر.مگه واسه کریم چه فرقی داره اونا باهم در ارتباط باشن؟ شاید بخوان باهم ازدواج کنند. آخه واسه کریم چه مشکلی به وجود میارن. بدجوری کنجکاو شدم. کسی جواب سوالهای منو میدونه؟؟؟

مدیر سایت: این کار هم بهانه ای برای عرض اندام کریم است.
بازگو کردن
 
 
+8 #2710 ژاندارک 1392-02-28 00:38
واقعا جای تاسف داره ...... بسه دیگه ...... چقدر کامنت مسخره بازی گذاشتین ...... این پیج شده وسیله سرگرمی که به هم دیگه تیکه بندارین ؟؟ زشته ....... خوب یه حرفی بزنین که به فیلم مربوط باشه ..... نه به کسایی که کامنت گذاشتن ..... همه اینجا شدن مربی اخلاق .... اگر مربی اخلاق هستی چرا به اسم گوسفند و الاغ و ......... کامنت میزاری ......
بازگو کردن
 
 
+5 #2709 رز 1392-02-28 00:28
آقا امیر شما جزء طعنه و کنایه حرف زدن با دیگران کاردیگه بلد نیستی؟؟؟؟؟ بی نهایت واست متاسفم. :-x آقای محترم مگه شما آداب معاشرت با دیگران رو نمی فهمید؟ این سایت رو به مسخره و شوخی، گرفتی. هدفت فقط اذیت کردنه. با من لج کردی که چرا بهت گفتم چرا این اسم (گوسفند)رو به خودت نسبت میدی. شما لایق محبت نیستی.فقط بلدی افراد رو تحقیر کنی.
بازگو کردن
 
 
+9 #2708 محیا . 1392-02-28 00:07
قابل توجه همۀ مخاطبان مخصوصاً جناب ناشناس : الآن شبکه آی فیلم قسمت اول کیف انگلیسی رو داره پخش می کنه . تکرار همین قسمت ساعت 7 و نیم تا 9 و نیم صبح فردا و 3 و نیم تا 5 و نیم بعد از ظهر فرداست .
بازگو کردن
 
 
+2 #2707 پسرخوب 1392-02-27 23:40
سوالی داشتم:شهر سامان واقعا وجود داشته ؟اطراف تهران هست؟من شهر سامان چهارمحال بختیاری را میشناسم

مدیر سایت: دوست عزیزم سامان یک شهر فرضی است. برای یافتن پاسخ سوال خود این مطلب را مطالعه کنید:
http://www.kolahpahlavi.tv/2012-09-16-16-23-62/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE/340-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F
بازگو کردن
 
 
+6 #2706 ناصر 1392-02-27 23:29
همه چیه این سریال عالیه فقط کاش تیتراژ پایانی با یه ترانه ماندگار تموم میشد. مثل همه سریال های ماندگار!
بازگو کردن
 
 
-2 #2705 مهدی 1392-02-27 22:18
دیگه این چند قسمت شده ماجراهای کریم .... نقشه میکشه و باز نقشه میکشه و... همه نقشه ها هم شبیه هم ... و ظاهرا حالا حالا هم ماجرای همین نقشه ها ی کریمو باید ببینبم...چی فکر می کردیم و چی شد این سریال...خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
بازگو کردن
 
 
+9 #2704 بابک 1392-02-27 22:05
آخ ... که چقدر بد فیلمبرداری شده . تصاویر تار ... یعنی توی این مملکت یه فیلمبردار خوب پیدا نمی شد ... شما که بلد نیستید با نگاتیو کار کنید چرا یه سریالی که تم خوبی داره رو خراب می کنید ... متاسفم که سرمایه ملی ما در اختیار افرادی قرار می گیره که با رابطه خیف و میل می شه . ناظرین فنی این سریال کاش یه سر به مراکز آموزشی سینمای می زدند . حیف ...

مدیر سایت: دوست عزیزم ایراد شما وارد است اما شامل بخش های بسیار محدودی از این سریال 54 قسمتی می شود. این مساله دلایل گوناگون دارد که پیش از این چند بار در سایت توضیح داده شده است.
بازگو کردن
 
 
+7 #2703 محیا . 1392-02-27 21:56
نقل کردن رز:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن پروانه آبی:
نقل کردن رز:
نقل کردن تارا:
چقدر این فرخ بی عرضه تشریف داره قبلنا این طوری نبود

تارا خانم متوجه نظر دادنت باش. نقد دادی. نقد محترمانه کن . نه توهین کن

خانم رز، منظورشون آقای دانائی گل شما نبود! ایشون به کاراکتر حرف زدن، کاراکتر که شخص واقعی نیست که بشه بش توهین کرد!!!

این ادبیات گفتاریِ ایشونه و خیلی هم زیباست . حالا یکی هم که پیدا شده تو این روز و روزگار کلماتِ خوب استفاده می کنه باید اینطور گفت درباره ش . خانم رز عزیز دربارۀ همۀ افرادِ محترم از این ادبیات گفتاریِ زیباشون استفاده می کنن .

محیای گلم. به خدا خیلی خانمِ روشنفکر و با شخصیتی هستی. هرچی از خوبیت بگم.باز هم کم گفتم.مطمئن هستم هرکسی با شما هم صحبت بشه محو خوبی و صداقت و ایمان شما میشه.

وای مرسی عزیز دلم ، گلم ، ممنونم
اینها ویژگیهای شما بود،دوست جونم
بازگو کردن
 
 
-5 #2702 گوسفند دانا 1392-02-27 21:55
نقل کردن رز:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن گوسفند دانا:
شمارو باتمام محتویات این سایت ازجمله آقای گگگل خانم رز :-x ترک میکنم :zzz

بهتر ، خوش آن باغي كه گوسفند دانایش (!!!!!!!!!) كند قهر

محیا جون ممنونم 8) جناب آقای محترم. منظورت درباره آقای"گل" رو فهمیدم. اینو درک کن من الکی به کسی"گل" نمیگم. باید حتما شایستگی صفت "گل" رو داشته باشه. حتما من تشخیص دادم که ایشون این صفت رو داراست. چون واقعا گُله. گلی هست به تموم معنا. ;-) این اسمش لوسی بازی و چاپلوسی نیست.بفهم این اسمش محبت و احترام به طرف مقابله.نه لوس بازی :D

نقل کردن رز:
نقل کردن محیا .:
نقل کردن گوسفند دانا:
شمارو باتمام محتویات این سایت ازجمله آقای گگگل خانم رز :-x ترک میکنم :zzz

بهتر ، خوش آن باغي كه گوسفند دانایش (!!!!!!!!!) كند قهر

محیا جون ممنونم 8) جناب آقای محترم. منظورت درباره آقای"گل" رو فهمیدم. اینو درک کن من الکی به کسی"گل" نمیگم. باید حتما شایستگی صفت "گل" رو داشته باشه. حتما من تشخیص دادم که ایشون این صفت رو داراست. چون واقعا گُله. گلی هست به تموم معنا. ;-) این اسمش لوسی بازی و چاپلوسی نیست.بفهم این اسمش محبت و احترام به طرف مقابله.نه لوس بازی :D

سللللللللللللام .تو مرام ما قهر گناه فقط خواستم عکس العمل ها رو ببیمنم :lol: محیا جون باما به ازاین باش.راستی دم پر من می بودی یه چی میشدی ;-) راستی ناگفته نمونه که رز چقدر از کمنتت خوشش امده واین که من وهمه میدونن که شما الکی به آقای دانایی گل وعزیزم نمیگیدودرآخر ممنون از راهنمایی گلاره گل والبته کمی خشن :roll:
بازگو کردن
 
 
+7 #2701 رویین تن 1392-02-27 21:51
من باورم نمیشه کلمه حرف رو هرف نوشتم!!! این هم از اثرات عصبانیت و عجله. قبلا چند بار کامنت را قبل از ثبت مرور می کردم که غلط املایی نداشته باشد. حواس نمی گذارند که .
بازگو کردن
 
 
+8 #2700 رویین تن 1392-02-27 21:25
نقل کردن رز:
نقل کردن رویین تن:
دوست عزیز جوابتان را به حساب خامی و روحیه عجولتان می گذارم.
بنده صرفا با یک مزاح قصد این را داشتم که کمی شوخی کرده باشم.چون من قصد ندارم مانند شما با همه جنگ و دعوا کنم.یعنی شما واقعا از لحن کامنت من نفهمیدید شوخی است؟من چه مشکلی با شما دارم؟ اتفاقا اینکه بحث می کنید خیلی هم خوب است .من چه بد گویی از شما پیش محیا کردم؟ گیرم که بد به گویم شما به چه حقی نظر من را به تمسخر میگیرید باز خوب است که احترام نظر شما را همیشه محفوظ دانستم. این هم از آن هرف ها بود. اصلا انتظار نداشتم. بد نیست شما هم مانند باقی دوستان کمی ظرفیتتان را بالا ببرید.من نه ادعای ارث پدری دارم نه ... من یک پیشنهاد را در فرم یک شوخی بیان کردم گفتم دلیل نظر مثبت یا منفی را بنویسیم . بد است؟ بگویید بد است دیگر چرا قهر می کنید؟و حرص میخورید؟ در آینده اگر دوست داشتید باز هم با من مخالفت کنید خوشحال میشوم اما لطفا کمی پخته تر عمل کنید دوست عزیز. من هم اگر به شما نقدی داشتم خواهم نوشت. اما اخطار می کنم که توهین یا تمسخر نکنید خانم محترم.

آقای رویین عزیز، هم شما محترم هستید و هم گلاره عزیز،باور کنید سوءتفاهم بین شما به وجود اومده. این هم شاید به خاطر این باشه که برداشت اشتباهی از نظرات یکدیگر داشتید. در واقع هیچ کدوم از شما قصد توهین وبی احترامی از یکدیگر رو نداشتید واسه همینه که من همیشه وقتی یه قضیه واسم نا مشخص بیاد از طرف مقابلم سوال میکنم.میگم منظورت چیه؟تا یه وقت قضاوت نادرستی نکرده باشم. همونطور که خودم دوست ندارم کسی ازم دلخور باشه. دوست ندارم بین هیچ کس دلخوری به وجود بیاد. آقای رویین عزیز هم شما هم خانم گلاره عزیز هردو افراد تحصیلکرده جامعه هستید من به هر دو شما احترام زیادی قائلم.

ممنون از لطفت رز عزیز/مثبت میگیری چون مهربونی.
بازگو کردن
 
 
-3 #2699 یاسمن 1392-02-27 19:43
با سلام من واقعا از آقای کارگردان توقق نداشتم شما دست به یک تحریف تاریخی زدید :1- در این فیلم شما نشان دادید که بی حجابها در اکثریت و زنهای مومن در اقلیت بودند در حالی که این طور نبوده که اگر بود الان زن چادری و با حجابی در جامعه دیده نمی شد 2- هم چنین شما زن های ان زمان رو سست عنصر جلوه دادید که به راحتی از حجابشان کنده میشوند مثلا تهمینه که در اوایل فیلم جلوی بلانش از اسلام و زن با حجاب مسلمان دفاع میکند ولی به راحتی بی حجاب میشود 3- زنان بی سواد در این فیلم از بی حجابی و منع حجاب خوشحال می شوند در حالی که زنان آن زمان با وجود بی سوادی به هیج وجه حاضر نبودند عفت خود را زیر پا بگذارند
4-بعضی شخصیت های مرد در این فیلم بسیار بی غیرت هستند کسی که بابت بی حجابی و بی عفتی به صمصام پرخاش می کند
دخترش بی حجاب به مهمانی میرود
از آقای دری انتظار نداشتم مخصوصا با وجود فیلم قوی کیف انگلیسی
واقعا !!!!! واقعا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مدیر سایت: دوست عزیزم نکات شما را خواندم اما متوجه نشدم آنچه شما مطرح کرده اید برداشت شخصی شما است یا اینکه خلاف موارد طرح شده در سریال را در منابع دیگر مطالعه کرده اید. ممنون می شم توضیح دهید.
بازگو کردن
 
 
+1 #2698 گلاره 1392-02-27 16:12
مدیر گرامی اگه ایمیل یکی از کاربران رو بخوایم چه کار باید بکنیم؟

مدیر سایت: دوست گرامی! برای این کاربر کامنت بگذارید و با ذکر ایمیل خود، از او بخواهید تا در صورت تمایل ایمیل خود را اعلام کند. من آن کامنت را فعال می کنم
بازگو کردن
 
 
+7 #2697 رز 1392-02-27 15:23
نقل کردن رویین تن:
دوست عزیز جوابتان را به حساب خامی و روحیه عجولتان می گذارم.
بنده صرفا با یک مزاح قصد این را داشتم که کمی شوخی کرده باشم.چون من قصد ندارم مانند شما با همه جنگ و دعوا کنم.یعنی شما واقعا از لحن کامنت من نفهمیدید شوخی است؟من چه مشکلی با شما دارم؟ اتفاقا اینکه بحث می کنید خیلی هم خوب است .من چه بد گویی از شما پیش محیا کردم؟ گیرم که بد به گویم شما به چه حقی نظر من را به تمسخر میگیرید باز خوب است که احترام نظر شما را همیشه محفوظ دانستم. این هم از آن هرف ها بود. اصلا انتظار نداشتم. بد نیست شما هم مانند باقی دوستان کمی ظرفیتتان را بالا ببرید.من نه ادعای ارث پدری دارم نه ... من یک پیشنهاد را در فرم یک شوخی بیان کردم گفتم دلیل نظر مثبت یا منفی را بنویسیم . بد است؟ بگویید بد است دیگر چرا قهر می کنید؟و حرص میخورید؟ در آینده اگر دوست داشتید باز هم با من مخالفت کنید خوشحال میشوم اما لطفا کمی پخته تر عمل کنید دوست عزیز. من هم اگر به شما نقدی داشتم خواهم نوشت. اما اخطار می کنم که توهین یا تمسخر نکنید خانم محترم.

آقای رویین عزیز، هم شما محترم هستید و هم گلاره عزیز،باور کنید سوءتفاهم بین شما به وجود اومده. این هم شاید به خاطر این باشه که برداشت اشتباهی از نظرات یکدیگر داشتید. در واقع هیچ کدوم از شما قصد توهین وبی احترامی از یکدیگر رو نداشتید واسه همینه که من همیشه وقتی یه قضیه واسم نا مشخص بیاد از طرف مقابلم سوال میکنم.میگم منظورت چیه؟تا یه وقت قضاوت نادرستی نکرده باشم. همونطور که خودم دوست ندارم کسی ازم دلخور باشه. دوست ندارم بین هیچ کس دلخوری به وجود بیاد. آقای رویین عزیز هم شما هم خانم گلاره عزیز هردو افراد تحصیلکرده جامعه هستید من به هر دو شما احترام زیادی قائلم.
بازگو کردن
 
 
+5 #2696 محیا . 1392-02-27 14:34
در همین قسمت اخیر ( قسمت 30) ، زمانی که کریم گفت "ببخشید ارباب مجبور شدیم جلو شما نُطق کنیم ". بعد زمانی که صمصام و داوود خان داشتن حرکت می کردن پشتِ سر ِ جمعیت ، چه موسیقی ِ زیبایی پخش شد ، فکر کنم سه تار بود ( یا سه تار بود یا سنتور ، شایدم هر دو ) ، واقعاً دلنشین بود ، مرسی
==========================
در خصوص قسمت 8 و مصافحه ( دست دادن ) بلانش و اعتراضِ فرخ که چرا آقای احسان با همسرش دست نداد . ای داد ، کاش فرخ می دونست که این دستها فقط متعلق به اوست ، نباید اینطور سخاوتمندانه اجازه می داد دستِ همسرش در دستِ نامحرمان قرار گیرد . کاش فرخ زیبایی های همسرش ( موهایش که بدون پوشش بود ) را صرفاً برای خودش می خواست و اجازه نمی داد چشمِ نامحرم زیبایی همسرش را درک کند .
بازگو کردن
 
 
+5 #2695 رز 1392-02-27 12:09
نقل کردن محیا .:
نقل کردن پروانه آبی:
نقل کردن رز:
نقل کردن تارا:
چقدر این فرخ بی عرضه تشریف داره قبلنا این طوری نبود

تارا خانم متوجه نظر دادنت باش. نقد دادی. نقد محترمانه کن . نه توهین کن

خانم رز، منظورشون آقای دانائی گل شما نبود! ایشون به کاراکتر حرف زدن، کاراکتر که شخص واقعی نیست که بشه بش توهین کرد!!!

این ادبیات گفتاریِ ایشونه و خیلی هم زیباست . حالا یکی هم که پیدا شده تو این روز و روزگار کلماتِ خوب استفاده می کنه باید اینطور گفت درباره ش . خانم رز عزیز دربارۀ همۀ افرادِ محترم از این ادبیات گفتاریِ زیباشون استفاده می کنن .

محیای گلم. به خدا خیلی خانمِ روشنفکر و با شخصیتی هستی. هرچی از خوبیت بگم.باز هم کم گفتم.مطمئن هستم هرکسی با شما هم صحبت بشه محو خوبی و صداقت و ایمان شما میشه. محیای عزیز به خدا نمیدونم چی بگم از دست بعضی افراد که دوست دارن با طعنه و کنایه نظر خودشون رو بیان کنند.من همیشه دوست دارم دیگران رو با واژه های قشنگ خطاب کنم.ولی انگار بعضی ها خوش ندارن بنده از این واژه ها استفاده کنم. میخوان به من طعنه بزنن یا منو مسخره کنن ومنو به خاطر استفاده از این واژه ها بچه فرض کنن. قصدمن فقط احترام و محبت به طرف مقابله.ولی بعضی ها قدرت درکشو ندارن.به قول جناب مدیر عزیزم باید نسبت به این افراد بی توجه باشم
بازگو کردن
 
 
+2 #2694 مريم69 1392-02-27 09:55
حجاب در شريعت يهود:
ويل دورانت مي‌نويسد: اگر زنى به نقض قانون يهود مي‌پرداخت، چنان‏كه مثلاً بي آن‏كه چيزى بر سر داشت به ميان مردم مي‌‏رفت، و يا در شارع عام نخ مي‌‏رشت، يا بر هر سنخى از مردان، درد دل مي‌‏كرد، يا صدايش آن‏قدر بلند بود كه چون در خانه‏اش تكلّم مي‌‏نمود، همسايگانش مي‌‏توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت، مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه‏‌ او را طلاق دهد.
parvardgar.loxblog.com
بازگو کردن
 
 
-4 #2693 رز 1392-02-27 00:59
نقل کردن پروانه آبی:
نقل کردن رز:
نقل کردن تارا:
چقدر این فرخ بی عرضه تشریف داره قبلنا این طوری نبود

تارا خانم متوجه نظر دادنت باش. نقد دادی. نقد محترمانه کن . نه توهین کن

خانم رز، منظورشون آقای دانائی گل شما نبود! ایشون به کاراکتر حرف زدن، کاراکتر که شخص واقعی نیست که بشه بش توهین کرد!!!

خانم خانوما، حرف شما صحیح :-) بنده این نظر شما رو رد نمیکنم. ولی بعضی افراد وقتی یه بازیگر نقش اول در یه سریال یا یه فیلم مطرح میشه. معمولا اونو با اسمی که تو سریال یا فیلم داره خطاب میکنند.اگه این خانم هم منظورش با نقشیه که ایشون بازی میکنه.باید خیلی واضح توضیح بده.یه مصداقی بیاره.آخه آقای دانایی گلم فقط از طریق فیلمنامه و کاری که کارگردان به ایشون محول کردندبازیشو انجام میده. این خانم نباید از این واژه استفاده میکرد.واقعا غیرمحترمانه هست. حتی اگه منظورش به نقشیه(فرخ،فرمان دار) که ایشون بازی میکنه.
بازگو کردن
 
 
+9 #2692 رویین تن 1392-02-26 22:20
نقل کردن محیا .:
عشق واقعی : عشق واقعی یعنی دوستش داشته باشی بدون هیچ توقعی ، هیچ توقعی ها . یعنی همۀ ویژگیهای منفی شو بدونی ولی باز دوسش داشته باشی . بدیهای زیادشو ندید بگیری و تمرکز کنی روی خوبیهای کمش . جز خدا هیچ ما رو اینجوری دوست نداره . ممکنه بگین خدا بدون توقع نیست دوست داشتنش ، ازمون توقع داره مثلاً توقع داره که نماز بخونیم ، حجاب و یه عالمه باید و نبایدی که تو رساله به تفصیل مواردشو نوشته ولی بازم می گم خدا بدون توقع دوست مون داره چون احکامش همش واسه خاطرِ خودمونه . اگه می گه شراب نخوریم چون ضرر داره ، اگه می گه حجاب برای خانمها و حفظ نگاه برای آقایون برای اینکه از زندگی شون در آینده لذت ببرن . و هزاران دلیل برای احکام که همه مون هم می دونیم . نماز هم واسه اینه که ما به منبع الهی وصل بشیم و اِلا خدا چه نیازی به نمازهای ما داره . خدا ما رو آفریده کاتالوگ مون هم در قالب ِ احکام بهمون داده همینطور که برای استفاده از وسایل مون مو به مو از روی کاتالوگ عمل می کنیم که آسیب نبینه برای عدم آسیب به روح و جسم مون هم باید طبق ِ کاتالوگ ایی که آفریدگار مون داده عمل کنیم .

محیا جان مثبت میگیری چون تمثیل بسیار جالبی به کار بردی مخصوصا مثال کاتالوگ.
بازگو کردن
 
 
+5 #2691 محیا . 1392-02-26 20:21
نقل کردن پروانه آبی:
نقل کردن رز:
نقل کردن تارا:
چقدر این فرخ بی عرضه تشریف داره قبلنا این طوری نبود

تارا خانم متوجه نظر دادنت باش. نقد دادی. نقد محترمانه کن . نه توهین کن

خانم رز، منظورشون آقای دانائی گل شما نبود! ایشون به کاراکتر حرف زدن، کاراکتر که شخص واقعی نیست که بشه بش توهین کرد!!!

این ادبیات گفتاریِ ایشونه و خیلی هم زیباست . حالا یکی هم که پیدا شده تو این روز و روزگار کلماتِ خوب استفاده می کنه باید اینطور گفت درباره ش . خانم رز عزیز دربارۀ همۀ افرادِ محترم از این ادبیات گفتاریِ زیباشون استفاده می کنن .
بازگو کردن
 
 
+3 #2690 رویین تن 1392-02-26 18:18
دوست عزیز جوابتان را به حساب خامی و روحیه عجولتان می گذارم.
بنده صرفا با یک مزاح قصد این را داشتم که کمی شوخی کرده باشم.چون من قصد ندارم مانند شما با همه جنگ و دعوا کنم.یعنی شما واقعا از لحن کامنت من نفهمیدید شوخی است؟من چه مشکلی با شما دارم؟ اتفاقا اینکه بحث می کنید خیلی هم خوب است .من چه بد گویی از شما پیش محیا کردم؟ گیرم که بد به گویم شما به چه حقی نظر من را به تمسخر میگیرید باز خوب است که احترام نظر شما را همیشه محفوظ دانستم. این هم از آن هرف ها بود. اصلا انتظار نداشتم. بد نیست شما هم مانند باقی دوستان کمی ظرفیتتان را بالا ببرید.من نه ادعای ارث پدری دارم نه ... من یک پیشنهاد را در فرم یک شوخی بیان کردم گفتم دلیل نظر مثبت یا منفی را بنویسیم . بد است؟ بگویید بد است دیگر چرا قهر می کنید؟و حرص میخورید؟ در آینده اگر دوست داشتید باز هم با من مخالفت کنید خوشحال میشوم اما لطفا کمی پخته تر عمل کنید دوست عزیز. من هم اگر به شما نقدی داشتم خواهم نوشت. اما اخطار می کنم که توهین یا تمسخر نکنید خانم محترم.
بازگو کردن
 
 
+8 #2689 محیا . 1392-02-26 17:54
نقل کردن مهرداد:
نقل کردن محیا .:
کاش عوامل ِ سریال هم در این بحثهای ما در این صفحه شرکت می کردن و نظرشونو می گفتن

آره نظر خیلی خوبیه اتفاقا سایت رو پرطرفدار تر میکنه و اینجوری مخاطبان احساس نزدیکی بیشتری با عوامل میکنند.
و این میشه اولین فیلمی که سایتش با مخاطبان اینترنتی ارتباط نزدیک داره.
پ
نظرتون چیه؟

کاش خودشونو محدود نمی کردن که فقط خوانندۀ کامنتها و مطالب باشن ، درسته که در این فیلم بازی کردن و از کل فیلمنامه مطلع هستن ولی می شه در بحثهای دیگه شرکت کنن . مطمئناً وقتی کامنتها رو می خونن می گن اگه من بودم فلان جور جواب می دادم خب چرا جواب نمی دن ؟ مثلاً حضور آقای نویدالدین دری و آقای دانایی در سایت بسیار عالی بود و همین حضور پررنگ مدیران سایت که جواب کامنتها را می نویسند ، اینها کمک می کنه به پویایی هر چه بیشتر فضای سایت . پاسخ های آقای نویدالدین دری خیلی خوب بود چرا دیگه به سایت سر نمی زنن ( البته شاید بخاطر فیلمبرداری ِ قسمتهای باقی مانده باشه ) کاش در صورت عدم پرسش هم آقای دانایی به سایت سر بزنن و همینطور سایر عوامل . اگر چنین شود سایت شما می شه بهترین سایت .
بازگو کردن
 
 
+5 #2688 رویین تن 1392-02-26 17:25
نقل کردن محیا .:
نقل کردن کبری:
خواستم تشکر کنم واقعا سریال بی نظیر و عالی میباشد.فقط اینکه نقش اقای شریفی نیا بهش نمیخوره یعنی کسی نبود همچین نقش مهم رو بهش بدین که بیاد.کیانیان-فرهنگ-حیایی-خیراندیش-زارعی عالی بازی میکنند .باتشکر

دربارۀ نقش آقای شریفی نیا : منم اون اوایل خیلی برام سخت بود پذیرشِ سید رضا . چون آقای شریفی نیا همش نقش آدمهای دو رو و ریاکار رو بازی می کرد ( لااقل اون فیلمها و سریالهایی که من دیده بودم اینطور بود ) اولا فکر می کردم سید رضا تدین هم یه آدمیه که به ظاهر خوبه ولی حتماً یه کاسه ایی زیر نیم کاسه ش هست ( مثل کریمِ حالا ، که به ظاهر خوبی می کنه ولی در اصل داره شیطنت می کنه ) و به قول کلاه پهلوی ها : "حتماً داره یه تیری خاک می کنه " . ولی بعد کم کم با گذشتِ داستان فهمیدم نه بابا این دفعه مثل همیشه نیست مثل اینکه نقش آقای شریفی نیا یه آدم کاملاً مثبته یه آدمِ خوبِ خوب . و حالا دیگه وقتی آقای شریفی نیا رو تو یه فیلم یا سریال می بینم نمی گم" اِ محمدرضا شریفی نیا " بلکه می گم " اِ سید رضا "

درسته . اصلا ریتم بازی آقای شریفی نیا تند تر بود/ بازیگر خوبی هستند که توانستند نقش میرزا را باور پذیر بازی کنند.
بازگو کردن
 
 
0 #2687 سید مهدی سید محمدی 1392-02-26 14:46
نقل کردن محیا .:
نقل کردن سید مهدی سید محمدی:
نقل کردن رز:
نقل کردن سید مهدیسید محمدی:
:cry: :cry: نقل کردن سید مهدی سید محمدی:
الاغ دانا گوسفند دانا کامنت 2543 مگس دانا خودم و دیگر هیچ و... همشون یه نفرن اون اومده بود یه جو جدید تو سایت ایجاد کنه اون نمی خواست به شما توهین کنه اون می خواست جزو شما باشه و اون منم سید مهدی سید محمدی امیدوارم کاربران گرامی منو ببخشن و برای منم بین خودشون جا باز کنن!! :sad: :sad: :sad:

من غلط کردم...اشتباه کردم...من اصلا دیوونه شدم...لطفا به من جواب بدید!!

آقا سید واسه چی به خودت توهین میکنی؟؟؟!!! :D :lol: :-? :eek: :zzz مگه چه گناهی کردی؟؟؟؟!!!!!!!

من یه پسر 18 ساله هستم من از بچگی همه مسخرم می کردن چون بدن ضعیفی داشتم(معلول نبودم )به خاطر همین خواستم یکم جلب توجه کنم و قلب گلاره خانوم رو شکستم!

وای خدای من ، خدا منو ببخشه ، آقای سید محمدی حلال کنید منو ، کلی راجع به شما فکر بد کردم ، ببخشید . امان از قضاوت


نه محیاجون منم اشتباه کردم ... من تموم سریالهای تاریخی رو از یوسف پیامبر به بعد نگاه کردم و اطلاعات عمومی منم خیلی خوبه در مورد تاریخ و خیلی به تاریخ علاقه دارم معلما همیشه از هوش سرشارم می گن البته تعریف از خودم نباشه ولی بچه ها زیاد تحویلم نمی گیرن یکی از دلایلشم اینه که هرکی بامن یکم صحبت می کنه دیوونه می شه!!!
بازگو کردن
 
 
+2 #2686 مريم69 1392-02-26 14:44
« هيچکاک » فيلمساز مشهوري است . وي مي گويد : « من معتقدم که زن هم بايد مثل فيلمي پر هيجان باشد . بدين معني که ماهيت خود را کمتر نشان دهد و براي کشف خود ، مرد را به نيروي تخيل و تصور زيادتري وا دارد . بايد زنان پيوسته همين شيوه رفتار کنند . يعني کمتر ماهيت خود را در معرض نمايش قرار دهند نشان دهند و بگذارند مرد براي کشف آنها بيشتر به خود زحمت بدهد . زنان شرقي تا چند سال پيش به خاطر حجاب و نقاب و روي بندي که به کار مي بردند خود به خود جذاب مي نمودند و همين مساله ، جاذبه نيرومندي بدانها مي داد . اما بتدريج با تلاشي که زنان اين کشورها براي برابري با زنان غربي ازخود نشان مي دهند ؛ حجاب پوششي که ديروز بر زن شرقي کشيده شده بود ، از ميان مي رود و همراه آن از جاذبه جنسي او هم کاسته مي شود
tofany.blogfa.c om/post/51
بازگو کردن
 
 
+2 #2685 مريم69 1392-02-26 14:31
نقل کردن محیا .:
امشب شب آرزوهاست ( لیلة الرغائب ) شبِ جمعۀ اولِ ماهِ رجب . هر چی آرزوی خوبه برای همۀ کلاه پهلوی ها و همۀ مخاطباش

در شب آرزوها، آرزو مي‌كنم:
آرزوهايت، آرزو نماند
و
برايت آرزو مي‌كنم:
آرزوي آنكس باشي كه آرزويش را داري.

با تمام وجود آرزو مي‌كنم، آمدن مهدي(عج) را.
بازگو کردن
 
 
+2 #2684 مريم69 1392-02-26 14:19
نقل کردن محیا .:
نقل کردن کبری:
خواستم تشکر کنم واقعا سریال بی نظیر و عالی میباشد.فقط اینکه نقش اقای شریفی نیا بهش نمیخوره یعنی کسی نبود همچین نقش مهم رو بهش بدین که بیاد.کیانیان-فرهنگ-حیایی-خیراندیش-زارعی عالی بازی میکنند .باتشکر

دربارۀ نقش آقای شریفی نیا : منم اون اوایل خیلی برام سخت بود پذیرشِ سید رضا . چون آقای شریفی نیا همش نقش آدمهای دو رو و ریاکار رو بازی می کرد ( لااقل اون فیلمها و سریالهایی که من دیده بودم اینطور بود ) اولا فکر می کردم سید رضا تدین هم یه آدمیه که به ظاهر خوبه ولی حتماً یه کاسه ایی زیر نیم کاسه ش هست ( مثل کریمِ حالا ، که به ظاهر خوبی می کنه ولی در اصل داره شیطنت می کنه ) و به قول کلاه پهلوی ها : "حتماً داره یه تیری خاک می کنه " . ولی بعد کم کم با گذشتِ داستان فهمیدم نه بابا این دفعه مثل همیشه نیست مثل اینکه نقش آقای شریفی نیا یه آدم کاملاً مثبته یه آدمِ خوبِ خوب . و حالا دیگه وقتی آقای شریفی نیا رو تو یه فیلم یا سریال می بینم نمی گم" اِ محمدرضا شریفی نیا " بلکه می گم " اِ سید رضا "


ولي به نظر من اين نقش از اول هم بهش ميومد، آخه آقاي شريفي‌نيا نقش آدم خوبم قبلا بازي كرده.
شريفي‌نيا، گوهر خيرانديش و امين حيايي ازون بازيگرايي هستن كه تاحالا همه جور نقشو (خيلي عالي) بازي كردن و همه نقش بهشون مياد.
نقش گدا تا شاه بي‌سواد تا تحصيل كرده، آدم مذهبي و غير مذهبي و...
مثلا نقش خانوم مستشارنيا رو با نقشي كه خيرانديش توي سفر سبز داشت مقايسه كنيد.
يا نقش امين حيايي توي اخراجي‌ها در مقايسه با يك اشتباه كوچولو.
اين سه بازيگر خيلي با استعدادن.
بازگو کردن
 
 
0 #2683 مريم69 1392-02-26 14:07
نقل کردن محیا .:
نقل کردن مريم69:
من بخش فهرست كامل بازيگران زن و مردو امروز(براي اولين بار) نگاه كردم؛
اسم شريفي نيا، دانايي و شهره لرستاني به چشمم نخورد.

در فهرست کامل بازیگران زن :
6.شهره لرستانی = شایسته
در فهرست کامل بازیگران مرد :
5.محمد رضا شریفی نیا = میرزا رضا
27.امیر علی دانایی = فرخ

ولی اسمِ حدیقه ( یا به قول دوستان اون گداهه که تو قسمت 30 یه صدایی از پشت صحنه بهش گفت بشین بعد اون نشست ) جز بازیگران زن نبود . بیچاره حدیقه ، چرا اسم شو نذاشتید طفلکی

مرسي محيا جان. الان كه آدرس دادي، اسماشونو ديدم.
چقدر بي دقت شدم!
بازگو کردن
 
 
+1 #2682 بلوم 1392-02-26 13:42
آیا 5 قسمت دیگر آخر این فیلم دلنشین باقی مانده است


مدیر سایت: خیر دوست عزیز. از سریال کلاه پهلوی حدود 24 قسمت دیگر باقی مانده است
بازگو کردن
 
 
+3 #2681 سینا 1392-02-26 13:39
از شما که این برنامه را پخش می کنید ممنونم .لطفارضا شاه را در قسمت های بعد نشان دهید.

مدیر سایت: دوست عزیزم این سریال به طور مستقیم به زندگی رضاشاه نمی پردازد و به همین دلیل نمایش آن لزومی ندارد.
بازگو کردن
 
 
+10 #2680 محیا . 1392-02-26 11:42
امشب شب آرزوهاست ( لیلة الرغائب ) شبِ جمعۀ اولِ ماهِ رجب . هر چی آرزوی خوبه برای همۀ کلاه پهلوی ها و همۀ مخاطباش
بازگو کردن
 
 
+8 #2679 گلاره 1392-02-26 01:18
نقل کردن گوسفند دانا:
سلام اولا بگم من نه قصد توهین داشتم ونه دارم ومن فقط با همین نام کامنت گذاشتم ودوما هرچی سریال جلو میره آبکی تر میشه ومشخصه سکانسها رو یجوری سمبل کردن واین که نه دراین سریال ونه در هیچ سریال دیگه ایرانی ازجمله مختار یایوسف پیامبرو...از سیاهی لشکر به خوبی استفاده نشده وبه همین دلیل از تاثیر فیلم به شدت کاسته شده!سایت سریال هم آبکی شده از بروز رسانی گرفته تا زدن کامنتها به نام دیگران!!!!!! ضمنا از لوس بازی وچاپلسوسی متنفرم که تو این سایت فراونه شمارو باتمام محتویات این سایت ازجمله آقای گگگل خانم رز :-x ترک میکنم :zzz

کلماتی که از دهانتان در می ایند ویترین فروشگاه شعور شماست.
m
بازگو کردن
 
 
-1 #2678 گلاره 1392-02-26 01:12
نقل کردن رویین تن:
ولی جدا این همه نظر منفی یهو اومد یک مقدار مشکوکه. دوستان. مخاطبان جان. عزیزان دل. خواهشا هر کس موافقت یا مخالفتی در مورد نقد ها داشت التماس می کنم یک خط دلیلش را بنویسید که امثال بنده رای واقعی را بدانیم. ضمنا خواهش می کنم به محتوای هر نقد رای بدهید نه به شخص.مثال (مثلا گلاره چشم دیدن رویین را ندارد هی نیاید سایت هر دفعه منفی بزند که حالش را بگیرد.)

ببخشید ولی فکر نکنم مثبت ومنفیها ارث پدری هیچ کس باشه بخواد برای اونا تصمیم بگیره یا هی از این و اون بپرسه چرا بهم منفی میدی؟lمن به هر کامنتی که زیاد باهاش موافق نبودم یه منفی دادم ولی مگه فکر کردید من مریضم هر دفعه بیام سایت کامنتای شمارو پیدا کنم و منفی بدم؟اتفاقا برعکس من دید بدی نسبت به شما ندارم ولی انگار این شمایید که چشم دیدن منو ندارید چون تا موقعیتش پیش میاد از من بد میگید تو کامنتهاتون.مثل همین کامنتتون برای محیا که گفتید گلاره فلان و بهمانه و بدترین دفاع رو میکنه!که خیلی هم منو ناراحت کرد ولی با اینکه من توی این چند روز بحث با شما خیلی از دستتون حرص خوردم بی انصافی دونستم تو کامنتم خطاب به شخص دیگه ای ازتون بد بگم.چون شخص قابل احترامی هستید از نظر من.در ضمن .حالا خوبه که شما برای این دفاعیات بد من،جواب قانع کننده ای هم نداشتید!!!!!!و فقط توی سرزمین رویا سیر مینمودید.به هر حال،من دیگه تصمیم ندارم سر هیچ موضوعی با جنابعالی بحثی داشته باشم.همین جا از شما واسه همیشه خداحافظی میکنم .بدروداقای رویین.
بازگو کردن
 
 
+10 #2677 مهرداد 1392-02-26 00:56
نقل کردن محیا .:
کاش عوامل ِ سریال هم در این بحثهای ما در این صفحه شرکت می کردن و نظرشونو می گفتن

آره نظر خیلی خوبیه اتفاقا سایت رو پرطرفدار تر میکنه و اینجوری مخاطبان احساس نزدیکی بیشتری با عوامل میکنند.
و این میشه اولین فیلمی که سایتش با مخاطبان اینترنتی ارتباط نزدیک داره.
پ
نظرتون چیه؟
بازگو کردن
 
 
+6 #2676 مهرداد 1392-02-26 00:54
با سلام .
فقط می خواستم یه چیزی بگم و برم
اونم سوتی کوچولوی سریال کلاه پهلوی در قسمت گذشته(جمعه 1392/02/20)
در ثانیه های آخر که همه سیدعلی رو تشییع کردند و رفتند زنی جلوی دوربین ظاهر شد و ناگهان از پشت صحنه این صدا اومد که خیلی عجیب بود:
بشین......!!!!
یعنی این یک کارساده رو اون خانم نمیتونسته انجام بده
که صدای عوامل از پشت صحنه شنیده بشه برای پروژه ی بزرگی مثل کلاه پهلوی این موضوعات باید کمتر اتفاق بیفته.
موفق باشید
بازگو کردن
 
 
+5 #2675 مريم69 1392-02-25 23:20
1-توي قسمتي كه ژان از پاريس برگشته بود، بلانژ، عطري رو به مه‌لقا داد و به اون گفت: شادي نسبت به تو حسادت مي‌كنه، از همين عطر، مي‌توني متوجه اين حسادت بشي...
من بعنوان يك مخاطب منتظر بودم كه در ادامه‌ي داستان، توي قسمتاي بعدي، شاهد اتفاق افتادن اين جريان باشم.

2-توي قسمتي هم كه ذبيح‌الله از مشهد برگشته بود، حرف از ازدواج نفيسه و محمدعلي بود. (مامان محمدعلي به نفيسه گفت: عروسم بشي ايشالا..)
ولي چندين قسمت گذشت و حرفي از خواستگاري زده نشد. ( و توي اين قسمتا هم كه هنوز نفيسه كشف حجاب نكرده بود و سيد علي هم شهيد نشده بود و..)
اينجا هم من بعنوان يك بيننده انتظار داشتم اين اتفاق بيفته. البته تا انتهاي سريال صبر مي‌كنيم شايد به اين قضيه اشاره‌اي بشه.
بازگو کردن
 
 
+9 #2674 پروانه آبی 1392-02-25 23:03
نقل کردن رز:
نقل کردن تارا:
چقدر این فرخ بی عرضه تشریف داره قبلنا این طوری نبود

تارا خانم متوجه نظر دادنت باش. نقد دادی. نقد محترمانه کن . نه توهین کن

خانم رز، منظورشون آقای دانائی گل شما نبود! ایشون به کاراکتر حرف زدن، کاراکتر که شخص واقعی نیست که بشه بش توهین کرد!!!
بازگو کردن
 
 
+3 #2673 مريم69 1392-02-25 21:38
نقل کردن مريم69:
من بخش فهرست كامل بازيگران زن و مردو امروز(براي اولين بار) نگاه كردم؛
اسم شريفي نيا، دانايي و شهره لرستاني به چشمم نخورد.


همينطور اسم آقاي دري كوچك. (محمد علي سريال). مي‌خواستم اسم كوچيكشونو بدونم ولي اسمشو پيدا نكردم.
در ضمن، دوستان! چرا منفي مي‌دين؟ خب اسمشون توي ليست نيست ديگه.

مدیرسایت: اسم کامل بازیگر نقش محمد علی «نوید الدین دری» است
بازگو کردن
 
 
+5 #2672 رویین تن 1392-02-25 19:00
نقل کردن رز:
نقل کردن رویین تن:
رز عزیز باز هم که برداشت های عجیب و غریب کردی. من کی گفتم کنج کاوی بده. حالا چرا این قدر منفی می دهید بی انصاف ؟ من می گویم شاد می شم شما کامنت گلایه جواب می دهید.

آقای رویین، واقعا آدم عجیب و خاصی هستی، شما چرا از کامنت های من برداشت میکنی که من گلایه و شکایت دارم؟ :-? واقعا جای تعجب داره :eek: شما درباره داستان کنجکاوی من گفته بودی. من هم خواستم کنجکاوی خودمو توضیح بدم. قصد شکایت ازشما رو نداشتم. واقعا چه فکرهای که نمیکنی؟! من با شما هیچ مشکلی ندارم. به نظر من شما آدم تحصیلکرده با اطلاعات عمومی بالای هستی . هیچ نظر بدی نسبت به شما ندارم.من اصلا باکسی الکی لجبازی نمیکنم .به خدا من کجا به شما منفی دادم! :eek: اتفاقا به شما مثبت دارم. مگه علم غیب داری که این فکر رو درباره من میکنی؟ من اصلا دوست ندارم شخصی همینطور الکی باهام دلخور باشی. واقعا درباره اشتباه برداشت میکنی. :cry:

رز عزیز ممنون که نسبت به این جانب محبت دارید.
من نه تنها کنج کاوی شما را بد نمی دانم بلکه از سوال های شما بسیار (شاد) می شوم. پس نتیجه میگیریم من نه تنها از شما دلخور نیستم بلکه شاد هستم. در مورد نظر منفی حقیقتا متشکرم مطمئن هستم شما نبودید که منفی دادید. شوخی بود با شما و باقی دوستان ( که نگین رویین تن مثل کتابها حرف میزنه و خشکه).
بازگو کردن
 
 
+8 #2671 محیا . 1392-02-25 18:13
نقل کردن مريم69:
من بخش فهرست كامل بازيگران زن و مردو امروز(براي اولين بار) نگاه كردم؛
اسم شريفي نيا، دانايي و شهره لرستاني به چشمم نخورد.

در فهرست کامل بازیگران زن :
6.شهره لرستانی = شایسته
در فهرست کامل بازیگران مرد :
5.محمد رضا شریفی نیا = میرزا رضا
27.امیر علی دانایی = فرخ

ولی اسمِ حدیقه ( یا به قول دوستان اون گداهه که تو قسمت 30 یه صدایی از پشت صحنه بهش گفت بشین بعد اون نشست ) جز بازیگران زن نبود . بیچاره حدیقه ، چرا اسم شو نذاشتید طفلکی
بازگو کردن
 
 
+5 #2670 محیا . 1392-02-25 18:03
نقل کردن کبری:
خواستم تشکر کنم واقعا سریال بی نظیر و عالی میباشد.فقط اینکه نقش اقای شریفی نیا بهش نمیخوره یعنی کسی نبود همچین نقش مهم رو بهش بدین که بیاد.کیانیان-فرهنگ-حیایی-خیراندیش-زارعی عالی بازی میکنند .باتشکر

دربارۀ نقش آقای شریفی نیا : منم اون اوایل خیلی برام سخت بود پذیرشِ سید رضا . چون آقای شریفی نیا همش نقش آدمهای دو رو و ریاکار رو بازی می کرد ( لااقل اون فیلمها و سریالهایی که من دیده بودم اینطور بود ) اولا فکر می کردم سید رضا تدین هم یه آدمیه که به ظاهر خوبه ولی حتماً یه کاسه ایی زیر نیم کاسه ش هست ( مثل کریمِ حالا ، که به ظاهر خوبی می کنه ولی در اصل داره شیطنت می کنه ) و به قول کلاه پهلوی ها : "حتماً داره یه تیری خاک می کنه " . ولی بعد کم کم با گذشتِ داستان فهمیدم نه بابا این دفعه مثل همیشه نیست مثل اینکه نقش آقای شریفی نیا یه آدم کاملاً مثبته یه آدمِ خوبِ خوب . و حالا دیگه وقتی آقای شریفی نیا رو تو یه فیلم یا سریال می بینم نمی گم" اِ محمدرضا شریفی نیا " بلکه می گم " اِ سید رضا "
بازگو کردن
 
 
+8 #2669 محیا . 1392-02-25 17:45
عشق واقعی : عشق واقعی یعنی دوستش داشته باشی بدون هیچ توقعی ، هیچ توقعی ها . یعنی همۀ ویژگیهای منفی شو بدونی ولی باز دوسش داشته باشی . بدیهای زیادشو ندید بگیری و تمرکز کنی روی خوبیهای کمش . جز خدا هیچ ما رو اینجوری دوست نداره . ممکنه بگین خدا بدون توقع نیست دوست داشتنش ، ازمون توقع داره مثلاً توقع داره که نماز بخونیم ، حجاب و یه عالمه باید و نبایدی که تو رساله به تفصیل مواردشو نوشته ولی بازم می گم خدا بدون توقع دوست مون داره چون احکامش همش واسه خاطرِ خودمونه . اگه می گه شراب نخوریم چون ضرر داره ، اگه می گه حجاب برای خانمها و حفظ نگاه برای آقایون برای اینکه از زندگی شون در آینده لذت ببرن . و هزاران دلیل برای احکام که همه مون هم می دونیم . نماز هم واسه اینه که ما به منبع الهی وصل بشیم و اِلا خدا چه نیازی به نمازهای ما داره . خدا ما رو آفریده کاتالوگ مون هم در قالب ِ احکام بهمون داده همینطور که برای استفاده از وسایل مون مو به مو از روی کاتالوگ عمل می کنیم که آسیب نبینه برای عدم آسیب به روح و جسم مون هم باید طبق ِ کاتالوگ ایی که آفریدگار مون داده عمل کنیم .
بازگو کردن
 
 
+6 #2668 محیا . 1392-02-25 17:16
نقل کردن سید مهدی سید محمدی:
نقل کردن رز:
نقل کردن سید مهدیسید محمدی:
:cry: :cry: نقل کردن سید مهدی سید محمدی:
الاغ دانا گوسفند دانا کامنت 2543 مگس دانا خودم و دیگر هیچ و... همشون یه نفرن اون اومده بود یه جو جدید تو سایت ایجاد کنه اون نمی خواست به شما توهین کنه اون می خواست جزو شما باشه و اون منم سید مهدی سید محمدی امیدوارم کاربران گرامی منو ببخشن و برای منم بین خودشون جا باز کنن!! :sad: :sad: :sad:

من غلط کردم...اشتباه کردم...من اصلا دیوونه شدم...لطفا به من جواب بدید!!

آقا سید واسه چی به خودت توهین میکنی؟؟؟!!! :D :lol: :-? :eek: :zzz مگه چه گناهی کردی؟؟؟؟!!!!!!!

من یه پسر 18 ساله هستم من از بچگی همه مسخرم می کردن چون بدن ضعیفی داشتم(معلول نبودم )به خاطر همین خواستم یکم جلب توجه کنم و قلب گلاره خانوم رو شکستم!

وای خدای من ، خدا منو ببخشه ، آقای سید محمدی حلال کنید منو ، کلی راجع به شما فکر بد کردم ، ببخشید . امان از قضاوت
بازگو کردن
 
 
+3 #2667 سید مهدی سید محمدی 1392-02-25 16:11
نقل کردن رز:
نقل کردن سید مهدیسید محمدی:
:cry: :cry: نقل کردن سید مهدی سید محمدی:
الاغ دانا گوسفند دانا کامنت 2543 مگس دانا خودم و دیگر هیچ و... همشون یه نفرن اون اومده بود یه جو جدید تو سایت ایجاد کنه اون نمی خواست به شما توهین کنه اون می خواست جزو شما باشه و اون منم سید مهدی سید محمدی امیدوارم کاربران گرامی منو ببخشن و برای منم بین خودشون جا باز کنن!! :sad: :sad: :sad:

من غلط کردم...اشتباه کردم...من اصلا دیوونه شدم...لطفا به من جواب بدید!!

آقا سید واسه چی به خودت توهین میکنی؟؟؟!!! :D :lol: :-? :eek: :zzz مگه چه گناهی کردی؟؟؟؟!!!!!!!

من یه پسر 18 ساله هستم من از بچگی همه مسخرم می کردن چون بدن ضعیفی داشتم(معلول نبودم )به خاطر همین خواستم یکم جلب توجه کنم و قلب گلاره خانوم رو شکستم!
بازگو کردن
 
 
+10 #2666 محیا . 1392-02-25 15:21
کاش عوامل ِ سریال هم در این بحثهای ما در این صفحه شرکت می کردن و نظرشونو می گفتن
بازگو کردن
 
 
0 #2665 مريم69 1392-02-25 15:18
من بخش فهرست كامل بازيگران زن و مردو امروز(براي اولين بار) نگاه كردم؛
اسم شريفي نيا، دانايي و شهره لرستاني به چشمم نخورد.
بازگو کردن
 
 
+5 #2664 رویین تن 1392-02-25 14:12
محیا جان منفی بهت دادم چون من نگفتم به جای نماز باید فقط عاشق بود.من در جواب گلاره که گفته بود با حجاب خیال خود خانوم ها راحت تر است مخالفت کردم و تنها تضمین خیال راحت خانم ها و حتی آقایان را عشق دانستم. پوشیدگی بسیار خوب است و من هم اصلا موافق برهنگی نیستم. فقط می گویم حیف که گلاره وقت میگذارد و کلی تایپ می کند در باره فواید حجاب ولی کم ترین توجیه را می آورد و به قول پروانه آبی عزیز(که هر دفعه که نظری میگذارد مدتی پنهان می شود تا دوباره) بد ترین دفاع را می کند.
اما شما نا خواسته توضیحی آوردید که تمام حرف بنده را تایید کردید.گفتید نماز وحجاب دلیل و برهان نیاز ندارد و اگر عاشق خدا باشیم برای خوشنودیش هرکاری می کنیم. اگر عاشق خدا باشیم . عشق... این نیروی درونی انسان که خدا در روح مان دمیده. حتما که نباید عاشق انسان شد. میبینید خانم ها ؟ باز هم پای عشق میاد وسط . من میگویم عشق تنها تضمین است برای آرامش ولذت. حتی برای حفظ دین و ایمان به خدا. چون همه کم و بیش عاشق می شوند و عشق را می شناسند.چون عشق وجدان و وفاداری را هم در پی می آورد. کسی که عاشق دینش است برای فرایضش هم با سر میرود. اما کسی که به زور لگد پدر نماز صبح می خواند تنها خدا و راز و نیاز را به تمسخر گرفته است. اگر می شد همه عاشق خدا و حتی فقط عاشق واقعی همدیگر باشند دنیا گلستان می شد.
بازگو کردن
 
 
+7 #2663 رویین تن 1392-02-25 14:04
مرد حسابی فیلمی سیاهی لشکر داشته باشد دیگر آبکی نیست؟ شما این فیلم رو با یوسف پیامبر مقایسه می کنید؟این کجا و آنها کجا؟ عزیز من این فیلم اتفاقا برای فرعی ترین شخصیت ها مثل راننده کامیون از بازیگر حرفه ای استفاده کرده است(نادر سلیمانی) تعریف شما از آبکی مانند برگزیدن نامتان اشتباه است .
این کامنت ها هر چقدر هم به قول شما آبکی باشد برای بسیاری مهم است . شما هم همان بهتر که در سایت های چت و ... کامنت بگزارید اینجا برای شما زیادی آبکی است. همه ما سعی کردیم شما را در جمعمان بپزیریم اما شما متاسفانه اصلا درک نکردید. خانم رز جواب محبت آمیزی به شما داد ولی جواب زشتی دادید. و ضمنا بنده اگر تعریفی از کسی مثلا خانم محیا کردم دو برابر نقدش را هم گفته ام. فکر کنم آن چیزی که به نظر شما چاپلوسی می نماید احترام متقابل است. که شما برایش ارزشی قائل نیستید.
اما منظورتان از کامنت نوشتن به جای همدیگر را متوجه نشدم .و این که پیش بینی می کنم شما همچنان به این سایت آبکی رجوع می کنید. اگر نقد یا نظری دارید بفرمائید. بسیار محترمانه جوابش را می گیرید.
بازگو کردن
 
 
+4 #2662 رویین تن 1392-02-25 11:58
ولی جدا این همه نظر منفی یهو اومد یک مقدار مشکوکه. دوستان. مخاطبان جان. عزیزان دل. خواهشا هر کس موافقت یا مخالفتی در مورد نقد ها داشت التماس می کنم یک خط دلیلش را بنویسید که امثال بنده رای واقعی را بدانیم. ضمنا خواهش می کنم به محتوای هر نقد رای بدهید نه به شخص.مثال (مثلا گلاره چشم دیدن رویین را ندارد هی نیاید سایت هر دفعه منفی بزند که حالش را بگیرد.)
بازگو کردن
 
 
+4 #2661 رز 1392-02-25 11:39
نقل کردن محیا .:
نقل کردن گوسفند دانا:
شمارو باتمام محتویات این سایت ازجمله آقای گگگل خانم رز :-x ترک میکنم :zzz

بهتر ، خوش آن باغي كه گوسفند دانایش (!!!!!!!!!) كند قهر

محیا جون ممنونم 8) جناب آقای محترم. منظورت درباره آقای"گل" رو فهمیدم. اینو درک کن من الکی به کسی"گل" نمیگم. باید حتما شایستگی صفت "گل" رو داشته باشه. حتما من تشخیص دادم که ایشون این صفت رو داراست. چون واقعا گُله. گلی هست به تموم معنا. ;-) این اسمش لوسی بازی و چاپلوسی نیست.بفهم این اسمش محبت و احترام به طرف مقابله.نه لوس بازی :D
بازگو کردن
 
 
+5 #2660 محیا . 1392-02-25 11:29
نقل کردن محیا .:
برای حجاب ، نماز یا انجام سایر فرایض نیاز به دلیل و برهان نیست به قول آقای رویین تن فقط کافی ست عاشق بود ، عاشق ِ واقعی . وقتی کسی عاشقانه خدا ، خالق همۀ زیباییها ، را دوست داشته باشد همۀ سختی ها را به جان می خرد برای خرسندی عشقش ؛ و در این بین تحمل ِ گرمای تابستان برای حفظ حجاب کمترین کاری ست که می توان برای خوشنودی ِ خدای مهربون ترین انجام داد . فقط کافی ست لحظه ایی به آینده فکر کنیم ، زمانی که به دیدار پروردگارمون می ریم ، به این فکر کنیم که همۀ همۀ همۀ اونچه که خدا گفته انجام بدیم برای اینه که اون لحظه خوشنودیِ خالق رو نسبت به خودمون درک کنیم ، فکر می کنیم همین خوشنودی خدا نسبت به ما به کل ِ لذتهای دنیا می ارزه .

یه اشتباه تایپی ِ کوچولو پیش اومد که در معنی ِ جمله خلل وارد می کند ، در جملۀ آخر نوشته بودم "فکر می کنیم همین خوشنودی خدا نسبت به ما به کل ِ لذتهای دنیا می ارزه ." و اشتباهم این بود که بجای فکر می کنم نوشتم فکر می کنیم . با این اشتباهِ سهوی ِ من معنی ِ جمله برعکس ِ آن چیزی شد که مد نظر من است . درست اش این است "فکر می کنم همین خوشنودی خدا نسبت به ما به کل ِ لذتهای دنیا می ارزه "
بازگو کردن
 
 
+2 #2659 رز 1392-02-25 11:28
نقل کردن رویین تن:
رز عزیز باز هم که برداشت های عجیب و غریب کردی. من کی گفتم کنج کاوی بده. حالا چرا این قدر منفی می دهید بی انصاف ؟ من می گویم شاد می شم شما کامنت گلایه جواب می دهید.

آقای رویین، واقعا آدم عجیب و خاصی هستی، شما چرا از کامنت های من برداشت میکنی که من گلایه و شکایت دارم؟ :-? واقعا جای تعجب داره :eek: شما درباره داستان کنجکاوی من گفته بودی. من هم خواستم کنجکاوی خودمو توضیح بدم. قصد شکایت ازشما رو نداشتم. واقعا چه فکرهای که نمیکنی؟! من با شما هیچ مشکلی ندارم. به نظر من شما آدم تحصیلکرده با اطلاعات عمومی بالای هستی . هیچ نظر بدی نسبت به شما ندارم.من اصلا باکسی الکی لجبازی نمیکنم .به خدا من کجا به شما منفی دادم! :eek: اتفاقا به شما مثبت دارم. مگه علم غیب داری که این فکر رو درباره من میکنی؟ من اصلا دوست ندارم شخصی همینطور الکی باهام دلخور باشی. واقعا درباره اشتباه برداشت میکنی. :cry:
بازگو کردن
 
 
+2 #2658 علیرضا حاجی رمضانی 1392-02-25 11:10
سلام
فقط در یک جمله سریال فوق عالی است
بازگو کردن
 
 
-9 #2657 رز 1392-02-25 11:09
نقل کردن تارا:
چقدر این فرخ بی عرضه تشریف داره قبلنا این طوری نبود

تارا خانم متوجه نظر دادنت باش. نقد دادی. نقد محترمانه کن . نه توهین کن
بازگو کردن
 
 
+6 #2656 محیا . 1392-02-25 10:12
نقل کردن گوسفند دانا:
شمارو باتمام محتویات این سایت ازجمله آقای گگگل خانم رز :-x ترک میکنم :zzz

بهتر ، خوش آن باغي كه گوسفند دانایش (!!!!!!!!!) كند قهر
بازگو کردن
 
 
+8 #2655 محیا . 1392-02-25 02:01
در قسمت 6 ، زمانی که فروغ به حجرۀ آمیرزا می رود حرف از مغازۀ 2 دَهَنه و بازاریهای دیگه که هر کدوم 2 ،3 تا زن دارن می زنه ولی در طول سریال جز در این دیالوگ ، نه این بازاریهای چند همسره مشاهده شد نه در جاهای دیگه به آنها پرداخته شد حتی در جلسۀ کانون بانوان سامان در قسمت 20 که زنان از شوهرانشان شکایت کردند از کتک های شوهرشان می گفتند ولی از تعدد زوجین آنها خیر . حتی فرماندار نیز در آنِ واحد چند همسر ندارد ، بعد از رفتن ِ همسر اولش اقدام به تجدید فراش کرد . روابط خارج از کانون خانواده هست ( فرخ و وندی ، بلانش و کریم ) ولی چند همسری در آن ِ واحد ، خیر
بازگو کردن
 
 
+1 #2654 محیا . 1392-02-24 23:03
مرسی مدیر سایت ، امروز شما تعدادِ ساعاتِ زیادی آنلاین بودین . روشن شدنِ آیکونِ " مدیر آنلاین" باعث دلگرمی ماست
بازگو کردن
 
 
-8 #2653 گوسفند دانا 1392-02-24 20:54
سلام اولا بگم من نه قصد توهین داشتم ونه دارم ومن فقط با همین نام کامنت گذاشتم ودوما هرچی سریال جلو میره آبکی تر میشه ومشخصه سکانسها رو یجوری سمبل کردن واین که نه دراین سریال ونه در هیچ سریال دیگه ایرانی ازجمله مختار یایوسف پیامبرو...از سیاهی لشکر به خوبی استفاده نشده وبه همین دلیل از تاثیر فیلم به شدت کاسته شده!سایت سریال هم آبکی شده از بروز رسانی گرفته تا زدن کامنتها به نام دیگران!!!!!! ضمنا از لوس بازی وچاپلسوسی متنفرم که تو این سایت فراونه شمارو باتمام محتویات این سایت ازجمله آقای گگگل خانم رز :-x ترک میکنم :zzz
بازگو کردن
 
 
+1 #2652 محیا . 1392-02-24 19:58
برای حجاب ، نماز یا انجام سایر فرایض نیاز به دلیل و برهان نیست به قول آقای رویین تن فقط کافی ست عاشق بود ، عاشق ِ واقعی . وقتی کسی عاشقانه خدا ، خالق همۀ زیباییها ، را دوست داشته باشد همۀ سختی ها را به جان می خرد برای خرسندی عشقش ؛ و در این بین تحمل ِ گرمای تابستان برای حفظ حجاب کمترین کاری ست که می توان برای خوشنودی ِ خدای مهربون ترین انجام داد . فقط کافی ست لحظه ایی به آینده فکر کنیم ، زمانی که به دیدار پروردگارمون می ریم ، به این فکر کنیم که همۀ همۀ همۀ اونچه که خدا گفته انجام بدیم برای اینه که اون لحظه خوشنودیِ خالق رو نسبت به خودمون درک کنیم ، فکر می کنیم همین خوشنودی خدا نسبت به ما به کل ِ لذتهای دنیا می ارزه .
بازگو کردن
 
 
+7 #2651 تارا 1392-02-24 19:07
چقدر این فرخ بی عرضه تشریف داره قبلنا این طوری نبود
بازگو کردن
 
 
+6 #2650 مريم69 1392-02-24 18:42
با سلام و خسته نباشيد خدمت جناب مدير عزيز.
مي‌خوام بدونم آقاي دُري از نظراتي كه مي‌ذاريم، انتقادات و پيشنهاداتمون و محتواي كلي كامنتها مطلع ميشن؟
باتشكر...

مدیر سایت: بله دوست گرامی ایشان باخبر شده و از این نظرها بهره می برند.
بازگو کردن
 
 
+2 #2649 رویین تن 1392-02-24 18:14
دوستان دقت کردید نظر ها بیشتر شده؟ مخاطبان زیاد شدند. به نظر بیشتر خانم هستند. ما هم غریب میان اینها هی منفی میدن . امیر یا گ... دانا نظر شما هم محترم است و عزیز .اصلا سخت نیست شما هم نظرتان را بیان کنید مثل بقیه.
بازگو کردن
 
 
0 #2648 گلاره 1392-02-24 18:00
در ضمن جناب رویین تن گرامی.شما چه قبول کنید و چه نه،یکی از اثار حجاب،حفظ سلامت خانواده (مخصوصا زنان)و وفاداری زوجین (مخصوصا مردان)به همدیگر است حالا میخواهد انها لیلی و مجنون هم باشند.
بازگو کردن
 
 
+1 #2647 مريم69 1392-02-24 15:53
(شهيد بهرام يادگارى)
«تو اى خواهرم... حجاب تو کوبنده تر از خون سرخ من است.»


(نسخه برداري شده از سايت دختران با حجاب)
بازگو کردن
 

  • روز گذشته
    ای برادر تو چقدر حیله گری آی کریم با تو ام ، نه دیگری ببین چه بلوایی در شهر بپا کردی آسید علی رو کشتی، ...

    ادامه مطلب ..و

     
  • روز گذشته
    سلام ببخشید دراین قسمت فکر میکنم حکمشون از لحاظ حقوقی وقانونی اشکال داشت در مورد تراشیدن سر که مربوط ...

    ادامه مطلب ..و

     
  • روز گذشته
    به نام خدا سلام.برندگان مسابقه نقد اعلام نشد؟؟؟ مدیر سایت: دوست گرامی امشب اعلام خواهد شد.

    ادامه مطلب ..و

     
  • روز گذشته
    کاشکی واسه همش درست میکردی ;-)

    ادامه مطلب ..و

     
  • روز گذشته
    باعرض سلام وخسته نباشید با اینکه این مجموعه ما را به دورانی از تاریخ ایران می برد که در ان تحولاتی ...

    ادامه مطلب ..و

     
  • روز گذشته
    کی جواب میدین؟ مدیر سایت: پاسخ چه سوالی را دوست عزیز؟

    ادامه مطلب ..و

     
  • روز گذشته
    امروز 4 خرداد است الان ساعت 3:34 است وهنوز تکرار کلاه پهلوی رو نگذاشته چرا؟؟؟؟

    ادامه مطلب ..و

     
  • روز گذشته
    تا کی میخواهیم غیر حرفه ای بمانیم؟؟ حکم صادر شده برای 4 نفر توسط قاضی ناقص اجرا شد.شلاق زده شد سر ...

    ادامه مطلب ..و

     
  • روز گذشته
    سلام شهر سامان در حاشیه زاینده رود در استان چهارمحال وبختیاری است

    ادامه مطلب ..و

     
  • روز گذشته
    ولی بنظر من کیف انگلیسی فاقد شخصیت خاکستری بود و همۀ شخصیتهایش سیاه بودند در حالی که در کلاه پهلوی ...

    ادامه مطلب ..و

     
  • روز گذشته
    اون صحنه ایی که نمایندگان با کیف انگلیسی وارد مجلس شدند به نظر من هم ، بی نظیر و ستودنی بود

    ادامه مطلب ..و

     
  • روز گذشته
    در این قسمت به پیشواز مراسم محرم رفتن در حالی که در قسمت 16نیز شاهد مراسم محرم بودیم ( مشکی به تن ...

    ادامه مطلب ..و

     
  • روز گذشته
    مدارس در شهرستان ها؟! بهتره یه نگاهی به تاریخ بندازیم زنان ما حق بیرون آمدن از خانه را نداشتند چطور به ...

    ادامه مطلب ..و